گنجور

باب ششم در حلم - مذهب مختار

راستی اصحابنا نیز این خلق را به کلی منع نمی‌فرمایند. می‌گویند که اگر چه آن کس را که حلم و بردباری ورزید، مردم بر او گستاخ شوند و آن را بر عجز او حمل کنند؛ اما این خلق متضمن فواید است، و او را در مصالح معاش مدخلی تمام باشد.

دلیل بر صحت این قول آنکه امروز تا شخص در کودکی تحمّل بار غلامبارگان و اوباش نکرده است و در آن حلم و وقار را کار نفرموده، اکنون در محافل و مجالس بزرگان سیلی و مالش بسیار نمی‌خورد؛ انگشت در....ش نمی‌کنند، ریشش بر نمی‌کنند، در حوضش نمی‌اندازند، دشنام‌های فاحش بر ... زن و خواهرش نمی‌شمارند. آن مرد عاقل که او را اکنون مرد زمانه می‌خوانند به برکت حلم و وقاری که در نفس ناطقه او مرکوز است و مودوع، تا تحمل آن مشقت‌ها نمی‌نماید، یک جو به حاصل نمی‌تواند کرد، و پیوسته خائب و خاسر و مفلوک و دشمن‌کام می‌باشد؛ او را در هیچ خانه نمی‌گذارند، و پیش هیچ بزرگی عزّتی پیدا نمی‌تواند کرد. آنکه می‌فرماید «الصفقه مفتاح الرزق» بنابراین صورت است، و معنی این بیت که گفته‌اند:

مرد باید که در کشاکش دهر
سنگ زیرین آسیا باشد،

موکد این قول است.

یکی از فواید حلم آنکه اگر حرم و اتباع بزرگی را به تهمتی (متهم) می‌گردانند، و او از حلیت حلم و زینت وقار عاری می‌باشد، غضب بر مزاج او مستولی شده دیوانه می‌گردد که «الغضب غول العقل»؛ و قتل و ضرب زن و بچه و مثله گردانیدن حواشی و خدم روا می‌دارد، به دست خود خانه خویش بر می‌اندازد، زن و بچه را از خود متنفر می‌گرداند، و شب و روز متفکّر و غمناک می‌باشد که مبادا طاغنی در خانه و اتباع و حمیت او طعنه زند؛ و می‌گوید:

اگر با غیرتی با درد باشی
وگر بی غیرتی نامرد باشی

اما آن بزرگ صاحب توفیق که وجودش به زینت حلم و وقار مزیّن است، اگر هزار بار مجموع اتباع او را در برابر او ... بدرند، سر مویی غبار بر خاطر مبارک او ننشیند. لاجرم چندانکه زنده است مرفه و آسوده روزگار بسر می‌برد: او از اهل و اتباع خشنود و ایشان از او فارغ و ایمن، اگر وقتی تهمتی به او رسانند، بدان التفات ننماید و گوید:

گر سگی بانگی کند بر بام کهدان غم مخور.

حکایت: شنیدم که در این روزها بزرگی زنی بدشکل و مستوره داشت، به طلاق از او خلاصی یافت و قحبه‌ای جمیله را در نکاح آورد. خاتون چندانکه عادت باشد صلای عام در داد. او را منع کردند که «زنی مستوره بگذاشتی و فاحشه اختیار کردی؟» آن بزرگ از کمال حلم و وقار فرمود که «عقل ناقص شما به سرّ این حکمت نرسد؛ حال آنکه من پیش از این گُه می‌خوردم به تنهایی، این زمان حلوا می‌خورم با هزار آدمی!»

در امثال آمده است که «الدیوث سعید الدارین»، تاویل چنان فرموده‌اند که: دیوث تا در این دنیا باشد، چون علت حمیّت مبتلا نیست فارغ می‌تواند زیست؛ و در آن دنیا نیز به موجب حدیث «الدیوث لایدخل الجنه» چون او را به بهشت نباید رفت از کدورت صحبت شیخکان و زاهدان- که در بهشت باشند- و از روی ترش ایشان به یُمن این سیرت آسوده باشد؛ هر جا شیخکی را بیند گوید:

گر ترا در بهشت باشد جای
دیگران دوزخ اختیار کنند،

بدین دلیل دیوث سعیدالدارین باشد.

