برگردان به زبان ساده
بلبل سرمست برای خدا
مجلس گل بین و به منبر برآ
هوش مصنوعی: بلبل شاد و خوشحال، برای خاطر خدا، همنشینی با گلها را انتخاب کرده و به پیامبری برمیخیزد.
هین به غنیمت شمر این روز چند
زانک ندارد گل رعنا وفا
هوش مصنوعی: باید این روزها را غنیمت بشماری، زیرا این گل زیبا و خوشبو وفا نمیکند و همیشه در دسترس نیست.
ای دم تو قوت عروسان باغ
فصل بهارست بزن الصلا
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و نشاطی اشاره دارد که در فصل بهار وجود دارد. همچنین به قدرت و نیرویی که این فصل به عروسان میبخشد نیز اشاره شده است. با این توصیف، به نظر میرسد که به نوعی شادی و جشن در این زمان اشاره شده است.
جان من و جان ترا پیش ازین
سابقهٔ بود که گشت آشنا
هوش مصنوعی: جان من و جان تو از قبل به همدیگر آشنا بودند و در واقع، ارتباطی عمیق و پیشین داشتهایم.
الفت امروز ازان سابقهست
گرچه فراموش شد آنها ترا
هوش مصنوعی: دوستی و محبت امروز ما از تجربههای گذشته نشأت میگیرد، هرچند که ممکن است آن تجربهها به خاطر سپرده نشده باشند.
سیر ببینیم رخ همدگر
ناشده ما از رخ و از تن جدا
هوش مصنوعی: بیایید ببینیم چطور بدون اینکه چهره و جسممان از هم جدا شوند، با هم ارتباط برقرار کنیم.
تا بشناسیم دران حشر نو
چونک چنین بوقلمونیم ما
هوش مصنوعی: تا زمانی که در آن روز برانگیخته میشویم، باید خود را بشناسیم، زیرا حالا مانند بوقلمون هستیم.
صورت یوسف به یکی جرم شد
صورت گرگی بر اهل هوا
هوش مصنوعی: چهره زیبا و نیکو همچون یوسف، به عنوان یک گناه، برای کسانی که برای خواستههای نفسانی خود تلاش میکنند، تبدیل به چهرهای وحشیانه و گرگمانند میشود.
از غرضی چون پنهان شد ز چشم
صورت آن خسرو شیرین لقا
هوش مصنوعی: زمانی که هدفی خاموش و پنهان شد، چهره آن پادشاه شیرینرو از دید ما دور افتاد.
پس چو مبدل شود آن صورتش
چونش شناسی تو بدین چشمها
هوش مصنوعی: وقتی که آن شکلش تغییر کند، تو با این چشمها نمیتوانی او را بشناسی.
یارب بنماش چنانک ویست
از حق درخواست چنین مصطفا
هوش مصنوعی: ای پروردگار، او را به گونهای نشان بده که بتواند از حق مانند پیامبر درخواست کند.
خیز به ترجیع بگو باقیش
نیک نشانش کن و خطی بکش
هوش مصنوعی: بلند شو و کار را شروع کن، به بقیهاش خوب برس، و یک خط زیبا بکش.
ای رخ تو حسرت ماه و پری
پر بگشادی به کجا میپری
هوش مصنوعی: ای چهرهات درخشانتر از ماه و پری است، اما چرا به کجا میروی و از ما دور میشوی؟
هین گروی ده سره آنگه برو
رفتن تو نیست ز ما سرسری
هوش مصنوعی: به خود بیا و توجه کن، وقتی که میخواهی بروی، به سادگی ما را فراموش نکن.
زنده جهان ز آب حیات توست
مست قروی تو دل لاغری
هوش مصنوعی: زندگی جهان مدیون آب حیات توست و دل لاغر من از زیبایی تو مدهوش و شیداست.
خود چه بود خاک که در چرخ تست
این فلک روشن نیلوفری
هوش مصنوعی: خاکی که تویی، چه اهمیتی دارد در برابر این آسمان روشن و زیبا که مانند نیلوفر آبی میدرخشد.
زین بگذشتم به خدا راست گو
رخت ازین خانه کجا میبری
هوش مصنوعی: از اینجا گذشتم و به خدا، راست بگو که این لباس را از این خانه کجا میبری؟
در دو جهان کار تو داری و بس
راست بگو تا بچه کار اندری
هوش مصنوعی: تو در این دنیا و آن دنیا تنها مشغول کار خود هستی، بنابراین راست و صادقانه بگو تا بتوانم کارهایم را درست انجام دهم.
