گنجور

بخش ۴ - گفتار اندر غنیمت شمردن جوانی پیش از پیری

جوانا ره طاعت امروز گیر
که فردا جوانی نیاید ز پیر
فراغ دلت هست و نیروی تن
چو میدان فراخ است گویی بزن
قضا روزگاری ز من در ربود
که هر روزی از وی شبی قدر بود
من آن روز را قدر نشناختم
بدانستم اکنون که در باختم
چه کوشش کند پیر خر زیر بار؟
تو می‌رو که بر بادپایی سوار
شکسته قدح ور ببندند چست
نیاورد خواهد بهای درست
کنون کاوفتادت به غفلت ز دست
طریقی ندارد مگر باز بست
که گفتت به جیحون در انداز تن؟
چو افتاد، هم دست و پایی بزن
به غفلت بدادی ز دست آب پاک
چه چاره کنون جز تیمم به خاک؟
چو از چابکان در دویدن گرو
نبردی، هم افتان و خیزان برو
گر آن بادپایان برفتند تیز
تو بی دست و پای از نشستن بخیز

اطلاعات

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

جوانا ره طاعت امروز گیر
که فردا جوانی نیاید ز پیر
هوش مصنوعی: ای جوان، امروز به راه اطاعت و بندگی مشغول شو، زیرا فردا جوانی برنمی‌گردد و زمان به پیری می‌گذرد.
فراغ دلت هست و نیروی تن
چو میدان فراخ است گویی بزن
هوش مصنوعی: دل تو آسوده است و نیروی جسمی‌ات در حالت خوبی قرار دارد، مانند میدان وسیعی که برای حرکتی آزاد و شجاعانه آماده است.
قضا روزگاری ز من در ربود
که هر روزی از وی شبی قدر بود
هوش مصنوعی: روزگاری پیش آمد که زندگی‌ام را به طرز عجیبی تحت تأثیر قرار داد، به گونه‌ای که هر روز شبی به ارزش شب قدر بود.
من آن روز را قدر نشناختم
بدانستم اکنون که در باختم
هوش مصنوعی: من آن روز را که اهمیتش را درک نکردم، حالا می‌فهمم که چقدر ارزشمند بود، اما الان متوجه شده‌ام که دیگر آن را از دست داده‌ام.
چه کوشش کند پیر خر زیر بار؟
تو می‌رو که بر بادپایی سوار
هوش مصنوعی: چرا پیر خر باید تلاش کند تا بار سنگینی را حمل کند؟ تو برو و سوار بر اسب بادپا شو.
شکسته قدح ور ببندند چست
نیاورد خواهد بهای درست
هوش مصنوعی: اگر جام شکسته‌ای ببندند و هرچه تلاش کنند، نمی‌توانند آن را به درستی به ارزشش برسانند.
کنون کاوفتادت به غفلت ز دست
طریقی ندارد مگر باز بست
هوش مصنوعی: حالا که از روی غفلت از راه راست خارج شده‌ای، چاره‌ای نداری جز اینکه دوباره به مسیر درست برگردی.
که گفتت به جیحون در انداز تن؟
چو افتاد، هم دست و پایی بزن
هوش مصنوعی: کی به تو گفته که بدن خود را به جیحون بیندازی؟ وقتی که افتاد، باید تلاش کنی و دست و پا بزنی.
به غفلت بدادی ز دست آب پاک
چه چاره کنون جز تیمم به خاک؟
هوش مصنوعی: به خاطر بی‌توجهی، آب پاک را از دست داده‌ای. حالا چه کاری می‌توانی انجام دهی جز این که با خاک تیمم کنی؟
چو از چابکان در دویدن گرو
نبردی، هم افتان و خیزان برو
هوش مصنوعی: اگر نتوانستی در مسابقه دویدن از دیگران جلو بیفتی، با افت و خیز ادامه بده.
گر آن بادپایان برفتند تیز
تو بی دست و پای از نشستن بخیز
هوش مصنوعی: اگر آن‌هایی که سریع و چابک هستند رفته‌اند، تو که دست و پا نداری، از نشستن بلند شو و حرکت کن.

خوانش ها

بخش ۴ - گفتار اندر غنیمت شمردن جوانی پیش از پیری به خوانش حمیدرضا محمدی
بخش ۴ - گفتار اندر غنیمت شمردن جوانی پیش از پیری به خوانش عندلیب
بخش ۴ - گفتار اندر غنیمت شمردن جوانی پیش از پیری به خوانش فاطمه زندی

حاشیه ها

1403/02/28 23:04
سعید

به قول بیدل

من نمی‌گویم زیان کن یا به فکر سود باش

ای ز فرصت بی‌خبر در هرچه هستی ، زود باش