شمارهٔ ۱۱ - قطعه
آمد آهسته شب به بستر من
دلبری کافت دل و دین است
گفتمش کیست که هان که در شب تار
اینچنین شب روی نه آئین است
اسم شب ده و گرنه دزد دلی
نک گواهت کمند پرچین است
کوی غبغب نهاد بر لب من
گفت بر گوش من که ماچین است
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: سید محمدرضا شهیم
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آمد آهسته شب به بستر من
دلبری کافت دل و دین است
هوش مصنوعی: شب به آرامی به سمت من آمده است، محبوبی که هم دل من را برده و هم ایمانم را.
گفتمش کیست که هان که در شب تار
اینچنین شب روی نه آئین است
هوش مصنوعی: به او گفتم، کیست که در این شب تاریک اینگونه زیبا نمایان شده؟ این کار در شب درست نیست.
اسم شب ده و گرنه دزد دلی
نک گواهت کمند پرچین است
هوش مصنوعی: اگر در شب قرار ملاقات داری، مراقب باش، چون ممکن است دلی دزد باشد و گواهی بر وجودش چیزی جز دامهای پیچیدهاش نباشد.
کوی غبغب نهاد بر لب من
گفت بر گوش من که ماچین است
هوش مصنوعی: در کوی غبغب، لب من را به اشاره گذاشت و به آرامی در گوشم گفت که بوسهای است.