اطلاعات
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
کهنسالی آمد به نزد طبیب
ز نالیدنش تا به مردن قریب
هوش مصنوعی: یک پیرمرد نزد پزشک رفت و از درد و رنجش شکایت کرد، به طوری که به نظر میرسید به مرگ نزدیک است.
که دستم به رگ بر نه، ای نیک رای
که پایم همی بر نیاید ز جای
هوش مصنوعی: اگر دستم به رگ (عصب) نرسد، ای خردمند خوب، که پاهایم هم از جا تکان نمیخورند.
بدین ماند این قامت خفتهام
که گویی به گل در فرو رفتهام
هوش مصنوعی: من به گونهای خوابیدهام که انگار در میان گلها غرق شدهام.
برو، گفت دست از جهان در گسل
که پایت قیامت برآید ز گل
هوش مصنوعی: برو، زیرا که اگر از این دنیای فانی کنارهگیری کنی، ممکن است در روز قیامت از خاک برآیی و رستگار شوی.
نشاط جوانی ز پیران مجوی
که آب روان باز ناید به جوی
هوش مصنوعی: شادی و نشاط جوانی را از افراد پیر توقع نداشته باش، چون مانند آب روانی که دیگر به جوی برنمیگردد، این دوره نیز باز نخواهد گشت.
اگر در جوانی زدی دست و پای
در ایّام پیری بِهُش باش و رای
هوش مصنوعی: اگر در جوانی تلاش و کوشش کنی، در دوران کهنسالی باید هوشیار و دانا باشی.
چو دوران عمر از چهل درگذشت
مزن دست و پا کآبت از سر گذشت
هوش مصنوعی: زمانی که عمر از چهل سال عبور کرد، دیگر بیخود تلاش نکن، چرا که زمان از دست رفته و دیگر نمیتوان به آن بر گشت.
نشاط از من آن گه رمیدن گرفت
که شامم سپیده دمیدن گرفت
هوش مصنوعی: شادی و شوق من زمانی از بین رفت که شب به صبح تبدیل شد و سپیده دمید.
بباید هوس کردن از سر به در
که دور هوسبازی آمد به سر
هوش مصنوعی: انسان باید از سر هوسهای بیفایده و بازیهای ذهنی رها شود، زیرا زمانی که به درک واقعی برسد، دیگر جایی برای این بازیها نخواهد بود.
به سبزه کجا تازه گردد دلم
که سبزه بخواهد دمید از گلم؟
هوش مصنوعی: دل من چگونه تازه میشود در جایی که سبزه برای شکفتن از گل من به وجود نیامده است؟
تفرجکنان در هوا و هوس
گذشتیم بر خاک بسیار کس
هوش مصنوعی: در حالی که در جستجوی تفریح و لذتهای دنیوی بودیم، بر روی زمین افرادی زیادی را پشت سر گذاشتیم.
کسانی که دیگر به غیب اندرند
بیایند و بر خاک ما بگذرند
هوش مصنوعی: کسانی که از ما دور شدهاند و در غیب به سر میبرند، بیایند و بر سرزمین ما قدم بگذارند.
دریغا که فصل جوانی برفت
به لهو و لعب زندگانی برفت
هوش مصنوعی: متأسفانه، دوران جوانی با خوشگذرانی و سرگرمی سپری شد و از زندگی بهرهای گرفته نشد.
دریغا چنان روحپرور زمان
که بگذشت بر ما چو برق یمان
هوش مصنوعی: ای کاش زمانهای که ما را سرشار از روح و زندگی میکرد، همچون برقی که میگذرد، دیگر بر ما نگذشته بود.
ز سودای آن پوشم و این خورم
نپرداختم تا غم دین خورم
هوش مصنوعی: من از آرزوی این دنیا کنارهگیری میکنم و به آنچه دارم قناعت میکنم؛ نه تنها به خاطر خوشیهای دنیا، بلکه برای تحمل غمهای دینی آمادهام.
دریغا که مشغول باطل شدیم
ز حق دور ماندیم و غافل شدیم
هوش مصنوعی: متأسفانه درگیر کارهای بیهوده شدیم و از حقیقت فاصله گرفتیم و غافل ماندیم.
چه خوش گفت با کودک آموزگار
که: کاری نکردیم و شد روزگار
هوش مصنوعی: معلم به کودک میگوید که ما هیچ کاری نکردیم، اما با این حال، روزگار به خوبی گذشت.
حاشیه ها
مصرع آخر
نکریدم باید به شکل"نکردیم"نوشته شود.
با تشکر
من عاشق این شعر از سعدی هستم ... ایول دمتون گرم
سلام بر سلطان سخن
شیخ حدود هفت صد سال است که بر قله ی سخن قرار دارد. وهنوز کسی به سطح ایشان نتوانسته اینچنین بر جامعه تأثیر نهد.
واین نیست جز اخلاص، وکاربرای خدا.
اوج عرفان و عشق بازی با خدا در جای جای گلستان و بوستان دیده می شود.
شرمندگی از خوب بندگی نکردن در این دو بیت به زیبایی تصویر شده است.
دریغا که فصل جوانی برفت به لهو و لعب زندگانی برفت.
دریغا که مشغول باطل شدیم زحق دور ماندیم و غافل شدیم
در بیت
بدین ماند این قامت خفتهام/که گویی به گل در فرو رفتهام
«چفتهآم» به جای «خفتهام» صحیح است.
چفته به معنی خم، خمیده و خم شده است (لغتنامه عمید)
1401/07/18 20:10
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد)
نشاط جوانی زِ پیران مجوی
که آبِ روان باز نآید به جوی