گنجور

بخش ۹ - عهد و میثاق شاه با طوطی

گفت شه باشد مرا عهد دیگر
زینهار آن را میفکن از نظر
در جزیره چونکه مسکن ساختی
رحل خود را اندر آن انداختی
از نگار و نقش آن از ره مرو
از فریب عیش آن غافل مشو
آن جزیره گرچه شاد و خرم است
لیک با یک شادی او صد غم است
گرچه در هر گوشه ای زان گنجهاست
لیک با هر گنج آن صد اژدهاست
غنچه و گل اندر آن بسیار هست
لیک با هر گل هزاران خار هست
دشت او شاداب چون باغ ارم
گورها کنده ولی در هر قدم
باغ و بستانش که سیراب و تر است
معبر برفست و راه صرصر است
گلستانش جای زاغان و زغن
کوهسارش مر پلنگان را وطن
جمله کوه و دشت صحرا و قلاع
غول در غول و سباع اندر سباع
هر بهارش را خزانها در پی است
در پی اردی بهشتش صد دی است
جاده هایی را که بینی اندر آن
جمله راه خانه صیاد دان
راههایش گر بپیمایی تمام
یا رود سوی قفس یا سوی دام
اندر آن ویرانه های بیشمار
وندر آن ویرانه ها جغدان هزار
دشمنان جان طوطی سربسر
بر هلاک طوطیان بسته کمر
طوطیان را خون در آنجا ریخته
خونشان با خاک آن آمیخته
کرده در هر گوشه صیادی کمین
دامها گسترده بر روی زمین
در کمین طوطیان بنشسته اند
طوطیان را بال و پر بشکسته اند
همچنانکه کرده شیطان رجیم
عزم بر کید بنی آدم صمیم

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گفت شه باشد مرا عهد دیگر
زینهار آن را میفکن از نظر
هوش مصنوعی: شاه به من قولی داده است، پس مراقب باش که آن را از یاد نبرم و فراموش نکنم.
در جزیره چونکه مسکن ساختی
رحل خود را اندر آن انداختی
هوش مصنوعی: وقتی در جزیره ساکن شدی، وسایل خود را در آنجا قرار دادی.
از نگار و نقش آن از ره مرو
از فریب عیش آن غافل مشو
هوش مصنوعی: از زیبایی و شکل او دور نشو و از خوشی‌ها و لذایذ آن فریب نخور.
آن جزیره گرچه شاد و خرم است
لیک با یک شادی او صد غم است
هوش مصنوعی: این جزیره با این که شاد و سرزنده به نظر می‌رسد، اما به یک شادی‌اش، صد غم و اندوه وجود دارد.
گرچه در هر گوشه ای زان گنجهاست
لیک با هر گنج آن صد اژدهاست
هوش مصنوعی: اگرچه در هر کجا گنجی وجود دارد، اما برای هر گنجی، صدها خطر و مشکل نیز وجود دارد.
غنچه و گل اندر آن بسیار هست
لیک با هر گل هزاران خار هست
هوش مصنوعی: در زندگی زیبایی‌ها و خوشی‌های زیادی وجود دارد، اما هر زیبایی با مشکلات و چالش‌هایی نیز همراه است.
دشت او شاداب چون باغ ارم
گورها کنده ولی در هر قدم
هوش مصنوعی: دشت او به زیبایی باغ ارم است، اما در هر قدم که برمی‌داریم، قبرها را می‌بینیم.
باغ و بستانش که سیراب و تر است
معبر برفست و راه صرصر است
هوش مصنوعی: باغ و میدانش خنک و پرآب است، اما در عین حال جایی است که برف و باد سرد می‌وزد.
گلستانش جای زاغان و زغن
کوهسارش مر پلنگان را وطن
هوش مصنوعی: گلستان او محل زندگی زاغ‌ها و زغن‌هاست و کوه‌هایش وطن پلنگ‌ها به شمار می‌آید.
جمله کوه و دشت صحرا و قلاع
غول در غول و سباع اندر سباع
هوش مصنوعی: تمامی کوه‌ها و دشت‌ها، صحراها و قلعه‌ها، مانند غول‌های عظیم و جانوران درنده، همگی در یکدیگر وجود دارند.
هر بهارش را خزانها در پی است
در پی اردی بهشتش صد دی است
هوش مصنوعی: هر بهاری که می‌آید، به دنبال آن پاییزها می‌آیند و در پی اردیبهشت، روزهای زیادی سپری می‌شود.
جاده هایی را که بینی اندر آن
جمله راه خانه صیاد دان
هوش مصنوعی: به جاده‌هایی نگاه کن که در آن‌ها نشان‌هایی از راه خانه صیاد وجود دارد.
راههایش گر بپیمایی تمام
یا رود سوی قفس یا سوی دام
هوش مصنوعی: اگر تمام مسیرها را طی کنی، یا به قفس و سرنوشت محدود می‌رسید، یا در دام و تله‌ای گرفتار خواهی شد.
اندر آن ویرانه های بیشمار
وندر آن ویرانه ها جغدان هزار
هوش مصنوعی: در آنجاهای خرابی‌های بسیار و در میان آن خرابه‌ها، جغدها به اندازه‌ی هزار وجود دارند.
دشمنان جان طوطی سربسر
بر هلاک طوطیان بسته کمر
هوش مصنوعی: دشمنان، جان طوطی‌ها را تهدید می‌کنند و برای نابود کردن آن‌ها آماده شده‌اند.
طوطیان را خون در آنجا ریخته
خونشان با خاک آن آمیخته
هوش مصنوعی: در آن مکان، خون طوطی‌ها بر زمین ریخته شده و با خاک مخلوط شده است.
کرده در هر گوشه صیادی کمین
دامها گسترده بر روی زمین
هوش مصنوعی: در هر گوشه‌ای، شکارچی‌هایی در انتظار نشسته‌اند و تله‌های خود را بر روی زمین پهن کرده‌اند.
در کمین طوطیان بنشسته اند
طوطیان را بال و پر بشکسته اند
هوش مصنوعی: در کمین نشسته‌اند تا طوطی‌ها را شکار کنند و طوطی‌ها را که دیگر توان پرواز ندارند، مورد هدف قرار داده‌اند.
همچنانکه کرده شیطان رجیم
عزم بر کید بنی آدم صمیم
هوش مصنوعی: شیطان همواره در تلاش است تا در برنامه‌های انسان‌ها خرابکاری کند و آنها را فریب دهد.