اما اینجا نکته‌ای وارد است: اگر سائلی پرسد که «این جماعت یعنی اکابر دیوث چون بواسطه صحبت شیخکان از بهشت متنفرند، و به دوزخ نیز به عدد هر شیخکی که در بهشت است هزار قاضی و نواب و وکلای او نشسته‌اند، چون است که از صحبت ایشان ملول نیستند؟» جواب گویی: چون شیخکان در این دنیا به عبادت و طهارت موسوم بودند- اگر چه این معنی سری به ریا و رعونت داشت، و آن مظلوم دیوث هرگز کون نشسته باشد و سجده نکرده، پس وضع شیخکان مغایر وضع دیوث باشد. و قاضیان و اتباع ایشان بواسطه اینکه به عصیان و تزویر و مکر و تلبیس و حرام‌خوارگی و ظلم و بهتان و نکته‌گیری و گواهی به دورغ و حرص و ابطال حقوق مسلمانان و طمع و حیلت و افساد در میان خلق و بی‌شرمی و اخذ رشوت موصوف بوده و در دیوث هم این خصال مجبول است، پس میان ایشان جنسیت کلی تواند بود، و همین سبب جنسیت مایه صحبت قاضیان و اتباع ایشان خواهد بود که «الجنس الی الجنس امیل». در کلام حکما آمده است که «الجنسیه عله الضم»، لاجرم چون کودکشان دوزخ برگی چنین را به دوزخ کشند، آن بزرگ دل خوش کرده می‌گوید:

گرم با صالحان بی دوست فردا در بهشت آرند
همان بهتر که در دوزخ کشندم با گنه کاران

یکی از کبار مفسران در تفسیر آیه «و ان منکم الا واردها» چنین فرموده باشد که: مجموع خلایق از صراط چون برق می‌گذرند مگر قاضیان و اتباع ایشان که ابدالآباد در دوزخ باشند و با همدیگر شطرنج آتشین بازند. چنانکه در اخبار نبوی و آثار مصطفی آمده است که «اهل النار یتلاعبون بالنار». بدین دلایل این خلق را بر دیگر اخلاق ترجیح می‌دهند.

باب ششم در حلم - مذهب منسوخ: حلم، عبارت از بردباری است. قدما حلیم کسی را گفته‌اند که نفس او را سکون و طمانینتی حاصل شده باشد که غضب به آسانی تحریک او نتواند کرد، و اگر مکروهی بدو رسد در اضطراب نیفتد. از حضرت رسالت مروی است که «الحلم حجاب الآفات» لفظ حلیم را چون مقلوب کنی ملح شود، و از اینجا گفته‌اند که «الحلم ملح الاخلاق» شاعر حلم ممدوح را بدین سیاق ستوده:باب هفتم در حیاء، وفا، صدق، رحمت و شفقت - مذهب منسوخ: حکما فرموده‌اند که حیاء، انحصار نفس باشد تا از فعل قبیح که موجب مذمت باشد احتراز نماید. رسول- علیه السلام- می‌فرماید که «الحیاء من الایمان»؛ و وفا (التزام) طریق مواسات سپردن است و از چیزی که بدو رسیده به مکافات آن قیام نمودن. در نصّ تنزیل آمده است که «من اوفی بما عاهد علیه الله فسیوتیه اجرا عظیما»، و صدق آن باشد که با یاران دل راست کند تا خلاف واقع بر زبان او جاری نشود؛ و رحمت و شفقت آن باشد که اگر حالی غیر ملایم از کسی مشاهده کند بر او رحمت آرد، و همّت بر ازالت آن مصروف دارد.

