شمارهٔ ۵۴ - بر رخش «زلف» عاشق است چو من
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
حاشیه ها
تا به خاک اندرت نگرداند
خاک و ماک از تو بر ندارد کار
خاک و ماک انند تار و مار
تال و مال
خان و مان
خنگ و منگ
ترت و مرت
شذرمذر
و ...
واژگان پیرو
به واژگان پیرو آنگونه که میگویند باور ندارم
خان خانه و سرای است و مان خانه و شهر و روستا و میهن هر کجا در ان مانی
تال و مال نیز تاراندن و پایمالی است
خنگ کودن باشد و منگ گیج
ترت تاراندن و مرت میراندن است
واژه «دُرْجْ» (با تلفظ dorj)، یعنی صندوقچۀ اشیاء قیمتی (فرهنگ فارسی معین را ببینید).
در پی یادداشت محبتآمیزی که بر حاشیه پیشین نوشته شده بود، و نیز با بررسی دوباره شعر و واژهنامههای فراوان، به بازنگری نظر خود پرداختم که نتیجه آنرا در زیر خواهید دید.
در برخی از نسخهها، بیت شماره 5 چنین است: رگ که با پیشیار بنمایی/دل تو خوش کند به خوش گفتار
واژه «پیشیار» به استناد لغتنامه دهخدا، فرهنگ نظام و عجایباللغة (ادیبی) دارای معنیهای زیر است:
1-پیشاب (ادرار)، 2-کسی که پیشاب جمع میکند، 3-شاگرد، خادم، پرستار 4-کسی که بالای سر بیمار میآید (که نباید الزاما پزشک باشد).
اگر واژه «اندشار» را به همان معنای اشاره شده در شماره 3 یا 4 در نظر بگیریم، آنگاه سازگاری این بیت با بیت شماره 6 آشکار خواهد شد:
اگر دردت را به پرستار بگویی، با گفتههای شیرین دلت را خوش میکند. تو را چندگاهی به سر میگرداند و اینچنین بازارش را گرم میدارد!
در خور یادآوری است که رودکی در بیت «بخت و دولت چو پیشکار تواَند/نصرة و فتح پیشیار تو باد»، واژه پیشیار را به معنای خادم به کار برده است.
در باره بیت پایانی «زن و دخترش گشته مویه کنان/رخ کرده به ناخنان شدکار»
در گذشتههای دور از کدوی خشک شده به عنوان کاسه استفاده میکردهاند. در بیت پایانی، شاعر به زیبایی اشاره دارد به شیار خورگی بخش بیرونی کاسۀ کدویی.