ور بنگویی تو گواهی دهد
چشم تو آن فتنه گر عبهری
هوش مصنوعی: اگر تو به کسی بگویی، چشمان تو میتوانند گواهی دهند که او چه شخص فریبندهای است.
جان چو دریای تو تنگ آمدست
زین وطن مختصر ششدری
هوش مصنوعی: زمانی که جان آدمی به شدت تحت فشار و محدودیتهای این سرزمین قرار گیرد، مانند دریا که تنگ میشود، احساس خستگی و نارضایتی نسبت به این وضعیت پیدا میکند.
چون نشوی سیر ازین آب شور
چونک امیر آب دو صد کوثری
هوش مصنوعی: وقتی که از این آب شور سیر نشوی، مانند امیر آبی که دوصد کوثر دارد، نخواهی بود.
رست ز پای تو به فضل خدا
بهر ره چرخ پر جعفری
هوش مصنوعی: به لطف خدا، از پای تو آزاد شدم و اکنون میتوانم در مسیرهای مختلفی حرکت کنم.
شاعر تو دست دهان برنهاد
تا که کند شاه به خود شاعری
هوش مصنوعی: شاعر دست خود را به سوی دهان برد تا بتواند شاه را به شاعری بگمارد.
شاه همی گوید ترجیع را
تا سه تمامش کن و باقی ترا
هوش مصنوعی: شاه میگوید که این ترجیع را تا سه بار تکرار کن و بعد بقیه را برای خودت بگذار.
ای که ملک طوطی آن قندهات
کوزهگرم کوزه کنم از نبات
هوش مصنوعی: ای کسی که در قندهار، ملک طوطی هستی، من میخواهم از شکر، کوزهای بسازم.
لیک فقیرم تو ز یاقوت خویش
وقت زکاتست مرا ده زکات
هوش مصنوعی: اما من فقیرم، تو که از یاقوت خود داری، اکنون که زمان زکات فرا رسیده، به من زکات بده.
سابق خیری تو و خاصه کنون
موسم خیرست و اوان صلات
هوش مصنوعی: زمانی که تو در کار نیکو و خیر پیشگام بودهای، اکنون نیز زمان مناسبی برای انجام کارهای نیک و برگزاری عبادت است.
نک رمضان آمد و قدرست و عید
وز تو رسیدست در آن شب برات
هوش مصنوعی: ماه رمضان فرارسیده و شب قدر و عید در پیش است و برکت از جانب تو در این شب به ما رسیده است.
در هوس بحر تو دارم لبی
کان نشود تر ز هزاران فرات
هوش مصنوعی: من در آرزوی دریای تو هستم، که هیچ چیز نمیتواند لب من را از هزاران فرات تر کند.
حبس دلم چاه زنخدان تست
کی طلبم زین چه و زندان نجات
هوش مصنوعی: دل من در چاه گودی قسمتهای صورتت گرفتار است. از چه چیزی میتوانم به دنبال آزادی باشم در حالی که تو خود، عامل این حبس هستی؟
عرض فلک دارد این قعر چاه
عرصهٔ او تیز نظر را کفات
هوش مصنوعی: عرض آسمان در این عمق چاه مشاهده میشود و این مکان برای نگاه تیزبین، وسیع و باز است.
صورت عشقی تو و بیصورتی
این عدد اندر صفت آمد نه ذات
هوش مصنوعی: عشق تو دارای جلوهای زیباست و این عدد در توصیف به شکل بیچهرهای است که نشاندهنده واقعی نیست.
هم تو بگو زانک سخنهای خلق
پیش کلام توبود ترهات
هوش مصنوعی: تو بگو که سخنان مردم در مقایسه با کلمات تو چه اندازه بیمعنا و بیارزش است.
هم تو بگو ای شه نطع وجود
ای همه شاهان ز تو در بیت مات
هوش مصنوعی: ای شاهی که وجود تو مانند نطقی است، تو را میخوانم؛ تو بزرگترین سلطانی هستی که تمامی شاهان در این خانه برای تو تسلیم هستند.
چونک سه ترجیع بگفتم بده
تا عربی گویم یا سعد هات
هوش مصنوعی: وقتی سه بار شعر را با رایحهای شیرین گفتم، انتظار دارم که به من اجازه دهی تا به زبان عربی سخن بگویم یا اینکه از زیباییهای سعدی بهرهبرداری کنم.
یا قمرالحسن مزیلالظلام
جد بطلوع مع کاس المدام
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا، نور این تاریکی را از بین ببر و با طلوع خود، نوشیدنی را در دستم قرار بده.