گنجور

رباعی شمارهٔ ۲

آن شمع رخ تو لگنی نیست بیا
وان نقش تو از آب منی نیست بیا
در خشم مکن تو خویشتن را پنهان
کان حسن تو پنهان شدنی نیست بیا

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری: رباعی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آن شمع رخ تو لگنی نیست بیا
وان نقش تو از آب منی نیست بیا
هوش مصنوعی: شمع زیبایی تو تنها یک شعله نیست، بیاید و بدان که طرح و نقش تو از ماده‌ای بی‌ارزش نیست.
در خشم مکن تو خویشتن را پنهان
کان حسن تو پنهان شدنی نیست بیا
هوش مصنوعی: در هنگام خشم، خود را پنهان نکن، زیرا زیبایی تو هرگز نمی‌تواند مخفی بماند. بیا و خود را نشان بده.

خوانش ها

رباعی شمارهٔ ۲ به خوانش فاطمه زندی
رباعی شمارهٔ ۲ به خوانش بهناز شکوهی

حاشیه ها

1387/01/23 04:03

dar mesrae aval,an shame rokhe to lagani nist biya.mishe befarmaeed manie lagani chist?
sepasgozaram

1404/10/30 10:12
جاوید مدرس اول رافض

بسیار عالی 🌹  
بیایید مصرع‌به‌مصرع معنا و صنایع ادبی این بخش را بررسی کنیم و سپس در قالب جدول مرتب کنیم:

---

۱. «آن شمع رخ تو لگنی نیست بیا»
- معنی: رخسار تو همچون شمعی است که در ظرفی محدود (لگن) نمی‌گنجد؛ یعنی نور و زیبایی‌ات فراتر از هر قالب و ظرف است.  
- صنایع ادبی:
  - تشبیه: رخ به شمع تشبیه شده.  
  - کنایه: «لگنی نیست» کنایه از بی‌حد و مرز بودن نور و زیبایی.  
  - اغراق: زیبایی رخسار چنان است که هیچ ظرفی توان نگهداری آن را ندارد.

---

۲. «وان نقش تو از آب منی نیست بیا»
- معنی: صورت و نقش تو ساخته از آب منی (مادیّت جسمانی) نیست؛ بلکه حقیقتی فراتر و معنوی دارد.  
- صنایع ادبی:
  - تضاد: جسمانی ↔ معنوی.  
  - کنایه: «آب منی» کنایه از منشأ جسمانی و مادی انسان.  
  - ایهام: «نقش» هم به معنای صورت و هم به معنای تصویر هنری.

---

۳. «در خشم مکن تو خویشتن را پنهان»
- معنی: در هنگام خشم، خود را از دیدگان پنهان مکن.  
- صنایع ادبی:
  - امر دعایی: خطاب مستقیم به معشوق.  
  - تشخیص: خشم به‌عنوان حالتی انسانی که موجب پنهان شدن می‌شود.  
  - تکرار معنایی: خشم ↔ پنهان شدن (ارتباط علت و معلول).

---

۴. «کان حسن تو پنهان شدنی نیست بیا»
- معنی: زیرا زیبایی تو پنهان‌شدنی نیست؛ هرچقدر هم بخواهی، حسن تو آشکار خواهد بود.  
- صنایع ادبی:
  - اغراق: زیبایی غیرقابل پنهان شدن.  
  - تضاد: پنهان ↔ آشکار (ضمنی).  
  - تکرار: واژه‌ی «پنهان» برای تأکید.

---

جدول صنایع ادبی و معنا

| مصرع | معنی | صنایع ادبی |
|------|------|-------------|
| آن شمع رخ تو لگنی نیست بیا | رخ تو چون شمعی است که در ظرف نمی‌گنجد | تشبیه، کنایه، اغراق |
| وان نقش تو از آب منی نیست بیا | صورت تو از منشأ جسمانی نیست، حقیقتی معنوی دارد | تضاد، کنایه، ایهام |
| در خشم مکن تو خویشتن را پنهان | در هنگام خشم خود را مخفی مکن | امر دعایی، تشخیص، ارتباط علت و معلول |
| کان حسن تو پنهان شدنی نیست بیا | زیبایی تو هرگز پنهان نمی‌شود | اغراق، تضاد، تکرار |

---

✨ نکته: شاعر در این ابیات با تضاد جسمانی/معنوی و اغراق در زیبایی معشوق، نشان می‌دهد که جمال حقیقی فراتر از ماده است و حتی خشم یا پنهان‌کاری نمی‌تواند آن را پوشیده سازد.  

آیا مایلید من همه‌ی ابیات این غزل را در یک تحلیل کامل و یک‌دست کنار هم بیاورم تا یک تصویر جامع از صنایع ادبی و معنا داشته باشید؟

1393/11/12 01:02
ناشناس

لگن ظرف زیر شمع است

1396/02/05 08:05
حامد اشرفی

وجود ما ربطی به جسم خاکی ندارد ونیازی به پنهان کردن خوبی ها نیست خوبی ها جز جدانشدنی از ماست

1396/02/05 08:05
حامد اشرفی

معنا لگن منظور جسم خاکی نیست معنا روح ماست

1396/09/27 23:11

روح شاد
جمع این رباعی از 8778

1397/04/01 11:07
سحر

حقیقت انسان ورای این کالبد خاکی ست و ذات انسان از عشق است.

