گنجور

بخش ۴۸ - انجامش روزگار نظامی

مغنی ره رامش جان بساز
نوازش کنم زان ره دل‌نواز
چنان زن نوا از یکی تا به صد
که در بزم خسرو زدی باربد
نظامی چو این داستان شد تمام
به عزم شدن نیز برداشت گام
نه بس روزگاری برین برگذشت
که تاریخ عمرش ورق در نوشت
فزون بود شش مه ز شصت و سه سال
که بر عزم ره بر دهل زد دوال
چو حال حکیمان پیشینه گفت
حکیمان بخفتند و او نیز خفت
رفیقان خود را به گاه رحیل
گه از ره خبر داد و گاه از دلیل
بخندید و گفتا که آمرزگار
به آمرزشم کرد امیدوار
ز ما زحمت خویش دارید دور
شما وین‌سرا ما و دارالسرور
درین گفتگو بد که خوابش ربود
تو گفتی که بیداریش خود نبود

اطلاعات

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

مغنی ره رامش جان بساز
نوازش کنم زان ره دل‌نواز
هوش مصنوعی: خواننده‌ای که دل را تسکین می‌دهد، به راهم می‌آید و با نوازش‌هایش جانم را شاد می‌کند. از این راه، دل را خوش می‌سازد.
چنان زن نوا از یکی تا به صد
که در بزم خسرو زدی باربد
هوش مصنوعی: زنی که تا صد نوا و آهنگ داشته، مثل همان صدایی است که باربد در بزم خسرو نواخته است.
نظامی چو این داستان شد تمام
به عزم شدن نیز برداشت گام
هوش مصنوعی: نظامی وقتی داستانش به پایان رسید، تصمیم گرفت که قدمی دیگر بردارد و ادامه مسیر دهد.
نه بس روزگاری برین برگذشت
که تاریخ عمرش ورق در نوشت
هوش مصنوعی: سالیان زیادی از زندگی او گذشت که تاریخ عمرش را در صفحات خود ثبت کرد.
فزون بود شش مه ز شصت و سه سال
که بر عزم ره بر دهل زد دوال
هوش مصنوعی: شش ماه بیشتر از شصت و سه سال بوده که او با اراده و عزم بر سر راه خود گام گذاشت و به حرکت درآورد.
چو حال حکیمان پیشینه گفت
حکیمان بخفتند و او نیز خفت
هوش مصنوعی: وقتی حکیمان داستان گذشته را تعریف کردند، آنها به خواب رفتند و او نیز به خواب رفت.
رفیقان خود را به گاه رحیل
گه از ره خبر داد و گاه از دلیل
هوش مصنوعی: دوستان خود را در زمان سفر، گهگاه با خبر کردن از مسیر و گهگاه با اشاره به نشانه‌ها راهنمایی می‌کرد.
بخندید و گفتا که آمرزگار
به آمرزشم کرد امیدوار
هوش مصنوعی: او بخندید و گفت که امیدوار است خدای با بخشایشش او را بخشیده است.
ز ما زحمت خویش دارید دور
شما وین‌سرا ما و دارالسرور
هوش مصنوعی: از ما زحمت نکشید، دوری شما برای ما بهتر است. اینجا ما هستیم و مکانی برای خوشی و شادی داریم.
درین گفتگو بد که خوابش ربود
تو گفتی که بیداریش خود نبود
هوش مصنوعی: در این گفت‌وگو، خواب او را گرفته بود و تو گفتی که خود او بیدار نیست.