غزل شمارهٔ ۷۸۰
بر خستهای ملامت چندین چه میپسندی؟
کورا نظر بپوشد شوخی به چشمبندی
ای خواجهٔ فسرده، خوبی دلت نبرده
گر درد ما بنوشی، بر درد ما نخندی
چون پسته لب ببستم از ذکر شکر او
زان شب که نقل کردیم آن پستههای قندی
در دست کوته ما مهر زر ار نبیند
کی سر نهد به مهری؟ سروی بدان بلندی
دیگر به هیچ آبی در بار و بر نیاید
شاخ سکون و صبرم، کز بیخ و بن بکندی
هرکس حکایت خود اندر نبشت، لیکن
چون اوحدی که داند سر نیازمندی؟
غزل شمارهٔ ۷۷۹: ببر دل از همه خوبان، اگر خردمندیغزل شمارهٔ ۷۸۱: نگارا، گر چه میدانم که بس بیمهر و پیوندی
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بر خستهای ملامت چندین چه میپسندی؟
کورا نظر بپوشد شوخی به چشمبندی
هوش مصنوعی: چرا بر فردی که خسته است، اینقدر انتقاد میکنی؟ کسی که نابینا است، نمیتواند به زیباییها توجه کند و فقط میتواند بازیگوشیهای ظاهری را ببیند.
ای خواجهٔ فسرده، خوبی دلت نبرده
گر درد ما بنوشی، بر درد ما نخندی
هوش مصنوعی: ای صاحبمنصبی که افسردهای، اگر دل تو خوب نیست، از درد ما بنوش که بر درد ما نخندی.
چون پسته لب ببستم از ذکر شکر او
زان شب که نقل کردیم آن پستههای قندی
هوش مصنوعی: وقتی که لبهای خود را از یاد خداوند بستهام، به یاد شبهایی میافتم که نقل و شیرینیهای قندی را خوردم.
در دست کوته ما مهر زر ار نبیند
کی سر نهد به مهری؟ سروی بدان بلندی
هوش مصنوعی: اگر دست ما به زرق و برق طلا نرسد، چگونه میتواند سر به مهر سروی بلند بگذارد؟
دیگر به هیچ آبی در بار و بر نیاید
شاخ سکون و صبرم، کز بیخ و بن بکندی
هوش مصنوعی: دیگر هیچ آب و هوایی نمیتواند باعث آرامش و صبوری من شود، زیرا ریشههای ناپایداری و ناامیدیام را از بیخ و بن قطع کرده است.
هرکس حکایت خود اندر نبشت، لیکن
چون اوحدی که داند سر نیازمندی؟
هوش مصنوعی: هر کسی داستان خود را روایت میکند، اما مثل اوحدی که حقیقت نیازمندی را درک کند، کیست؟