گنجور

اندوه دوشین

دوش چون نیلوفر از غم پیچ و تابی داشتم
هر نفس چون شمع لرزان اضطرابی داشتم
اشک سیمینم به دامن بود بی‌سیمین‌تنی
چشم بی‌خوابی ز چشم نیم‌خوابی داشتم
سایهٔ اندوه بر جانم فرو افتاده بود
خاطری هم‌رنگ شب بی‌آفتابی داشتم
خانه از سیلاب اشکم همچو دریا بود و من
خوابگه از موج دریا چون حبابی داشتم
محفلم چون مرغ شب از ناله دل گرم بود
چون شفق از گریه خونین شرابی داشتم
شکوه تنها از شب دوشین ندارم کز نخست
بخت ناساز و دل ناکامیابی داشتم
نیست ما را پای رفتن از گران‌جانی چو کوه
کاش کز فیض اجل عمر شهابی داشتم
شادی از ماتم‌سرای خاک می‌جستم رهی
انتظار چشمه نوش از سرابی داشتم

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: تبیان

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دوش چون نیلوفر از غم پیچ و تابی داشتم
هر نفس چون شمع لرزان اضطرابی داشتم
هوش مصنوعی: شب گذشته، مانند نیلوفر آبی از اندوه نگران بودم و هر لحظه مانند شمعی لرزان اضطرابی در درونم حس می‌کردم.
اشک سیمینم به دامن بود بی‌سیمین‌تنی
چشم بی‌خوابی ز چشم نیم‌خوابی داشتم
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر کم‌خواب بودن ناراحتی زیادی دارد و اشک‌های نازک و روشن من به دامن بی‌سیم قرار دارد. این احساس ناشی از نبودن توست که بر دل من سنگینی می‌کند.
سایهٔ اندوه بر جانم فرو افتاده بود
خاطری هم‌رنگ شب بی‌آفتابی داشتم
هوش مصنوعی: اندوهی سنگین بر وجودم چیره شده بود و در آن لحظه، حال و هوایم شبی تاریک و بدون نور بود.
خانه از سیلاب اشکم همچو دریا بود و من
خوابگه از موج دریا چون حبابی داشتم
هوش مصنوعی: خانه‌ام پر از اشک و اندوه بود، انگار که دریا را در خود دارم و من، مانند حبابی روی امواج دریا، در خواب و پایان حسرت قرار داشتم.
محفلم چون مرغ شب از ناله دل گرم بود
چون شفق از گریه خونین شرابی داشتم
هوش مصنوعی: محفل من مانند مرغ شب از ناله و غم پر بود، و مانند افق سرخ در غروب، از درد و اشک پرشده بود. نوشیدنی‌ای داشتم که رنگش به خون می‌مانست.
شکوه تنها از شب دوشین ندارم کز نخست
بخت ناساز و دل ناکامیابی داشتم
هوش مصنوعی: من از شب تلخی که گذشته است، هیچ غصه‌ای ندارم، زیرا از همان ابتدا، سرنوشتی ناخوشایند و دلپرکنی داشتم.
نیست ما را پای رفتن از گران‌جانی چو کوه
کاش کز فیض اجل عمر شهابی داشتم
هوش مصنوعی: من به خودم اجازه نمی‌دهم که از این بار سنگین گران‌جانی حرکت کنم، مانند کوه، اما ای کاش از نعمت مرگ، عمری مانند شهاب داشتم.
شادی از ماتم‌سرای خاک می‌جستم رهی
انتظار چشمه نوش از سرابی داشتم
هوش مصنوعی: من از محفل غم و اندوهی که خاک برپا کرده بود، به‌دنبال شادی می‌گشتم و در انتظار چشمه‌ای نوشین بودم، اما تنها سراب می‌یافتم.

خوانش ها

اندوه دوشین به خوانش عندلیب
اندوه دوشین به خوانش نازنین بازیان
اندوه دوشین به خوانش فاطمه زندی

حاشیه ها

1389/03/31 10:05
صفایی

بیت سه:
سایه ی اندوه...
بیت هفت:
نیست مارا پای رفتن از گران جانی چو کوه
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

1399/05/23 00:07
خاکی

محفلم چون مرغ شب از ناله دل گرم بود

چون شفق از گریه خونین شرابی داشتم
جانم رهی

1400/02/02 14:05
محققی

سلام و درود
بیت پنجم :
محفلم چون مرغ شب از ناله دل گرم بود
چون شفق از گریه خونین شرابی داشتم
در مصراع اول این بیت « ناله » بهتره که کسره بگیره و به صورت « ناله ی » نوشته بشه و گرنه وزن بیت درست در نمیاد و اشکال وزنی پیدا می کنه. در مصراع دوم « خونین » هم به همین شکل.