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

راستی اصحابنا نیز این خلق را به کلی منع نمی‌فرمایند. می‌گویند که اگر چه آن کس را که حلم و بردباری ورزید، مردم بر او گستاخ شوند و آن را بر عجز او حمل کنند؛ اما این خلق متضمن فواید است، و او را در مصالح معاش مدخلی تمام باشد.
هوش مصنوعی: اصحاب ما به طور کامل افراد را از این ویژگی باز نمی‌دارند. آن‌ها معتقدند که اگرچه کسی که صبر و تحمل دارد ممکن است مردم جسارت کنند و این رفتار را به عنوان ناتوانی او تفسیر کنند، اما این ویژگی در عین حال مزایایی دارد و در امور زندگی به او کمک می‌کند.
دلیل بر صحت این قول آنکه امروز تا شخص در کودکی تحمّل بار غلامبارگان و اوباش نکرده است و در آن حلم و وقار را کار نفرموده، اکنون در محافل و مجالس بزرگان سیلی و مالش بسیار نمی‌خورد؛ انگشت در....ش نمی‌کنند، ریشش بر نمی‌کنند، در حوضش نمی‌اندازند، دشنام‌های فاحش بر ... زن و خواهرش نمی‌شمارند. آن مرد عاقل که او را اکنون مرد زمانه می‌خوانند به برکت حلم و وقاری که در نفس ناطقه او مرکوز است و مودوع، تا تحمل آن مشقت‌ها نمی‌نماید، یک جو به حاصل نمی‌تواند کرد، و پیوسته خائب و خاسر و مفلوک و دشمن‌کام می‌باشد؛ او را در هیچ خانه نمی‌گذارند، و پیش هیچ بزرگی عزّتی پیدا نمی‌تواند کرد. آنکه می‌فرماید «الصفقه مفتاح الرزق» بنابراین صورت است، و معنی این بیت که گفته‌اند:
هوش مصنوعی: دلیل درستی این گفتار این است که فرد تا زمانی که در دوران کودکی بار فشار و زحمت‌های کارگران و افراد بی‌خود را تحمل نکرده و حلم و وقار را در خود پرورش نداده باشد، در جمع بزرگان هیچ مقامی نخواهد داشت. او به راحتی مورد تمسخر و توهین قرار می‌گیرد و به او بی‌احترامی می‌شود. شخص عاقل و با درکی که امروزه به عنوان فرد باهوش شناخته می‌شود، به خاطر حلم و وقاری که در وجودش نهفته است، اگر سختی‌ها را تحمل نکند، هیچ‌گاه به موفقیت نخواهد رسید و همیشه در ناامیدی و شکست خواهد ماند. او در هیچ‌جا پذیرفته نمی‌شود و در اعتبار در میان بزرگان نخواهد بود. این موضوع به نوعی به گفته‌ای مرتبط است که می‌گوید "معامله کلید روزی است."
مرد باید که در کشاکش دهر
سنگ زیرین آسیا باشد،
هوش مصنوعی: مرد باید در شرایط سخت و دشوار زندگی همچون سنگی استوار و مقاوم باشد و بتواند فشارها را تحمل کند.
موکد این قول است.
هوش مصنوعی: این جمله تأکید دارد بر درست بودن یا اعتبار چیزی.
یکی از فواید حلم آنکه اگر حرم و اتباع بزرگی را به تهمتی (متهم) می‌گردانند، و او از حلیت حلم و زینت وقار عاری می‌باشد، غضب بر مزاج او مستولی شده دیوانه می‌گردد که «الغضب غول العقل»؛ و قتل و ضرب زن و بچه و مثله گردانیدن حواشی و خدم روا می‌دارد، به دست خود خانه خویش بر می‌اندازد، زن و بچه را از خود متنفر می‌گرداند، و شب و روز متفکّر و غمناک می‌باشد که مبادا طاغنی در خانه و اتباع و حمیت او طعنه زند؛ و می‌گوید:
هوش مصنوعی: یکی از مزایای صبر این است که اگر افراد بزرگ با تهمت‌هایی مواجه شوند و از آرامش و وقار خود بی‌بهره باشند، خشم بر وجودشان غالب می‌شود و به حالت جنون درمی‌آیند. در این حالت، ممکن است رفتارهای خشونت‌آمیزی مانند آسیب رساندن به خانواده و اطرافیان خود نشان دهند، به گونه‌ای که خود را در موقعیت‌های خطرناک قرار می‌دهند. این خشم می‌تواند باعث شود که آن‌ها از عزیزان خود فاصله بگیرند و به مرور زمان احساس ناامیدی و افسردگی در آن‌ها شکل بگیرد، چرا که نگران‌اند مبادا مورد تمسخر قرار بگیرند.
