حکایت شمارهٔ ۵
یکی را از متَعَلّمان کمالِ بَهجتی بود و معلّم از آنجا که حسِّ بشریّت است با حُسنِ بَشَرهٔ او معاملتی داشت و وقتی که به خلوتش دریافتی، گفتی:
باری پسر گفت: آن چنان که در آدابِ درس من نظری میفرمایی در آدابِ نفسم نیز تأمّل فرمای، تا اگر در اخلاقِ من ناپسندی بینی که مرا آن پسند همینماید، بر آنم اطْلاع فرمایی تا به تبدیلِ آن سعی کنم.
گفت: ای پسر! این سخن از دیگری پرس که آن نظر که مرا با توست، جز هنر نمیبینم.
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
حکایت شمارهٔ ۵ به خوانش حمیدرضا محمدی
حکایت شمارهٔ ۵ به خوانش ابوالفضل حسن زاده
حکایت شمارهٔ ۵ به خوانش فاطمه زندی
حاشیه ها
در عبارت "معلم از آنجا که حس بشریت است با حسن کبیره او معاملتی داشت" واژه کبیره نادرست است واژه درست بشره است:
معلم از آنجا که حس بشریت است با حسن بشره او معاملتی داشت
سلام
این بیت قبل بیت انتهای حکایت باید افزوده گردد
چشم بداندیش که برکنده باد عیب نماید هنرش در نظر
سلام
این بیت قبل از بیت انتهای حکایت باید افزوده گردد
چشم بداندیش که برکنده باد عیب نماید هنرش در نظر
یکی را از متعلمان کمال بهجتی بود و طیب لهجتی. و معلم از آنجا که حس بشریتست، با حسن بشره او معاملتی داشت. زجر و توبیخی که بر کودکان کردی در حق وی روا نداشتی و وقتی که به خلوتش دریافتی گفتی:
نه آنچنان بتو مشغولم ای بهشتی روی
که یاد خویشتنم در ضمیر میاید
ز دیـدنــت نــتــوانـم کــه دیـده دربــنــدم
وگـر مقـابـله بـینم کـه تـیر میاید
باری پسر گفت: چنان که در آداب درس من نظری میفرمایی در آداب نفسم نیز تأمل فرمای تا اگر در اخلاق من ناپسندی بینی که مرا آن پسندی همی نماید، برآنم اطلاع فرمایی تا به تبدیل آن سعی کنم.
گفت: ای پسر این سخن از دیگری پرس که آن نظر که مرا با تست جز هنر نمی بینم
چــشــم بــدانـدیـش کـه بــر کـنـده بــاد
عـیـب نـمـایـد هـنـرش در نـظــر
ور هــنـــری داری و هــفـــتـــاد عـــیــب
دوسـت نـبـیند بـجـز آن یک هنر
سلام
در بیت 2 "نه" چه نقشی دارد و کدام فعل را منفی میکند؟ لطفا در مورد معنی کل بیت نیز توضیح دهید.
نه آنچنان به تو مشغولم ای بهشتی روی
که یاد خویشتنم در ضمیر میآید