ستاره بازیگر
تا گریزان گشتی ای نیلوفریچشم از برم
در غمت از لاغری چون شاخه نیلوفرم
تا گرفتی از حریفان جام سیمین چون هلال
چون شفق خونابهٔ دل میچکد از ساغرم
خفتهام امشب ولی جای من دلسوخته
صبحدم بینی که خیزد دود آه از بسترم
تار و پود هستیام بر باد رفت اما نرفت
عاشقیها از دلم، دیوانگیها از سرم
شمع لرزان نیستم تا ماند از من اشک سرد
آتشی جاوید باشد در دل خاکسترم
سرکشی آموخت بخت از یار یا آموخت یار
شیوه بازیگری از طالع بازیگرم؟
خاطرم را الفتی با اهل عالم نیست نیست
کز جهانی دیگرند و از جهانی دیگرم
گرچه ما را کار دل محروم از دنیا کند
نگذرم از کار دل وز کار دنیا بگذرم
شعر من رنگ شب و آهنگ غم دارد رهی
زآنکه دارد نسبتی با خاطر غمپرورم
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: تبیان
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
تا گریزان گشتی ای نیلوفریچشم از برم
در غمت از لاغری چون شاخه نیلوفرم
هوش مصنوعی: وقتی که از من دور شدی، چنان در غم تو ذوب شدم که به لاغری و زوال افتادهام، مانند شاخههای نیلوفر که در بیآبی پژمرده میشوند.
تا گرفتی از حریفان جام سیمین چون هلال
چون شفق خونابهٔ دل میچکد از ساغرم
هوش مصنوعی: وقتی از حریفان جام نقرهای را نصیب خود کردی، مثل ماه یا سپیدهدم، اشک دل من از ساغرم میچکد.
خفتهام امشب ولی جای من دلسوخته
صبحدم بینی که خیزد دود آه از بسترم
هوش مصنوعی: امشب خوابیدهام اما در جای من، دلسوختهای را خواهی دید که صبح زود به خاطر درد و اندوهش، دود آهی از بستر من بلند میشود.
تار و پود هستیام بر باد رفت اما نرفت
عاشقیها از دلم، دیوانگیها از سرم
هوش مصنوعی: تمام وجودم در حال نابودی است، اما احساس عاشقانهام و دیوانگیهایم از قلب و ذهنم کنار نرفتهاند.
شمع لرزان نیستم تا ماند از من اشک سرد
آتشی جاوید باشد در دل خاکسترم
هوش مصنوعی: من شمعی نیستم که با لرزش و نور کمجانم، اشک سردی از من باقی بماند. آتشی در دل خاکستر من خواهد ماند که همواره وجود دارد.
سرکشی آموخت بخت از یار یا آموخت یار
شیوه بازیگری از طالع بازیگرم؟
هوش مصنوعی: آیا خوشبختی از محبوبم سرکشی را یاد گرفت یا محبوبم هنرنمایی را از سرنوشت من آموخت؟
خاطرم را الفتی با اهل عالم نیست نیست
کز جهانی دیگرند و از جهانی دیگرم
هوش مصنوعی: من هیچ نزدیکی و ارتباطی با مردم این دنیا ندارم، زیرا آنها از جهانی دیگر آمدهاند و من نیز از جهانی متفاوت هستم.
گرچه ما را کار دل محروم از دنیا کند
نگذرم از کار دل وز کار دنیا بگذرم
هوش مصنوعی: هرچند که عشق و احساسات ما ممکن است ما را از دنیا و مشغلههای آن دور کند، اما هرگز از پیگیری احساسات و اشتیاق خود دست نخواهم کشید و به راحتی از مسائل دنیوی عبور میکنم.
شعر من رنگ شب و آهنگ غم دارد رهی
زآنکه دارد نسبتی با خاطر غمپرورم
هوش مصنوعی: شعر من حالت و شمایلی تیره و غمگین دارد، زیرا که از احساسات و خاطرات غمانگیز من نشئت گرفته است.
حاشیه ها
1389/03/31 11:05
صفایی
بیت دو:
خونابه ی دل
بیت هشت:
...
نگذرم از کار دل وز کار دنیا بگذرم
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
1399/12/19 09:03
صالح
صبحدم بینی که خیزد دود آه از بسترم
عشق آتش می زند تا می بریزد ساغرم