گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴

عشقی بتازه باز گریبان گرفته است
آه این چه آتش است که در جان گرفته است
ایدل ز اضطراب زمانی فرو نشین
دستم بزور دامن جانان گرفته است
آن لعل آبدار ز تسخیر کائنات
خاصیت نگین سلیمان گرفته است
از هر طرف که میشنوم بانگ غرقه است
دریای عشق بین که چه طوفان گرفته است
دارد سر خرابی عٰالم به گریه باز
این دل که، همچو شام غریبان گرفته است
آه و فغان شیونیانم بلند شد
گویا طبیب دست ز درمان گرفته است
نیلی قبا و طره پریشان و سینه چاک
آئین ماتمم به چه سامان گرفته است
صوفی بیا که کعبهٔ مقصود در دلست
حاجی به هرزه راه بیابان گرفته است
یا رب کجا رویم که در زیر آسمٰان
هر جا که میرویم چو زندان گرفته است
نتوان گشودنش به نسیم ریاض جلد
آندل که در فراق عزیزان گرفته است
کافر چنین مبٰاد ندانم رضی تو را
دود دل کدام مسلمان گرفته است

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

عشقی بتازه باز گریبان گرفته است
آه این چه آتش است که در جان گرفته است
هوش مصنوعی: عشق تازه‌ای در قلبم شعله ور شده و همچنان مرا درگیر کرده است. آه، این چه آتشی است که در درونم زبانه کشیده است.
ایدل ز اضطراب زمانی فرو نشین
دستم بزور دامن جانان گرفته است
هوش مصنوعی: ای کاش ای دل، از نگرانی‌های زمانه کمی آرامش بیابی، زیرا دامن محبوب بر اثر فشار، در دستانم گرفته شده است.
آن لعل آبدار ز تسخیر کائنات
خاصیت نگین سلیمان گرفته است
هوش مصنوعی: آن گوهر درخشان از قدرت و تسلط بر جهان به ویژه خاصیت جواهر سلیمان بهره‌مند شده است.
از هر طرف که میشنوم بانگ غرقه است
دریای عشق بین که چه طوفان گرفته است
هوش مصنوعی: از هر سو که می‌شنوم، صداهایی شنیده می‌شود که نشان می‌دهد دریاچه عشق به شدت پرآشوب و متلاطم است و طوفانی بزرگ در آن وجود دارد.
دارد سر خرابی عٰالم به گریه باز
این دل که، همچو شام غریبان گرفته است
هوش مصنوعی: دل من در حال و هوای خراب و پریشان است و مثل شب‌هایی که در آن‌ها غریبانه احساس تنهایی و اندوه می‌کنیم، به شدت ناراحت و اندوهگین است.
آه و فغان شیونیانم بلند شد
گویا طبیب دست ز درمان گرفته است
هوش مصنوعی: درد و ناله من به اوج رسیده است، انگار که دکتر از بهبود و درمان من ناامید شده است.
نیلی قبا و طره پریشان و سینه چاک
آئین ماتمم به چه سامان گرفته است
هوش مصنوعی: دختر زیبایی با لباس نیلی و موهای آشفته، دلی شکسته و در حال برگزاری مراسم سوگواری است. او به چه حالتی در این مراسم آمده و چه وضعیتی دارد؟
صوفی بیا که کعبهٔ مقصود در دلست
حاجی به هرزه راه بیابان گرفته است
هوش مصنوعی: ای صوفی، بیا! بدان که کعبهٔ واقعی و هدف اصلی در دل آدمی است. حاجی که بدون هدف و معنای درستی به راه افتاده، فقط در بیابان سرگردان است.
یا رب کجا رویم که در زیر آسمٰان
هر جا که میرویم چو زندان گرفته است
هوش مصنوعی: بارالها، به کجا بروم وقتی که در زیر آسمان، در هر مکانی که می‌روم، احساس زندان می‌کنم؟
نتوان گشودنش به نسیم ریاض جلد
آندل که در فراق عزیزان گرفته است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نمی‌توان به سادگی دل را به نسیم آرامش بخش طبیعت باز کرد، چرا که دل در غم دوری عزیزانش گرفته و گرفتار است.
کافر چنین مبٰاد ندانم رضی تو را
دود دل کدام مسلمان گرفته است
هوش مصنوعی: من نمی‌توانم بپذیرم که کسی برای تو رضا و خوشنودی‌ات، مثل یک کافر رفتار کند؛ زیرا گناه و درد دل مسلمانان را نمی‌توان نادیده گرفت.

حاشیه ها

1397/06/28 06:08
آصف

بیت ماقبل آخر ریاض خلد است. بااحترام