گنجور

شمارهٔ ۷

جهانا! چه بینی تو از بچّگان
که گه مادری، گاه مادندرا؟
نه پاذیر باید تو را نه ستون
نه دیوار خشت و نه زآهن درا

اطلاعات

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

جهانا! چه بینی تو از بچّگان
که گه مادری، گاه مادندرا؟
ای جهان! تو از کودکان چه می‌دانی که، گاه مادرشان هستی و گاه نامادری آنها؟
نه پاذیر باید تو را نه ستون
نه دیوار خشت و نه زآهن درا
هوش مصنوعی: تو نباید به کسی وابسته باشی و نه به اشیاء محکم و دائمی. نباید در زندگی‌ات به چیزهایی اتکا کنی که زودگذر یا ساختار مادی دارند.

خوانش ها

شمارهٔ ۷ به خوانش مجید آخته

حاشیه ها

1393/02/29 21:04
دکتر ترابی

گرچه با چنین نیز بی مانا نیست( زبان رودکی است و من مانا را به جای معنا آوردم ، که به گمانم درست هم باشد) اما در مصرع دوم میفرماید : گاه مادری و گاه نامادری ( مادر اندر، برادر اندر، پدر اندر خواهر اندر به جای نامادری و..... .... به کار برده شده و میشود)
پاذیر یا پاده آن گونه که من به یاد می آورم ستونهای چوبی را می گفتند که بر بالای آنها داربست مو بود. و الله اعلم.( مادندرا= مادر اندرا)

1396/04/05 22:07
مهرداد پارسا

"پاذیر" آن گونه که در صحاح الفرس آمده به معنی تیری چوبی است که زیر دیواری قرار می دهند تا از خراب شدن و ریزش آن جلوگیری کند.

1396/09/20 04:12
مهرداد پارسا

نگاه تراژیک اصیل ایرانی باز اینجا در توصیف رودکی خودش را نمایان می‌کند. در نگاه اساطیری و اسطوره‌ای اصیل ایرانی که در اساطیر یونان و داستان‌های آن نیز مشاهده می‌شود علی الظاهر افراد پس از مرگ، نیستی را باور دارد؛ و هر چند از جهانی دیگر نیز گاه به تلویح سخن می‌گویند اما در شرح و توصبف آن نمی‌کوشند و از ذات احساسات و تعاریفی که از مرگ و زندگی ارایه می‌دهند می‌شود فهمید که در نگاه تراژیک آنها پس از مرگ نیستی خواهد بود. مثلا فردوسی در شاهنامه می‌گوید: جهانا مپرور چو خواهی درود/ چو می‌بدروی، پروریدن چه سود!
یعنی اینجا آن ذات حقیقیِ باور افراد که موقع غلیان عواطف خود را نمایان می‌کند مشخص می‌شود که همان نگاه تراژیک به زندگی و غنیمت شمردن دم و همان هستی‌شناسی خیامی معروف است که امروز در اگزیستانسیالیسم جهانگیر شده است.