رباعی شمارهٔ ۲
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
حاشیه ها
حیاتیم مناسب تر از حباتیم به نظر میاید.
حباب = کوپله . غوزه . غنچه . سوارگ . سوار آب . گنبد آب . آب سوار. =
حباب یعنی تو خالی، و حباب همچنین بسیار سبک و زود میترکد و همچنین عمر اندکی دارد، بنظر میاید که شاعر سروده است، و احتمالا در دست نوشتههای خطی به علت فرسودگی موجب اشتباه میشویم!!!
مناسب تر از حباتیم به نظر میاید
صحیح رباعی بصورت زیر است:
عین خرد و سفرهٔ ذاتیم همه
تا ذات نهاده در صفاتیم همه
تا در صفتیم در مماتیم همه
چون رفت صفت عین حیاتیم همه
چون روح ما از گذشتگان میآید به ما و همزمان (با تصور زمان) آیندگان را نیز شامل است و حیات جاوید دارد به معنی نداشتن صفات به صورت قابل درک برای انسان وذهن او نیست ولی روح همه موجودات و انسانها باهم یکسان نیست و آن جانی که خداوند در روح و جسم میدمد ویا زمانیکه روح با جسم موجودیت خاکی بنام انسان میابد،آنگاه میتوان بجای توجه به صفات دنیوی جسم به صفات روحانی روح،آن هم تا زمانیکه روح در جسم است و تا جان در بدن هست،پرداخت تا مردم جهان در راه اشتباه میروند و به صفات جسم میپردازند.
با امید به انتقال صحیح منظور و عدم تفسیر اشتباه بدلیل عدم شناخت بشر از روح به اندازه رفع نیاز و یا تلاش جهت جستجوی هدف از حیات هستی و انسان و خلقت او که جز با ترکیب روح و جسم میسر نیست و شاید و احتمالا چنین درکی برای روح به تنهایی میسر نیست که این را جز ذات حق نداند.و روح ما میتواند قسمتی از روح بزرگ حق باشد یا فرستاده او به زمین تا با جسم هدفی را دنبال کند که قطعا متعالیست.
تا رفت صفت عین حیاتیم همه منظور صفت جسم است که چون برود تنها روح و صفات او هرچند به ذات حق متصل است و ذات حق را با تمام صفات متعالی که در نامهایش هست میتوان به ذهن نزدیک کرد ولی در نهایت عاری از صفات مادی و دنیوی است چون هم کل هستی و هم عالم و قادر و .... و به نوعی میتوان گفت عاری از صفات مادی و خاکی ذهن ماست. امید که این مطلب که زائیده ذهن است ،راه گشایی هر چند بسیار اندک ولی مفید و قابل هضم و درک ذهن در شناخت انسان و توجه به روح و روحانیت انسان باشد.
در مصرع اول "صفاتیم" درست است. "تا ذات نهاده در صفاتیم همه"
در غیر این صورت معنایی سطحی خواهد داشت.