گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۲

تا نام جمال یار بردیم
رنگ از رخ لاله زار بردیم
زآیینهٔ دل به سیل گریه
عالم عالم غبار بردیم
تا کشتهٔ غمزهٔ تو گشتیم
صد شمع به هر مزار بردیم
بردیم به خلوت غمت خاک
از آتش روزگار بردیم
مرهم مرهم زدیم چندان
کز داغ دل اعتبار بردیم
ما شاهد عافیت گزیدیم
ناموس ز هر کنار بردیم
آزاده روی گذاشت عرفی
صد دوش به زیر بار بردیم

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: الف. رسته

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

تا نام جمال یار بردیم
رنگ از رخ لاله زار بردیم
هوش مصنوعی: به محض اینکه نام زیبایی معشوق را بر زبان آوردیم، رنگ صورت لاله‌ها را از آنها گرفتیم.
زآیینهٔ دل به سیل گریه
عالم عالم غبار بردیم
هوش مصنوعی: از دل آیینه‌وار خود با اشک‌های فراوان، تمام غبارها و ناامیدی‌ها را زدودیم و جهانی پر از پاکی و روشنی به وجود آوردیم.
تا کشتهٔ غمزهٔ تو گشتیم
صد شمع به هر مزار بردیم
هوش مصنوعی: ما به خاطر زیبایی‌های تو بارها جان باختیم و برای هر گور، صد شمع روشن کردیم.
بردیم به خلوت غمت خاک
از آتش روزگار بردیم
هوش مصنوعی: ما در تنهایی غمت، غبار و آتش روزگار را به دور انداختیم.
مرهم مرهم زدیم چندان
کز داغ دل اعتبار بردیم
هوش مصنوعی: ما به اندازه‌ای بر زخم دل خود دارو و مرهم زدیم که دیگر هیچ اعتباری برای آن درد باقی نمانده است.
ما شاهد عافیت گزیدیم
ناموس ز هر کنار بردیم
هوش مصنوعی: ما از آرامش و سلامتی بهره‌مند شدیم و از هر سوی، ناموس و حریم خود را حفظ کردیم.
آزاده روی گذاشت عرفی
صد دوش به زیر بار بردیم
هوش مصنوعی: آزادگان به یاد و خاطر بزرگی خود، شب گذشته بار سنگینی را بر دوش کشیدند.

حاشیه ها

1396/08/03 14:11
نادر..

درود
در قطعه چلیپای نفیسی از زنده یاد میرعماد، بیت چهارم به شکل زیر قلمی شده است:
بردیم غمت به خلوت خاک
آرایش روزگار بردیم