گنجور

غزل شمارهٔ ۷۳

گرد محنت به طوف منزل ماست
زهر غم تشنه ی لب ماست
برق آتش فروز جوهز کل
دود اندیشه های باطل ماست
در مبندید بر رخ رضوان
که ز عهد الست سائل ماست
هر چه روید ز کشتزار ملال
ریشه ی آن دویده در گل ماست
تا قیامت غبار ناکامی
پرده باف دریچه ی دل ماست
عرفی از موج غم ترا چه غم است
موج خیز ملال ساحل ماست

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: الف. رسته

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گرد محنت به طوف منزل ماست
زهر غم تشنه ی لب ماست
هوش مصنوعی: مشکلات و سختی‌ها دور و بر ما را احاطه کرده‌اند و درد و اندوهی که داریم، همچون زهر، جان‌مان را می‌سوزاند.
برق آتش فروز جوهز کل
دود اندیشه های باطل ماست
هوش مصنوعی: برق درخشان آتش، نشانه‌ای است از تمام دود و بخار افکار نادرست و بی‌اساس ما.
در مبندید بر رخ رضوان
که ز عهد الست سائل ماست
هوش مصنوعی: بر چهرهٔ بهشتیان نظر نیندازید، زیرا از زمان پیمان اولیه، سوال‌کننده ما هستند.
هر چه روید ز کشتزار ملال
ریشه ی آن دویده در گل ماست
هوش مصنوعی: هر چیزی که از زراعت به وجود می‌آید، ریشه‌ی ناراحتی‌اش در دل ما قرار دارد.
تا قیامت غبار ناکامی
پرده باف دریچه ی دل ماست
هوش مصنوعی: تا آخرین روز دنیا، غبار ناامیدی و ناکامی، مانند پرده‌ای بر روی دریچه‌ی قلب ما قرار دارد.
عرفی از موج غم ترا چه غم است
موج خیز ملال ساحل ماست
هوش مصنوعی: دوست عزیز، آیا به خاطر غم و اندوهی که احساس می‌کنی نگران هستی؟ غم و اندوهی که در دل دارم از تنهایی و مشکلات زندگی‌ام نشأت می‌گیرد.