اگر با غیرتی با درد باشی
وگر بی غیرتی نامرد باشی
هوش مصنوعی: اگر با غیرت و احساس درد و رنج به زندگی ادامه دهی، ارزشمند هستی، اما اگر بی‌غیرتی کنی و از مسئولیت‌ها فرار کنی، مردانگی‌ات زیر سوال می‌رود.
اما آن بزرگ صاحب توفیق که وجودش به زینت حلم و وقار مزیّن است، اگر هزار بار مجموع اتباع او را در برابر او ... بدرند، سر مویی غبار بر خاطر مبارک او ننشیند. لاجرم چندانکه زنده است مرفه و آسوده روزگار بسر می‌برد: او از اهل و اتباع خشنود و ایشان از او فارغ و ایمن، اگر وقتی تهمتی به او رسانند، بدان التفات ننماید و گوید:
هوش مصنوعی: ولی آن شخص بزرگوار که ویژگی‌های صبوری و وقار را در وجودش دارد، حتی اگر هزاران نفر از پیروانش به او آسیب برسانند، هیچ غباری بر ذهن پاکش نمی‌نشیند. به همین خاطر، تا زمانی که زنده است، در آسایش و راحتی زندگی می‌کند: او خانواده و پیروانش را خشنود می‌سازد و آن‌ها نیز از او راضی و امن هستند. اگر زمانی به او اتهامی بزنند، به آن توجهی نمی‌کند و می‌گوید:
گر سگی بانگی کند بر بام کهدان غم مخور.
هوش مصنوعی: اگر سگی بر بام فریاد کند، نگران نباش.
حکایت: شنیدم که در این روزها بزرگی زنی بدشکل و مستوره داشت، به طلاق از او خلاصی یافت و قحبه‌ای جمیله را در نکاح آورد. خاتون چندانکه عادت باشد صلای عام در داد. او را منع کردند که «زنی مستوره بگذاشتی و فاحشه اختیار کردی؟» آن بزرگ از کمال حلم و وقار فرمود که «عقل ناقص شما به سرّ این حکمت نرسد؛ حال آنکه من پیش از این گُه می‌خوردم به تنهایی، این زمان حلوا می‌خورم با هزار آدمی!»
هوش مصنوعی: روزی زنی زشت و بی‌خبر از خود دارای شخصیتی بزرگ بود. او به طلاق از شوهرش این آزادی را پیدا کرد و سپس تصمیم گرفت با زنی زیبا و دلفریب ازدواج کند. وقتی او خبر این ازدواج را اعلام کرد، مردم او را سرزنش کردند که چرا زنی بی‌خبر از زیبایی را رها کرده و به سراغ یک فاحشه رفته است. ولی او با صبر و وقار پاسخ داد که «شما نمی‌توانید به حقیقت این انتخاب پی ببرید؛ زیرا من پیش از این به تنهایی زندگی می‌کردم، اما اکنون با دوستان بسیاری در این خوشی شریک شده‌ام!»
در امثال آمده است که «الدیوث سعید الدارین»، تاویل چنان فرموده‌اند که: دیوث تا در این دنیا باشد، چون علت حمیّت مبتلا نیست فارغ می‌تواند زیست؛ و در آن دنیا نیز به موجب حدیث «الدیوث لایدخل الجنه» چون او را به بهشت نباید رفت از کدورت صحبت شیخکان و زاهدان- که در بهشت باشند- و از روی ترش ایشان به یُمن این سیرت آسوده باشد؛ هر جا شیخکی را بیند گوید:
هوش مصنوعی: در ضرب‌المثل‌ها آمده است که «دیوث در دو جهان خوشبخت است»، و تعبیر آن این‌گونه است که دیوث در این دنیا چون به درد و رنج نمی‌افتد، می‌تواند بی‌دغدغه زندگی کند. در عالم پس از مرگ نیز بر اساس حدیثی که گفته شده «دیوث به بهشت نمی‌رود»، او از نگرانی‌های کسانی که در بهشت هستند و ممکن است از رفتار او شکایت داشته باشند، در امان است. بنابراین او می‌تواند با خیالی آسوده به زندگی خود ادامه دهد و هرگاه کسی را ببیند، می‌تواند همین‌طور ادامه دهد.
گر ترا در بهشت باشد جای
دیگران دوزخ اختیار کنند،
هوش مصنوعی: اگر تو در بهشت باشی، دیگران جهنم را انتخاب می‌کنند.
بدین دلیل دیوث سعیدالدارین باشد.
هوش مصنوعی: بنابراین دیوث باید سعیدالداری باشد.
