اطلاعات
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بلند اختری نام او بختیار
قوی دستگه بود و سرمایهدار
هوش مصنوعی: بختیار، که به اختری بلند و پرتوان معروف است، فردی صاحب قدرت و ثروت بوده است.
به کوی گدایان درش خانه بود
زرش همچو گندم به پیمانه بود
هوش مصنوعی: در محلهای که گدایان زندگی میکنند، خانهای به رنگ زر وجود دارد که مانند گندم در پیمانه، زیبا و دلرباست.
چو درویش بیند توانگر به ناز
دلش بیش سوزد به داغ نیاز
هوش مصنوعی: وقتی یک درویش بینندهای ثروتمند را میبیند، در دلش احساس درد و سوز بیشتری میکند به خاطر کمبودهایی که دارد.
زنی جنگ پیوست با شوی خویش
شبانگه چو رفتش تهیدست، پیش
هوش مصنوعی: زنی با شوهرش به هنگام شب جنگ و جدل کرد. وقتی شوهرش به خانه بازگشت و او را تنها یافت، پیش او رفت.
که کس چون تو بدبخت، درویش نیست
چو زنبور سرخت جز این نیش نیست
هوش مصنوعی: هیچکس به بدبختی و نداری تو نیست، مانند زنبوری که فقط نیش دارد و چیزی بیش از آن ندارد.
بیاموز مردی ز همسایگان
که آخر نیم قحبهٔ رایگان
هوش مصنوعی: از همسایگان بیاموز که در زندگی به دنبال ارزشها و کارهای بیهوده نروید، چرا که در نهایت چیزهای بیارزش نصیبتان خواهد شد.
کسان را زر و سیم و ملک است و رخت
چرا همچو ایشان نهای نیکبخت؟
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم ثروت، دارایی و قدرت دارند، پس چرا تو مانند آنها خوشبخت نیستی؟
بر آورد صافی دل صوف پوش
چو طبل از تهیگاه خالی خروش
هوش مصنوعی: دل پاک و صاف عارفان همچون طبل خالی است که از درونش صدایی بلند و رساتر به گوش میرسد.
که من دست قدرت ندارم به هیچ
به سرپنجه دست قضا بر مپیچ
هوش مصنوعی: من نمیتوانم بر سرنوشت خود تأثیر بگذارم، بنابراین سعی نکن که تقدیر را به سمت دیگری بکشانی.
نکردند در دست من اختیار
که من خویشتن را کنم بختیار
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر میگوید که در زندگی، اختیار و کنترل کامل بر اوضاع و شرایط خود ندارد و نمیتواند به راحتی سرنوشت و بخت خود را تغییر دهد. باز هم نیروها و شرایطی وجود دارند که او نمیتواند بر آنها تسلط پیدا کند.
حاشیه ها
بسیار زیبا مانند همه حکایت ها و اشعار سعدی...
که کس چون تو بدبخت، درویش نیست
چو زنبور سرخت جز این نیش نیست
بیاموز مردی ز همسایگان
که آخر نیم قحبهٔ رایگان
هاها
مرد باید کار کند
البته خانم جان اشتباه از خودت بوده،باید مهریه ات را 655 کره خر میزدی حالا چند تا کمتر یا بیشتر به نیت بوستان مانند امروزیها که 1395 سکه بهار میزنند.
بیاموز مردی ز همسایگان
که آخر نیم *قحبه* رایگان
فارسی **: جاف جاف
جاف جاف=یاف یاف
یاف=یافه=یاوه
یاف یاف=هرزه هرزه=قحبه
پارسی را پاس بداریم
زین پس به چای مادر .... بگوییم مادر چاف جاف
خدا وکیلی کمبود فحش داریم که فحش چدید یاد میدی؟همون قحبه خوبه یا به قول خیلیها قهوه
1402/08/20 12:11
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد)
قحبه در اصل قبحه از ریشه یِ قُبح و قبیح به معنی زشت و ناسزا می آید.
1402/08/20 12:11
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد)
توجیه صافی دلِ صوف پوش, چرتِ محض است.
اگر کسی قصدِ یلّلی و تلّلی تحت هر عنوانی چه صوفی, عارف, درویش و... را دارد حق ندارد با ازدواج کردن, دیگری را به خاک سیاه و بدبختی بنشاند. کسی که ازدواج می کند نسبت به خواسته ها و نیازهای طرفِ مقابل مسئول است.
تجربه یِ شخصی و مشاهدات حقیر در این ۵ دهه از زندگی این بوده که:
به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید!
و یا
مزد آن گرفت جانِ برادر که کار کرد!