گنجور

شمارهٔ ۳۸

باده عشق تو امروز نه در جام منست
کز ازل تا به ابد باده انعام منست
طعم حنظل بدهن با شکرم هر دو یکیست
بسکه تلخ از غم شیرین دهنان کام منست
صبر و آرام و قرارم همه از دل بربود
جلوه روی نگاری که دلارام منست
چون کنم حرف غمش بر ورق چهره رقم
چشم نمناک دوات و مژه اقلام منست
زآبنوس خط و عاج ز نخش خاتم بند
مجری صبح من و مجمره شام منست
رشته نظم در از لفظ بصیادی طبع
اینره صید سخن دانه و آن دام منست
شام وصلش که سرانجام نشد روز بنور
در چنین تیره شبرنگ سرانجام منست

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

باده عشق تو امروز نه در جام منست
کز ازل تا به ابد باده انعام منست
هوش مصنوعی: امروز شراب عشق تو در جام من نیست، بلکه از آغاز تا ابد، این شراب بخشایش و لطف من است.
طعم حنظل بدهن با شکرم هر دو یکیست
بسکه تلخ از غم شیرین دهنان کام منست
هوش مصنوعی: طعمی که از حنظل (میوه‌ای تلخ) در دهانم می‌ماند، با شیرینی شکری که در دهان شیرین‌زبانان است، فرقی ندارد. این تلخی که از غم ایجاد شده، کام من را نیز به شدت تلخ کرده است.
صبر و آرام و قرارم همه از دل بربود
جلوه روی نگاری که دلارام منست
هوش مصنوعی: صبر و آرامشم را همه از من گرفت، به خاطر زیبایی و جلوه چهره آن معشوقی که دل مرا تسخیر کرده است.
چون کنم حرف غمش بر ورق چهره رقم
چشم نمناک دوات و مژه اقلام منست
هوش مصنوعی: چگونه می‌توانم حرف‌های ناراحتی‌اش را روی کاغذ بنویسم، وقتی که اشک‌هایم مثل جوهر و مژه‌هایم مثل قلم من هستند؟
زآبنوس خط و عاج ز نخش خاتم بند
مجری صبح من و مجمره شام منست
هوش مصنوعی: از چوب آبنوس و استخوان فیل، نقش انگشتر من ساخته شده است. صبح‌های من از این نقش و این زیبایی تشکیل شده و شام‌های من نیز به نور و روشنی این انگشتر روشن می‌شود.
رشته نظم در از لفظ بصیادی طبع
اینره صید سخن دانه و آن دام منست
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به فرآیند خلاقیت و هنر شاعری اشاره دارد. او خود را به مانند یک ماهی‌گیر می‌بیند که با استفاده از کلمات، ایده‌ها و احساسات خود را به دام درمی‌آورد. به عبارت دیگر، شاعر با مهارت و دقت، از واژه‌ها بهره می‌برد تا معانی و زیبایی‌های تازه‌ای خلق کند. شاعر با استفاده از این هنر، به صید سخنان و مفاهیم می‌پردازد و آنها را به صورت نظم و شعر در می‌آورد.
شام وصلش که سرانجام نشد روز بنور
در چنین تیره شبرنگ سرانجام منست
هوش مصنوعی: شبی که باید به وصال معشوق می‌رسید، به پایان نرسید و روزی که باید پر از نور و روشنی می‌شد، در این تاریکی و غم به سر می‌برد. سرانجام این حال و روز من است.