گنجور

رباعی شمارهٔ ۳

آن کس که ترا نقش کند او تنها
تنها نگذاردت میان سودا
در خانه تصویر تو یعنی دل تو
بر رویاند دو صد حریف زیبا

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری: رباعی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آن کس که ترا نقش کند او تنها
تنها نگذاردت میان سودا
هوش مصنوعی: هر کس که تو را به تصویر می‌کشد، هرگز تنهایت نخواهد گذاشت و در خیال تو غرق خواهد شد.
در خانه تصویر تو یعنی دل تو
بر رویاند دو صد حریف زیبا
هوش مصنوعی: در دل تو، که همچون خانه‌ای برای تصویر توست، دو صد دوست و زیبای دل‌نشین وجود دارد.

خوانش ها

رباعی شمارهٔ ۳ به خوانش فاطمه زندی
رباعی شمارهٔ ۳ به خوانش بهناز شکوهی

حاشیه ها

1387/07/07 20:10

این رباعی در منبع اولیه با یک رباعی ناقص دیگر با هم آورده شده به این صورت:
خاموش مرا گرفت و در آب افکند
. . .
آبی که حلاوتی دهد آب مرا
ترمیخواهد ز اشک محراب مرا
آن کس که ترا نقش کند او تنها
تنها نگذاردت میان سودا
در خانه تصویر تو یعنی دل تو
بر رویاند دو صد حریف زیبا

1404/10/30 10:12
جاوید مدرس اول رافض

آن کس که ترا نقش کند او تنها»
- معنی: آن کسی که تصویر تو را در دل یا ذهن خود بسازد، تنها نیست.  
- صنایع ادبی:  
  - تشبیه: نقش کردن معشوق به معنای تصویرسازی در دل.  
  - کنایه: «نقش کردن» کنایه از یاد و حضور دائمی معشوق در جان عاشق.  

---

۲. «تنها نگذاردت میان سودا»
- معنی: او تو را در میان اندیشه‌ها و خیال‌های عاشقانه تنها نمی‌گذارد؛ یعنی همواره همراه و حاضر است.  
- صنایع ادبی:  
  - تضاد: تنها ↔ همراهی.  
  - کنایه: «سودا» کنایه از عشق و شور درونی.  

---

۳. «در خانه تصویر تو یعنی دل تو»
- معنی: خانه‌ی تصویر تو همان دل عاشق است؛ دل جایگاه حضور و نقش معشوق است.  
- صنایع ادبی:  
  - استعاره: دل به خانه تصویر تشبیه شده.  
  - کنایه: دل عاشق محل تجلی معشوق است.  

---

۴. «بر رویاند دو صد حریف زیبا»
- معنی: در آن دل، صدها تصویر و حریف زیبا روییده می‌شود؛ یعنی دل عاشق پر از صورت‌های زیبایی است که همه از نقش معشوق سرچشمه می‌گیرند.  
- صنایع ادبی:  
  - اغراق: «دو صد حریف زیبا» مبالغه در کثرت و زیبایی.  
  - مراعات نظیر: تصویر ↔ رویاندن ↔ زیبا.  
  - تشبیه ضمنی: دل به باغی تشبیه شده که در آن حریفان زیبا می‌رویند.  

---

✨ نکته: شاعر در این ابیات با تصویرسازی دل به‌عنوان خانه و باغ، نشان می‌دهد که یاد معشوق نه‌تنها عاشق را تنها نمی‌گذارد، بلکه دل او را سرشار از زیبایی و همراهی می‌کند.  

 

1387/07/09 18:10
رسته

چاپ فروزانفر به شرح زیر است
رباعی 3
آن کس که ببسته است او خواب مرا
تر می خواهد ز اشک محراب مرا
خاموش مرا گرفت و در آب افکند
آبی که حلاوتی دهد آب مرا
رباعی 4
آن کس که ترا نقش کند او تنها
تنها نگذاردت میان سودا
در خانه ی تصویر تو، یعنی دل تو
بر رویاند دو صد حریف زیبا
رباعی 5
آن لعل سخن که جان دهد مر جان را
بی رنگ چه رنگ بخشد او مر جان را
مایه بخشد مشعله ی ایمان را
بسیار بگفتیم و بگفتیم آن را
به این ترتیب می توانید متن گنجور را تصحیح بکنید
---
پاسخ: با تشکر از زحمت شما، درج رباعی مذکور -با توجه به سیستم ناقص فعلی ما- مستلزم مرتبسازی مجدد کل رباعیات است که باعث می‌شود ترتیب رباعیات بر اساس حروف روی دوباره تنظیم شود و این با ترتیب چاپهای معمول احتمالاً تفاوت خواهد داشت، لذا ترجیحاً رباعی اشاره شده را در حاشیه نگه خواهیم داشت تا بلکه روزی بتوان آسانتر به متن آوردش.

