گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۰

گل کز رخ او خجل فرو می‌ماند
چیزیش بدان غالیه‌بو می‌ماند
ماه شب چهارده چو بر می‌آید
او نیست ولی نیک بدو می‌ماند

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری: رباعی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گل کز رخ او خجل فرو می‌ماند
چیزیش بدان غالیه‌بو می‌ماند
هوش مصنوعی: گلی که در مقابل صورت او شرم زده و پایین می‌افتد، مانند عطر و بوی خوشی است که از خود به جا می‌گذارد.
ماه شب چهارده چو بر می‌آید
او نیست ولی نیک بدو می‌ماند
هوش مصنوعی: وقتی ماه در شب چهاردهم ظاهر می‌شود، به نظر می‌رسد که وجود دارد، در حالی که در واقع او آنجا نیست، اما زیبایی و نور او به خوبی در دل‌ها و ذهن‌ها باقی مانده است.