غزل شمارهٔ ۶۰۰
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
غزل ۶۰۰ به خوانش فاطمه زندی
غزل شمارهٔ ۶۰۰ به خوانش عندلیب
غزل شمارهٔ ۶۰۰ به خوانش افسر آریا
غزل شمارهٔ ۶۰۰ به خوانش سعیده تهرانینسب
غزل ۶۰۰ به خوانش حمیدرضا محمدی
غزل شمارهٔ ۶۰۰ به خوانش نازنین بازیان
حاشیه ها
این شعر از زیباترین اشعار آهنگین شیخ اجل می باشد.
سلام به احتمال زیاد این بیت این گونه باید باشد لایق تر از امیری در خدمتت اسیری
ای نقطه سیاهی بالای خط سبزش
خوش دانهای ولیکن بس بر کنار دامی
سعدی شیفته خال و خط و بناگوش بوده.خال مخاطب است
دام=گیسو
نقطه سیاه=خال
خط سبز: موی نرم صورت نوجوان
لایقتر از امیری در خدمتت اسیری
لایقتر از امیر بودن در خدمتت اسیر بودن است و نیمه دوم بیت بیانگر این سخن است:
خوشتر ز پادشاهی در حضرتت غلامی
حضرت=حضور
خدمت شما عارضم بناگوش حرف نداره با مغز و شیراز از قدیم ندیما شهر کله پاچه بوده سعدی هم خوشکله بوده ایضا حافظ.ولی پاچه خوردن نداره
گویا کله غذای مردان بهشتیه
مصرع اول بیت هشتم در متن چاپی تصحیح فروغی کلیات سعدی انتشارات امیرکبیر 1386 به این صورت آمده:
«لایقتر از امیری در خدمتت امیری»
در پاورقی عنوان شده:
«در نسخ قدیمی و معتبار به اتفاق «در خدمتت اسیری» و «در خدمتت غلامی». بعضی نسخ متأخر و نسخ چاپی مطابق متن است.»
پاورقی به احتمال قوی به «حضرت» در مصرع دوم اشاره دارد و بنا به قرینه آن که ضبط نسخ متأخر را بر نسخ قدیمی ترجیح داده به نظر من «امیری» دوم اشکال چاپی است و «اسیری» بوده است، چون نسخ متأخر اغلب شامل تغییراتی هستند که به مذاق کاتبان خوشتر میآمده و کاتبان متأخر چنین ضبط عجیبی را حتی اگر اصالت داشته باشد تغییر میدهند!
درباره اینکه کله پاچه خوراک مردان بهشتی است من که تا کنون نشنیده بودم ولی کسی چه میداند شاید یک شیرازی دور از وطن کله مشد و چرب و چیلی برای دوستان بار گذاشته و تیار کرده که با خوردنش به مثال این سخن شیخ که "به حدیث درنیایی که لبت شکر نریزد" یکی زان میان به وجد آمده و فرموده باشد: هذا مأکول فی الجنات نعیم" فی المثل! چه از اینگونه حدیث بنی امیه و بنی عباس و دیگران کم به خورد امت ندادند.
یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مکاشفت مستغرق شده حالی میپرسد از کجای این مثلا حدیث برمی آِید که کله خوراک مردان بهشتی است و زنان را بدان راه نیست؟
میگویم خاک بر سرت که فلان نخوانده میپرسی
بدان هر آنچ قدرت باه را تشدید کند و رگان را گرم کند بر زنان حرام است حتی بهشتی.
والله اعلم
این حدیث حسن هم از من:
گرفتم ز صد ها فیلتر هم نیک بگذری
ز چنگال گنجور جان سالم در میبری؟
ای تهی دست رفته در بازار
ترسمت پر نیاوری دستار
نقد برف است و گنجور تموز
نمنمک کوچ و خواجه غرّه هنوز
شوخی
در مورد بیت هشتم:
بازی با کلمات سعدی در این بیت بیداد می کنه.
اگر واژه ی آخر رو اسیری در نظر بگیریم ، می تونیم یکبار جوری بخونیم که معنی مصراع بشود"شخصی حتی شایسته تر و لایق تر از یک امیر در محضر تو یک اسیر است" و جور دیگه بخونیم که دوستمون اشاره کردن"بهتر از امیر بودن در حضور و بارگاه تو اسیر بودن است" که خوانش اول به نظرم به معنای ذاتیِ کلمه ی لایق نزدیک تره.
حالا چنانچه کلمه ی آخر رو امیری در نظر بگیریم هم می تونیم جوری بخونیم که معناش بشه" تو از امیران هم شایسته تر و لایق تر هستی و امیران خودشون در حضرت و بارگاه تو هستند" که خب کمی نامأنوس و سطحی به نظر میاد.
مصراع دوم رو هم میتونیم یکبار جوری بخونیم که بشه" بهتر از پادشاهی و فرمانروایی کردن، غلامی و خدمت برای توست" و یکبار بشه "شخصی حتی بهتر و بزرگتر از یک پادشاه، در خدمت تو غلامی ست و نه بیشتر" . جالبه نه؟
کس در جهان ندیده مانند شخص سعدی
از شعر وشور عشقش شهره به نیک نامی