گنجور

حکایت شمارهٔ ۱۹

آورده‌اند که نوشین‌روانِ عادل را در شکارگاهی صَید کباب کردند و نمک نبود. غلامی به روستا رفت تا نمک آرد. نوشیروان گفت: نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد. گفتند: از این قدر چه خَلَل آید؟ گفت: بنیادِ ظلم در جهان اوّل اندکی بوده‌است هرکه آمد بر او مَزیدی کرده تا بدین غایت رسیده.

اگر ز باغِ رعیّت مَلِک خورد سیبی
بر آورند غلامانِ او درخت از بیخ
به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد
زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌نبشته

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آورده‌اند که نوشین‌روانِ عادل را در شکارگاهی صَید کباب کردند و نمک نبود. غلامی به روستا رفت تا نمک آرد. نوشیروان گفت: نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد. گفتند: از این قدر چه خَلَل آید؟ گفت: بنیادِ ظلم در جهان اوّل اندکی بوده‌است هرکه آمد بر او مَزیدی کرده تا بدین غایت رسیده.
هوش مصنوعی: نوشیروان عادل را در یک شکارگاه صید کردند و کباب کردند، اما نمک برای طعم دادن به آن وجود نداشت. یکی از غلامان به روستا رفت تا نمک بیاورد. نوشیروان گفت: نمک را به قیمت همیشه بخرید تا رسم و رسوم خراب نشود و روستا آسیب نبیند. دیگران پرسیدند: با این مقدار نمک چه آسیبی به وجود می‌آید؟ او پاسخ داد: اساس ظلم در دنیا همیشه از کم شروع شده و هر فردی که آمده، بر آن افزوده تا امروز به این حد رسیده است.
اگر ز باغِ رعیّت مَلِک خورد سیبی
بر آورند غلامانِ او درخت از بیخ
هوش مصنوعی: اگر پادشاه از باغ مردم سیبی بچشد، خدمتگزاران او درخت را از ریشه می‌کنند.
به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد
زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ
اگر پادشاهی به ستم پنج تخم‌مرغ از مردم بگیرد سپاهیانش هزار مرغ از مالِ رعایا به ناحق بستانند و طعمهٔ خویش سازند.

خوانش ها

حکایت شمارهٔ ۱۹ به خوانش دکتر مریم صمدی
حکایت شمارهٔ ۱۹ به خوانش حمیدرضا محمدی
حکایت شمارهٔ ۱۹ به خوانش محمدرضا خسروی
حکایت شمارهٔ ۱۹ به خوانش علی معدلی
حکایت شمارهٔ ۱۹ به خوانش ابوالفضل حسن زاده
حکایت شمارهٔ ۱۹ به خوانش حمید توانگر
حکایت شمارهٔ ۱۹ به خوانش فاطمه زندی

حاشیه ها

1391/05/03 09:08
اسدالله طباطبائی

در بیت دوم بجای بر باید به بیاید:
زنند لشگریانش هزار مرغ بسیخ.

1392/01/06 01:04
نوشین

تو نسخه من هست و به مزید هرکس بدین غایت رسیده

1392/10/14 15:01
تهماسب ری

به نیم بیضه که سلطان ستم روا دارد
کشند لشکریانش هزار مرغ به سیخ.
نیم- بیضه نام پرندۀ بسیار کوچکی ست.

1393/01/07 16:04
مزدا

بیضه بهمعنای تخم مرغ است.

1393/01/07 16:04
مزدا

بیضه به معنی تخم مرغ است.

1393/03/05 14:06
سعید

جالب اینکه با اینهمه نشانه و برهان در ادبیات و تاریخ که بر دادگری و عدالت پیشگی خسرو یکم انوشیروان گواهی میدهند و از اینروی نام او نماد دادگری شده، و سعدی به تنهایی چندین بار از او به بزرگی یاد کرده (ازجمله این حکایت و حکایت پیشین و در بوستان...)، برخی ایران ستیز بیگانه پرست به هر ریسمان پوسیده ای چنگ میزنند که اینها همه دروغ است و ...(از چپی ها گرفته تا آن معلم کذا و کذا که میشناسید)