اما اینجا نکته‌ای وارد است: اگر سائلی پرسد که «این جماعت یعنی اکابر دیوث چون بواسطه صحبت شیخکان از بهشت متنفرند، و به دوزخ نیز به عدد هر شیخکی که در بهشت است هزار قاضی و نواب و وکلای او نشسته‌اند، چون است که از صحبت ایشان ملول نیستند؟» جواب گویی: چون شیخکان در این دنیا به عبادت و طهارت موسوم بودند- اگر چه این معنی سری به ریا و رعونت داشت، و آن مظلوم دیوث هرگز کون نشسته باشد و سجده نکرده، پس وضع شیخکان مغایر وضع دیوث باشد. و قاضیان و اتباع ایشان بواسطه اینکه به عصیان و تزویر و مکر و تلبیس و حرام‌خوارگی و ظلم و بهتان و نکته‌گیری و گواهی به دورغ و حرص و ابطال حقوق مسلمانان و طمع و حیلت و افساد در میان خلق و بی‌شرمی و اخذ رشوت موصوف بوده و در دیوث هم این خصال مجبول است، پس میان ایشان جنسیت کلی تواند بود، و همین سبب جنسیت مایه صحبت قاضیان و اتباع ایشان خواهد بود که «الجنس الی الجنس امیل». در کلام حکما آمده است که «الجنسیه عله الضم»، لاجرم چون کودکشان دوزخ برگی چنین را به دوزخ کشند، آن بزرگ دل خوش کرده می‌گوید:
هوش مصنوعی: نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد این است که اگر کسی بپرسد که چرا افرادی که به اصطلاح دیوث نامیده می‌شوند و به خاطر صحبت با شیخ‌ها از بهشت متنفرند، و در دوزخ هم به تعداد هر شیخی که در بهشت است قاضی و وکیل نشسته، اما از صحبت با این شیخ‌ها خسته نمی‌شوند، پاسخ این است که شیخ‌ها در این دنیا به عنوان عبادت‌گذار و پاکدامن شناخته می‌شوند، هرچند که این موضوع ممکن است رنگ و بوی ریا و فریب داشته باشد. فرد دیوث هرگز نشسته و عبادت نکرده است، بنابراین وضعیت شیخ‌ها با دیوث‌ها کاملاً متفاوت است. قاضیان و پیروان آن‌ها به خاطر ویژگی‌هایی مثل عصیان، فریب، خیانت، ظلم، و دیگر اعمال ناپسند شناخته می‌شوند و این ویژگی‌ها در دیوث‌ها نیز وجود دارد. این امر باعث می‌شود که بین این دو گروه شباهت‌هایی وجود داشته باشد و این شباهت به صحبت و ارتباط آن‌ها کمک می‌کند، زیرا همجنس بودن باعث نزدیکی و ارتباط آنها می‌شود. حکما گفته‌اند که «نزدیکی جنس‌ها به علت همجنس بودن است» و از این رو وقتی که فرزندانشان در دوزخ گرفتار می‌شوند، آن افراد بزرگ همچنان می‌توانند دل خوش باشند.
گرم با صالحان بی دوست فردا در بهشت آرند
همان بهتر که در دوزخ کشندم با گنه کاران
هوش مصنوعی: بهتر است که با افراد خوب و نیکوکار در بهشت باشم، حتی اگر به خاطر نداشتن دوستی به من آسیب برسد، تا اینکه با گناهکاران در دوزخ باشم.
یکی از کبار مفسران در تفسیر آیه «و ان منکم الا واردها» چنین فرموده باشد که: مجموع خلایق از صراط چون برق می‌گذرند مگر قاضیان و اتباع ایشان که ابدالآباد در دوزخ باشند و با همدیگر شطرنج آتشین بازند. چنانکه در اخبار نبوی و آثار مصطفی آمده است که «اهل النار یتلاعبون بالنار». بدین دلایل این خلق را بر دیگر اخلاق ترجیح می‌دهند.
هوش مصنوعی: یکی از بزرگ‌ترین مفسران درباره آیه «و ان منکم الا واردها» بیان کرده که همه موجودات از صراطی که مانند برق می‌گذرد عبور می‌کنند، به جز قاضیان و پیروان آن‌ها که در روز قیامت برای همیشه در دوزخ خواهند بود و با یکدیگر شطرنجی از آتش بازی خواهند کرد. این موضوع در روایات نبوی و آثار پیامبر نیز آمده است که اهل آتش به بازی با آتش مشغول می‌شوند. به همین دلایل، این دسته از افراد از نظر اخلاقی بر دیگران ارجحیت دارند.