شمارهٔ ۲
چشمت به غمزه کشت دو صد بیگناه را
کو داوری که داد رسد دادخواه را
گفتم مرا تحمل ناز تو نیست گفت
عشق احتمال کوه دهد پرّ کاه را
بیحاصل است جلوه خوبان بعهد تو
نادر در آفتاب توان دید ماه را
آنشوخ دیده بین که زنهر شکار دل
دزدد چه سان بخود زتغافل نگاه را
الله چه فتنه تو که اندر هوای تو
صلح است اهل میگده و خانقاه را
حسنت فکنده پرده زر از درون من
آری قیاس از آینه گیرند آه را
من وحشی رمیده و نرهن زچارسو
آنچشم و زلف و عارض خط بسته راه را
آنسبزه بین که سنبل رویش زسرکشی
بر باد داده خرمن مشک سیاه را
تا کی سپهر جلوه دهد مهر و ماه خویش
برکش زطرف گوشه ابرو کلاه را
نیر زدرس عشق مجازی دلم گرفت
بگشای لب ثنای شه دین پناه را
آن سرور یگانه غایب که ذات او
جام جهان نماست صفات اله را
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید محمدرضا شهیم
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چشمت به غمزه کشت دو صد بیگناه را
کو داوری که داد رسد دادخواه را
هوش مصنوعی: نگاه تو با ناز و غمزه، جان خیلی از بیگناهها را گرفت. حالا باید ببینیم که چه کسی به این وضع رسیدگی خواهد کرد و حق آنهایی را که مظلوم واقع شدهاند، میگیرد.
گفتم مرا تحمل ناز تو نیست گفت
عشق احتمال کوه دهد پرّ کاه را
هوش مصنوعی: گفتم که نمیتوانم ناز و اداهای تو را تحمل کنم. او پاسخ داد که عشق میتواند بار سنگینی را که به اندازه کوه است، به راحتی بر دوش کاه بگذارد.
بیحاصل است جلوه خوبان بعهد تو
نادر در آفتاب توان دید ماه را
هوش مصنوعی: دیدن زیباییهای خوبان در مقایسه با وعدهای که دادی، بیفایده است؛ زیرا همچون مشاهدهی ماه در روز روشن، بسیار نادر و دشوار است.
آنشوخ دیده بین که زنهر شکار دل
دزدد چه سان بخود زتغافل نگاه را
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصی میپردازد که با چشمان زیبا و جذابش بر دلها تسلط دارد و به آرامی و بدون آنکه کسی متوجه شود، دلها را میرباید. به نوعی، این شخص از بیتوجهی دیگران بهرهبرداری میکند و با نگاهی فریبنده، دلها را به راحتی در اختیار میگیرد.
الله چه فتنه تو که اندر هوای تو
صلح است اهل میگده و خانقاه را
هوش مصنوعی: خداوند چه فتنهای در عشق تو وجود دارد که آرامش و صلح، هم برای اهل میخانه و هم برای عابدان در خانقاه تأمین شده است.
حسنت فکنده پرده زر از درون من
آری قیاس از آینه گیرند آه را
هوش مصنوعی: زیباییات باعث شده که درون من مانند پردهای از طلا نمایان شود. بله، احساسات را میتوان از تأثیرات آینهای برداشت کرد.
من وحشی رمیده و نرهن زچارسو
آنچشم و زلف و عارض خط بسته راه را
هوش مصنوعی: من موجودی آزاد و رامنشدهام که از همه طرف به سمت آن چشمها، موها و چهرهی زیبا میروم و راه را میبندند.
آنسبزه بین که سنبل رویش زسرکشی
بر باد داده خرمن مشک سیاه را
هوش مصنوعی: به آن چمنزار نگاه کن که گل زیبایش به خاطر سرکشی و طغیان، بوی خوشی را در میان خرمن مشک سیاه پخش کرده است.
تا کی سپهر جلوه دهد مهر و ماه خویش
برکش زطرف گوشه ابرو کلاه را
هوش مصنوعی: تا چه زمانی آسمان زیبایی خورشید و ماه را به نمایش خواهد گذاشت؟ بهتر است از گوشه ابرو، کلاهی را بردارید و زیبایی را نشان دهید.
نیر زدرس عشق مجازی دلم گرفت
بگشای لب ثنای شه دین پناه را
هوش مصنوعی: از عشق غیرواقعی دلم پر شده است؛ پس زبانم را بگشا تا دربارهٔ ستایش پادشاه دین و پناه بشنوم.
آن سرور یگانه غایب که ذات او
جام جهان نماست صفات اله را
هوش مصنوعی: آن سرور یگانهای که غایب است، وجودش همانند جامی است که همه ویژگیهای الهی را نمایش میدهد.