1393/03/05 19:06
امین کیخا

با درود به سعید بزرگوار . خسرو انوشیروان مهماندار 7 حکیم گریخته از حکومت روم بوده است که از بیدارد یولیانوس فرمانروای روم به ایران آمده بودند . انوشیروان در این مدت از این حکیم های فرزانه پرسش هایی می پرسد که از دانش پزشکی تا فلسفه و علوم انسانی را در بر می گیرد نوع و کلاس پرسش ها نشاندهنده سطح هوشمندی و درجه دانایی آن شهمرد می باشد . به نگاه من او حکیم فرزاسته ( کاملی ) نیست ولی برای آن زمان پرسش ها از هوشمندی و تیز بینی ویژه ای برخوردار هستند و البته سنجیدن دانایی آن زمان با امروز بسیار کاری باریک بینانه و دشوار است . در برابر گویا مزذکیان برخورد انوشیروان بسیار سختگیرانه بوده است که آنرا هم تاریخ گواهی میدهد .

1395/11/20 21:01
ابراهیم

به نظر میرسد با توجه به نثر قبل از بیت بیضه همان تخم مرغ است ولی بجای پنج بیضه باید نوشته شود نیم بیضه چون بحث از خرید بوده است منظور از نیم بیضه خریدن تخم مرغ به نیم بها میباشد.

1395/11/20 23:01
مهناز ، س

چون سخن از مرغ است پس، پنج بیضه ، مراد پنج تخم مرغ است
می گوید : اگر سلطان برای خرید پنج تخم مرغ به روستاییان ظلم کند ، لشکریانش هزار مرغ را با ظلم از مردم می گیرند
البته هزار قید کثرت است ، منظور تعداد بسیار زیاد است ،
مانا باشید

1396/03/16 05:06
جمال

پنج می‌تواند علامت و سمبل یک دست باشد. اگر به یک دست شاه به رعیت ظلم کند ، غلامان وی با هزار دست ظلمها کنند.

1397/02/12 20:05
۷

اوش در فارسی به چند معنی میباشد
1-مرگ
انوش: ان+اوش=بی مرگ و جاوید
متضاد انوش،اوشمند به معنی نابود شدنی و فانی
2-دم و دمیدن:
اوشستار=مشرق/جای سرزدن ستاره
اوشبام=بامداد-سپیده دم
3-هوش: اوشیار
4-اندازه
اوشمردن>اشمردن>شمردن
مر خود یعنی شمار و شماره پس شمردن یعنی دوباره شمردن یا بررسی

1397/04/14 09:07
نادر

در اینچ مسله خرید مطرح نیست مسله استفاده نابجا وبا زور است که اگر حاکم حتی نیم خم مرغ به زور تصاحب کند زیر دستانش هزارت مرغ را بسیخ میکشند

1397/04/14 09:07
نادر

مسله خرید مطرح نیست میگوید اگر حاکم حتی نیم تخم مرغ را به اجبار تص اب نماید اجازه کشتن آر مرغ را بزیردستانش خواد داد

1397/04/21 11:07
الهه

به پنج بیضه صحیح است یعنی اگر پادشاه به اندازه پنج تخم مرغ ستم کند ...

1399/12/02 12:03
میلاد پایاب

مفهموم و مضمون بیتهایی از این قبیل چه این روزها آشکار است .

1400/09/29 13:11
سهیل قاسمی

نمک به قیمت بستان یعنی بابت نمکی که می‌گیری پولش را پرداخت کن. که رسمی نشود. یعنی رسم بد بنیاد نهاده نشود که غلام سلطان حق دارد نمک بگیرد و پول ندهد. چون الان اگر تو نمک بگیری بگویی برای شاه می‌خواهم و حق نداری پول بگیری، بعد از این بقیه هم به خلق زور خواهند گفت.

اگر شاه به‌اندازه‌ی پنج تا تخم مرغ به مردم ستم کند، (مثلاً پنج تا تخم مرغ بگیرد و پول ندهد) رسم می‌شود و لشکری‌های او، هزار تا مرغ از رعیت می‌گیرند و می‌زنند به سیخ و کباب می‌کنند و پول نمی‌دهند

1401/09/14 08:12
سید علی انجو

تا رسمی نشود و دهی خراب گردد ... (جای دیگر دیدم : دیهی ...)

 

 

 

در نسخه ای که من دارم که به تصحیح محمد علی فروغی ذکاءالملک است