گنجور

بخش ۴۷ - انجامش روزگار سقراط

درآرای مغنی سرم را ز خواب
به ابریشم رود و چنگ و رباب
مگر کاب آن رود چون آب رود
به خشگی کشی تری آرد فرود
چو سقراط را رفتن آمد فراز
دو اسبه به پیش اجل رفت باز
شنیدم که زهری برآمیختند
نهانی دلش در گلو ریختند
تن زهر خوارش چو شد دردمند
به سوی سفر بزمه‌ای زد بلند
چنین گفت چون مدت آمد به سر
نشاید شدن مرگ را چاره‌گر
در آن خواب که‌افسرده بالین بود
نشست یکایک به پایین بود
چو دیدند کان مرغ علوی خرام
برون رفت خواهد بزودی ز دام
به سقراط گفتند که‌ای هوشمند
چو بیرون رود جان ازین شهر‌بند
فرومانَد از جنبش اعضای تو
کجا به بوَد ساختن جای تو‌؟
تبسم کنان گفتشان اوستاد
که بر رفتگان دل نباید نهاد
گَرَم باز یابید‌، گیرید پای
به‌هرجا که خواهید‌، سازید جای
درآمد بدو نیز طوفان خواب
فرو برد چون دیگران سر به آب
شدند آگه آن زیرکان در نهفت
که استاد دانا بدیشان چه گفت

اطلاعات

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

درآرای مغنی سرم را ز خواب
به ابریشم رود و چنگ و رباب
هوش مصنوعی: سرم را از خواب بیدار کن و با نغمه‌های دل‌انگیز و سازهایی مانند چنگ و رباب، آن را زینت بخش.
مگر کاب آن رود چون آب رود
به خشگی کشی تری آرد فرود
رود اولی یعنی ساز رود‌ یا عود‌ و یا به معنی مطلق نغمه و سرود است. مصرع‌ اول‌: طراوت و تازگی آن نغمه که همچون آب جویبار‌، لطیف و زلال است.
چو سقراط را رفتن آمد فراز
دو اسبه به پیش اجل رفت باز
هوش مصنوعی: سقراط زمانی که به استقبال مرگ می‌رفت، به مانند سوارکاری که بر روی دو اسب سوار شده، با شجاعت و اراده به سوی آن قدم برداشت.
شنیدم که زهری برآمیختند
نهانی دلش در گلو ریختند
هوش مصنوعی: شنیدم که زهر را به طور پنهانی مخلوط کردند و دل او را در گلو ریختند.
تن زهر خوارش چو شد دردمند
به سوی سفر بزمه‌ای زد بلند
هوش مصنوعی: وقتی که تن آن شخص به خاطر زهر آزارش بیمار و رنجور شد، او با صدای بلند برای سفر دعوتی را صدا زد.
چنین گفت چون مدت آمد به سر
نشاید شدن مرگ را چاره‌گر
هوش مصنوعی: وقتی که زمان مشخص به پایان می‌رسد، دیگر نمی‌توان به فرصتی برای جلوگیری از مرگ دست یافت.
در آن خواب که‌افسرده بالین بود
نشست یکایک به پایین بود
هوش مصنوعی: در خواب که افسرده دراز کشیده بودم، هر یک از آنها به طور جداگانه کنار من نشسته بودند.
چو دیدند کان مرغ علوی خرام
برون رفت خواهد بزودی ز دام
هوش مصنوعی: وقتی دیدند که آن پرندهٔ علوی به آرامی حرکت می‌کند و از قفس بیرون می‌رود، به زودی از دام رها خواهد شد.
به سقراط گفتند که‌ای هوشمند
چو بیرون رود جان ازین شهر‌بند
هوش مصنوعی: به سقراط گفتند: ای حکیم، وقتی که جان از این قید و بند (این دنیا) خارج شود، چه خواهد شد؟
فرومانَد از جنبش اعضای تو
کجا به بوَد ساختن جای تو‌؟
هوش مصنوعی: حرکت اعضای تو نشان می‌دهد که کجا می‌توان منزلت و منزل تو را بنا کرد.
تبسم کنان گفتشان اوستاد
که بر رفتگان دل نباید نهاد
هوش مصنوعی: با لبخند به آن‌ها گفت استاد که نباید به یاد رفتگان دل بست و احساسات را در آن‌ها گره زد.
گَرَم باز یابید‌، گیرید پای
به‌هرجا که خواهید‌، سازید جای
هوش مصنوعی: اگر دوباره همدیگر را پیدا کنید، می‌توانید هر جا که بخواهید بروید و مکانی برای خودتان بسازید.
درآمد بدو نیز طوفان خواب
فرو برد چون دیگران سر به آب
هوش مصنوعی: به نزد او طوفانی از خواب فرو آمد و او نیز مانند دیگران سرش را به آب گذاشت و به خواب رفت.
شدند آگه آن زیرکان در نهفت
که استاد دانا بدیشان چه گفت
هوش مصنوعی: زیرکان پنهانی متوجه شدند که استاد دانا چه سخنی به آن‌ها گفته است.

حاشیه ها

1397/08/23 23:10
سامان خادمی

استاد ایرج رحمانپور نام اهنگ رود

1404/06/29 11:08
محمد مهدی فتح اللهی

چه زیبا می‌شد اگر حکیم نظامی اندکی هم که شده به عقاید سقراط شرح‌شده در رساله فایدون، اشاره ای می‌کردند