گنجور

حکایت شمارهٔ ۸

پیرمرد‌ی را گفتند: چرا زن نکنی؟

گفت: با پیرزنانم عیشی نباشد.

گفتند: جوانی بخواه چو مکنت داری.

گفت: مرا که پیرم با پیرزنان الفت نیست پس او را که جوان باشد با من که پیرم چه دوستی صورت بندد؟

پِرِ هَفتا ثَله جُونی می‌کُند
عَشغِ مقری وَ خُیْ بِنی چِشِ رُوشْت
زور باید نه زر که بانو را
گزر‌ی دوست‌تر که ده من گوشت

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌نبشته

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

پیرمرد‌ی را گفتند: چرا زن نکنی؟
هوش مصنوعی: پیرمردی از او پرسیدند: چرا ازدواج نمی‌کنی؟
گفت: با پیرزنانم عیشی نباشد.
هوش مصنوعی: او گفت: با پیرزنانم لذتی نخواهم بود.
گفتند: جوانی بخواه چو مکنت داری.
هوش مصنوعی: گفتند: وقتی که توانایی و ثروت داری، جوانی را بخواه.
گفت: مرا که پیرم با پیرزنان الفت نیست پس او را که جوان باشد با من که پیرم چه دوستی صورت بندد؟
هوش مصنوعی: او گفت: من که پیر هستم و با زنان سالخورده رابطه‌ای ندارم، پس جوان‌ترها چه دوستی با من دارند؟
پِرِ هَفتا ثَله جُونی می‌کُند
عَشغِ مقری وَ خُیْ بِنی چِشِ رُوشْت
هوش مصنوعی: در این بیت، شخصی از عشق و دلبستگی‌اش به معشوق صحبت می‌کند. او به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره می‌کند و احساسات عمیق و شیدایی خود را به تصویر می‌کشد. در واقع، عشق او مانند گلی است که در وسط یک باغ می‌درخشد و با شدت به آن می‌اندیشد.
زور باید نه زر که بانو را
گزر‌ی دوست‌تر که ده من گوشت
هوش مصنوعی: برای رسیدن به دل بانویی، نیازی به ثروت نیست، بلکه باید قدرت و اراده داشته باشی، چرا که برای او ارزش بیشتری دارد و مانند دهان من، ارزشمندتر است.

خوانش ها

حکایت شمارهٔ ۸ به خوانش حمیدرضا محمدی
حکایت شمارهٔ ۸ به خوانش ابوالفضل حسن زاده
حکایت شمارهٔ ۸ به خوانش فاطمه زندی

حاشیه ها

1390/08/25 14:10
payam

گرزی ؟ یا گزری؟

1392/02/23 16:04
ناشناس

با سلام
به نظر می رسد که «گزری» صحیح باشد.
گزر (با فتح اول و دوم) در زبان کردی به معنای هویج است و احتمالا در فارسی قدیم هم مصطلح بوده باشد. :)
حال خود بخوان

1392/02/18 10:05
حسین

پس از این حکایت و پیش از این بیت شعر، بیت دیگری به زبان شیرازی در گلستان به تصحیح محمدعلی فروغی موجود است که در اینجا نیامده است

1392/03/03 11:06
رضا شهنی

شعر حکایت دوبیت دارد که بیت اول با لحجه شیرازی است
پر هفطاثله جونـــــــــــی می کند/
عشغ مقری و خوبنی چش روشت/
زور باید نه زر که بانــــــــــــــــــو را /
گزری دوست تر که ده من گوشــت/
نسخه جمشید غلامی نهاد
معنی بیت هم خیلی جالبه

1394/03/26 12:05
مهران ش

بر اساس نسخه‌های مورد استفاده غلامحسین یوسفی این حکایت در پایانش دو بیت دارد که بیت اول به لهجه قدیم شیرازی است و آن را چنین باید خواند (این توضیح از نوشته دکتر علی‌اشرف صادقی در جشن‌نامه دکتر سلیم نیساری گرفته شده)
«پِرِ هَفتا ثَله جُونی می‌کُند | عَشغِ مقری وَ خُیْ بِنی چِشِ رُوشْت
زور باید نه زر که بانو را | گزری دوست‌تر که ده من گوشت»
(پیر هفتاد ساله {که} جوانی می‌کند، عاشق کور {هم} به خواب می‌بیند چشمش روشن {=بینا} شده)
{مرد}‌باید زور داشته باشد نه زر، که برای بانو | یک گزر {آلت جنسی مرد} دوست‌داشتنی تر از ده من گوشت است}

1394/06/18 10:09
سعید

گزر به معنی زردک می باشد نه هویج. این اصطلاح در میان لرها ، لک ها و کردها کاملاً رایج است و کلمه ای فارسی و بسیار کهن است.

1399/02/26 02:04
چلیپا

گِزِر در گویش بروجردی به نوعی زردک گفته می شود(شبیه هویج است اما از آن درشت تر است). در ادبیات شفاهی آن دیارنوعی فحش است و کنایه از چیزی سفت و سخت هم ردیف آلت مردانه

1399/04/08 23:07
بهزاد آریا

درود بر شما
بنده زاده پروان٬ خراسان یا افغانستان کنونی هستم در منطه ما هویج را زردک می گویند ولی قدیمی ها مثلا پدر بزرگ و مادر بزرگم « گزر » gazer می نامیدند. به آوای زر زر٬ یا زر زر کردن

1400/05/19 19:08
سوشیانت

بدون هیچ تردیدی گلستان سعدی مایه فخر ادب و زبان پارسی است. 

1400/08/15 16:11
جهن یزداد

پر هفتا ثله جوونی اکند
کر مغری وخو بونی چش روشت
زور باید نه زر که بانو را
گزری دوست تر که ده من گوشت
پیر هفتاد ساله جوانی میکند
کور مگر بخواب بیند چشم روشن (روشت = روشن = روز - هردو میشود - در اذربایجان و فارس و سیستان روش میگفتند که قدیمی تر از روز و روج و روژ است  روش روشن - روز روزن -
فرخته باذا روش -
در شعر اذربایجان کهن نیز دیده ام




(فارس - کهکیلویه و بوشهر  و فارس کنونی بود- در فارس بجای می  ا میگففتند که هم اکنون در کهکیلویه  -ای می گویند ایکنه