گنجور

قطعه شمارهٔ ۱۲

آن پریروی که از مرد و زن و پیر و جوان
هر که بینی دم صاحبنظری می‌زندش
آستینم زد و از هوش برفتم در حال
راست گفتند که دیوانه پری می‌زندش

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آن پریروی که از مرد و زن و پیر و جوان
هر که بینی دم صاحبنظری می‌زندش
هوش مصنوعی: آن زیبای دل‌ربا که هر کسی از مرد و زن، از پیر و جوان، او را می‌بیند، نشان از فضیلت و کمال دارد.
آستینم زد و از هوش برفتم در حال
راست گفتند که دیوانه پری می‌زندش
هوش مصنوعی: او آستینم را بالا زد و من از شدت شوک بی‌هوش شدم. دیگران به درستی می‌گفتند که دیوانه‌ام و پری که به جانم افتاده به سراغم می‌آید.

خوانش ها

قطعه شمارهٔ ۱۲ به خوانش محسن لیله‌کوهی
قطعه شمارهٔ ۱۲ به خوانش فاطمه زندی

حاشیه ها

1397/09/03 17:12
ما را همه شب نمی برد خواب

دوستان کسی در مورد این قطعه سخنی نداره ?

1404/01/08 13:04
فاطمه زندی

آن پریروی که در حقیقت معشوقه هست،و دم صاحب نظری دارد..هر که را ببینی از،زن و مرد و پیر وجوان ،

با دم سحر آمیزش(دم صاحب نظری )مورد عنایت قرار می دهد .یا با سخنانش (دم)عاشق را مست و مدهوش می کند ،همچنین با آستین افشاندن همه را مست و مدهوش می کند .... به همان ترتیب مرا هم مورد لطف و عنایت قرار داد و با دم سحر آمیز و آستین افشانی اش مست و مدهوش،شدم 

1404/10/25 11:12
علی محمد حیرانی

با عرض سلام. جسارتا یک سوال داشتم. با توجه به اینکه مفاهیم شناخته شده پیرامون آستین افشاندن معمولاً در متون معادل رها کردن، بخشش و عفو، رخصت دادن و گاهی هم به مفهوم اظهار شادی و طرب است و تقریبا هیچکدوم ازینا در این قطعه چندان مناسب و قابل دریافت نیست. آیا شما آستین زدن رو شکل دیگه ای از آستین افشاندن در نظر گرفتید؟ اگر درسته، میشه یک نمونه شاهد که بشه از بافت متن به این مسئله پی برد برای بنده بفرمایید چون من هرچقدر در منابع جستجو کردم چیزی پیرامون این فعل مرکب(آستین زدن) پیدا نکردم.

بسیار ممنونم