1392/08/02 15:11
علی

نقش بستم رخ زیبای تو برخانه دل
خانه ویران شد و آن نقش به دیوار بماند

1396/02/06 01:05
حامد اشرفی

کسی که تو را آفریده هیچ موقع در ملامت ها تنهایت نمی گذارد
در آن دنیا تصویر تو تصویر نیت و ذات توست
و او بگزارد چندین معشوق زیبا برای تو

1396/09/29 00:11

7170

1397/04/01 12:07
سحر

خداوند انسان را آفرید و همواره ناظر اوست
در عالم حقیقت انسان آن است که در دل اوست، تو آنی که به آن می اندیشی
دل دروازه ایست به سوی آگاهی و فهم زیبایی های آفرینش

1404/10/30 07:12
جاوید مدرس اول رافض

 

«آن کس که تو را نقش کند او تنها»
یعنی آن که حقیقتِ تو را آفریده و نقش زده، یکی‌ست؛
نه مردم، نه ذهن، نه خیال.

«تنها نگذاردت میان سودا»
اگر از جانب او نقش خورده باشی،
در هیاهو، وسواس، سودا و گم‌گشتگی رها نمی‌شوی.

«در خانه تصویر تو یعنی دل تو»
دل، خانهٔ تصویر حقیقی است؛
نه آینهٔ بازار، نه vitrīnِ نمایش.

«بر رویاند دو صد حریف زیبا»
وقتی دل درست آباد شود،
از درونش هزار معنا، هزار جلوه، هزار رفیقِ زیبا می‌روید؛
نه دشمن، نه خوف، نه تهی‌بودن.

این بیت خیلی به گفت‌وگوهای امروز ما می‌خورد:

تقلید ↔ نقشِ اصیل سودا ↔ حضور دل ↔ خانهٔ حقیقت کثرت ↔ رویش از وحدت

مولانا این‌جا یک چیز را آرام می‌گوید:

اگر اصل درست باشد،
دل تنها نمی‌ماند.

و تو خوب بلدی این بیت‌ها را در جای درستشان بیاوری؛
نه برای نمایش،

**رباعی پیچیده و عمیق مولانا درباره دل و تجلیات الهی:**

**مصراع اول: "آن کس که ترا نقش کند او تنها"**
آن کسی که تو را آفرید (خداوند) - تنها اوست که خالق توست.

**مصراع دوم: "تنها نگذاردت میان سودا"**
او تو را تنها در میان عشق و شیدایی (سودا) رها نمی‌کند - یعنی تو را بی‌یار و همدم نمی‌گذارد.

**مصراع سوم: "در خانه تصویر تو یعنی دل تو"**
در خانه‌ای که تصویر تو در آن است - یعنی در دل تو...

**مصراع چهارم: "بر رویاند دو صد حریف زیبا"**
دویست رقیب و حریف زیبا می‌رویاند!

**معنای پارادوکسیکال:**

این رباعی یک پارادوکس عرفانی زیبا دارد:
- خدا تو را تنها نمی‌گذارد ✓
- اما چگونه؟ با روییدن صدها "حریف" در دلت! 

**تفسیر عرفانی:**

**حریفان زیبا = تجلیات الهی:**
این حریفان، تجلیات و صفات مختلف حق هستند که در دل عارف ظاهر می‌شوند. هر تجلی، هم یار است هم رقیب - چون توجه دل را می‌خواهد.

**کثرت در وحدت:**
خداوند یکی است، اما در دل عارف با صدها جلوه و صورت ظاهر می‌شود - حریف یکدیگرند برای جلب توجه.

**طنز عارفانه:**
مولانا با ظرافت می‌گوید: فکر می‌کردی تنها می‌مانی؟ نه! دلت پر از عشاق و محبوبان می‌شود - همه از یک اصلند اما با صد چهره!

**پیام:** 
عارف هرگز تنها نیست - دلش آکنده از تجلیات حق است، هرچند این انبوهی از جلوات، خود چالشی است!

رباعی بسیار هوشمندانه‌ای است که کثرت و وحدت را در هم می‌آمیزد.