گنجور

شعر ۷ - فی الشیب

إِنْ هَجَرتُ النّاسَ و اخْتَرْتُ النَّویٰ
لا تَلُومُوني فَإنَّ الْعُذرَ بان
زَمَنٌ عَوَّجَ ظَهْري بَعْدَما
کُنْتُ أَمْشِي وَ قَوامی غُصْنُ بان
طالَما صُلْتُ عَلَی أُسْدِ الشَّریٰ
وَ بَقِیتُ الیومَ أَخْشَی الثُّعْلُبان
کَیْفَ لَهْوِي بَعدَ أَیّامِ الصِّبا؟
وَ انْقَضَی الْعُمْرُ وَ مَرَّ الْأَطْیَبان

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

إِنْ هَجَرتُ النّاسَ و اخْتَرْتُ النَّویٰ
لا تَلُومُوني فَإنَّ الْعُذرَ بان
هوش مصنوعی: اگر از مردم دوری گزیدم و جز سکوت را انتخاب کردم، نباید مرا سرزنش کنید، چرا که دلیل این کارم روشن است.
زَمَنٌ عَوَّجَ ظَهْري بَعْدَما
کُنْتُ أَمْشِي وَ قَوامی غُصْنُ بان
هوش مصنوعی: زمانی که به من فشار آورد و اندامم را خم کرد، به یاد می‌آورم که قبلاً با قامتی راست و استوار مانند شاخه‌ی درخت بید راه می‌رفتم.
طالَما صُلْتُ عَلَی أُسْدِ الشَّریٰ
وَ بَقِیتُ الیومَ أَخْشَی الثُّعْلُبان
هوش مصنوعی: من همیشه با شیران سرزمین حق مبارزه کرده‌ام، اما امروز از ماری ترس دارم.
کَیْفَ لَهْوِي بَعدَ أَیّامِ الصِّبا؟
وَ انْقَضَی الْعُمْرُ وَ مَرَّ الْأَطْیَبان
هوش مصنوعی: چگونه می‌توانم پس از روزهای جوانی شاد باشم؟ در حالی که عمر سپری شده و روزهای خوش به پایان رسیده‌اند.

خوانش ها

شعر ۷ - فی الشیب به خوانش حجت الله عباسی

حاشیه ها

1402/03/20 17:06
سید عباس جلادتی

افتخار دارم ترجمه ای از این شعر بسیار زیبای خداوندگار سخن سعدی شیرازی تقدیم دوستداران ایشان کنم:

در پیری

1- اگر از مردم کناره گرفتم و تنهایی را برگزیدم سرزنشم مکنید چرا که عذرم آشکار است.

2- روزگار پشتم را خمیده کرد بعد از آن زمان که با قامتی افراشته همچون شاخ سرو راه می رفتم.

3- چه بسیار زمانها به شیران بیشه حمله می کردم و اکنون از روباه ها در ترس و بیم هستم.

4- بعد از دوران نوجوانی چگونه خوشی کنم حال آنکه عمر گذشته است و آن دو چیز نیکو را از دست داده ام.

1402/08/24 15:10
م.م

سپاس آقای جلادتی

1403/01/15 22:04
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳

متن ویرایش و اصلاح شد و این هم ترجمه ابیات:

 

إِنْ هَجَرتُ النّاسَ و اخْتَرْتُ النَّویٰ

لا تَلُومُونی فَإنَّ الْعُذرَ بان

اگر از مردم کناره گرفتم و دوری را انتخاب کردم مرا سرزنش نکنید زیرا عذر و بهانه روشن و آشکار است.

 

زَمَنٌ عَوَّجَ ظَهْری بَعْدَما

کُنْتُ أَمْشِی وَ قَوامی غُصْنُ بان

زمانه کمرم را خمیده کرد پس از این که راه می‌رفتم و قدم چون شاخۀ درخت بان بود.

 

طالَما صُلْتُ عَلَی أُسْدِ الشَّریٰ

وَ بَقِیتُ الیومَ أَخْشیٰ الثُّعْلُبان

الثُّعْلُبان جمع نیست بلکه مفرد است به معنای روباه نر

چه بسیار به شیران شرزه حمله می‌کردم اما امروز از روباه‌ِ نر هم می‌ترسم.

 

کَیْفَ لَهْوِی بَعدَ أَیّام الصِّبا؟

وَ انْقَضیٰ الْعُمْرُ وَ مَرَّ الْأَطْیَبان

أَطْیَبان: دو چیز نیکو که مراد از آن، نیرو و جوانی است.

چگونه پس از روزگار کودکی و نوجوانی مشغول بازی و سرگرمی باشم در حالی که عمر سپری شد و دو چیز نیکو گذشت.