گنجور

شمارهٔ ۵۳

نگارینا، شنیدستم که: گاه محنت و راحت
سه پیراهن سلب بوده‌ست یوسف را به عمر اندر
یکی از کید شد پر خون، دوم شد چاک از تهمت
سوم یعقوب را از بوش روشن گشت چشم تر
رخم ماند بدان اول، دلم ماند بدان ثانی
نصیب من شود در وصل آن پیراهن دیگر؟

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

نگارینا، شنیدستم که: گاه محنت و راحت
سه پیراهن سلب بوده‌ست یوسف را به عمر اندر
هوش مصنوعی: ای محبوب، شنیده‌ام که گاهی در زندگی یوسف پیامبر، او سه بار لباس راحت و محنت را از تن کند؛ یعنی در اوج خوشبختی و در سختی‌ها، تغییر وضعیت را تجربه کرده است.
یکی از کید شد پر خون، دوم شد چاک از تهمت
سوم یعقوب را از بوش روشن گشت چشم تر
هوش مصنوعی: یکی از آنها به شدت آسیب دید و زخمی شد، دیگری به خاطر تهمت دچار عذاب شد، و سومین نفر، یعقوب، بواسطه فاجعه‌ای که بر او گذشته بود، چشمانش پر از اشک گردید.
رخم ماند بدان اول، دلم ماند بدان ثانی
نصیب من شود در وصل آن پیراهن دیگر؟
هوش مصنوعی: چهره‌ام به یاد آن اول باقی ماند و دلم به خاطر آن دوم، آیا نصیب من می‌شود که در وصال آن شخص، پیراهنی دیگر بپوشم؟

خوانش ها

شمارهٔ ۵۳ به خوانش دریا قلیلی

حاشیه ها

1389/04/12 23:07
سحر

مصراع دوم نادرست نگاشته شده است که احتمالا اشتباه نوشتاری است.
صورت درست:
سه پیراهن سلب بودست یوسف را به عمر اندر
---
پاسخ: با تشکر، «دوست» با «بوده‌ست» جایگزین شد.

1392/02/06 11:05
علی کریمی

سحر خانم علامه دهخدا هم بوده‏ست آورده است
در معنی هزج : ...
این بحر اگر مثمن باشد در هر مصراع آن چهار بار مفاعیلن تکرار میشود مانند این قطعه ٔ منسوب به رودکی :
نگارینا شنیدستم به وقت راحت و محنت
سه پیراهن سلب بوده ست یوسف را به عمر اندر
یکی از کید شد پرخون دوم شد چاک از تهمت
سوم یعقوب را از بوی روشن کرد چشم تر
دلم ماند بدان اول تنم ماند بدان ثانی
نصیب من شود در وصل آن پیراهن دیگر.
پیوند به وبگاه بیرونی

1394/03/06 18:06
مهدی

سروران عزیز به نظر بنده علامت تعجب در مصراع آخر اضافه می باشد و بار معنایی بیت را غلط میرساند

1395/07/06 14:10
علی عباسی

به به...توگویی شرح حال ماست

1395/07/06 14:10
علی عباسی

ترسم برادران غیورش قبا کنند ان پیران دیگررا نیز

1399/02/22 10:04
جهان افشار

از این شعر در کتاب روزگار دوزخی آقای ایاز، نوشته رضا براهنی، هم آمده است... از زبان یکی از شخصیت‌های کتاب خوانده می‌شود... .