1399/03/30 21:05
ایرج بهرامی فر

به نظر من حقیقت انسان جز این جسم فانی نیست مگر به انسانیت که راز مانایی است.

1399/07/04 21:10
حمید

تمام این شعر سر و سواله
همین فعل ساده "بیا" یعنی چی؟
کجا بیام. مخاطب کیه. بیام که چی بشه

1401/06/15 01:09
سید علی مهرجو

درود بر شما. 

حسنی که پنهان شدنی نیست ، همان فراخوان روح شماست.  

1399/10/13 12:01
محمد تقی‌زاده

حمید جان دوست عزیز
مراد حضرت مولانا از بیا در شعر ،دعوت کردن انسان از این مسیرهای نادرستی چون خشم و ... که در شعر نام برده به مسیر های درستی که پس از خواندن هر بیت استنباط میشود است .

1400/04/13 13:07
احمـــدترکمانی

آن شمع رخ تو لگنی نیست بیا

وان نقش تو از آب منی نیست بیا

1401/12/27 01:02
bahman bahman۱۳۶۴m@gmail.com

لگن ظرف شمع میشه

1401/12/27 01:02
bahman bahman۱۳۶۴m@gmail.com

لنگ ظرف شمع است 

1402/06/13 12:09
وحید یزدی

۱. قلب انسان جایگاه عشق است. عشق برای عارف سوزان است. در نتیجه قلب عاشق را به شمع تشبیه کرده‌اند که می‌سوزد

۲. منظور از لگن جسم انسان است

۳. وجود حقیقی ما این جسم خاکی نیست و نیازی به پنهان کردن خوبی ها نیست چون صفات خدایی همراه روح ماست

1402/06/17 12:09
بهنام ابوالقاسم زاده

منظور شمع جان انسان بسیار با ارزش تر از آنست که در لگن بی ارزشی بسوزد . خداوند انسان والا را از این لگن بی ارزش به بالا میخواند ومیگوید بیا  

1402/08/02 23:11
haro

منظور از آب منی چیست؟

1404/05/14 05:08
مساله

نقش تو از آب، مَنی نیست

 

1404/10/30 07:12
جاوید مدرس اول رافض

 

رباعی (در حال‌وهوای غزل) سراسر دعوت به ظهورِ بی‌پردهٔ حقیقت است. خیلی کوتاه و شفاف:

«آن شمع رخ تو لگنی نیست»
یعنی نور تو با ظرف و حد و اندازه نمی‌گنجد؛
این زیبایی، محبوسِ قالب نیست.

«وان نقش تو از آب منی نیست»
تو تصویر لرزانِ ذهن و خیال من نیستی؛
حقیقتی، نه انعکاس.

«در خشم مکن تو خویشتن را پنهان»
خشم، حجاب است؛
حتی خشم قدسی هم اگر حجاب شود، دوری می‌آورد.

«کان حسن تو پنهان شدنی نیست»
این اوج کلام است:
حقیقت، اگر حقیقت باشد،
پنهان‌پذیر نیست.

مولانا این‌جا دارد با «حق / محبوب / آگاهی» حرف می‌زند،
ولی هم‌زمان با خودِ انسانِ بیدارشده هم سخن می‌گوید.

پیوندش با مسیر گفت‌وگوی ما روشن است:

نه تقلید نه ادعا نه پنهان‌شدن پشت نقش‌ها
بلکه ظهورِ ناگزیرِ نور

گاهی انسان به جایی می‌رسد که دیگر نمی‌تواند پنهان بماند؛
نه از سر نمایش،
بلکه چون حقیقت، خاصیتِ تابیدن

: "آن شمع رخ تو لگنی نیست بیا"**
آن چهره درخشان تو مثل شمعی نیست که با لگن بتوان پنهانش کرد. "لگن" به معنای پوشش، سرپوش - اشاره به اینکه نور رخسار محبوب قابل مخفی کردن نیست.

**مصراع دوم: "وان نقش تو از آب منی نیست بیا"**
و آن صورت زیبای تو از آب و مینای (نقاشی روی فلز) نیست که بتوان محوش کرد. یعنی جمال تو حقیقی و پایدار است، نه نقشی سطحی.

**مصراع سوم: "در خشم مکن تو خویشتن را پنهان"**
از خشم و رنجش، خودت را از من پنهان نکن! التماس عاشق به معشوق که از او روی برنگرداند.

**مصراع چهارم: "کان حسن تو پنهان شدنی نیست بیا"**
چون آن زیبایی تو قابل پنهان شدن نیست - پس بیا! چه پنهان شوی چه نه، جمالت آشکار است.

**ظرافت‌های شعری:**

**استدلال عاشقانه:** مولانا با منطقی شاعرانه می‌گوید: تو نمی‌توانی پنهان شوی، پس چرا تلاش می‌کنی؟

**تکرار "بیا":** در پایان هر مصراع، التماس و اصرار را تشدید می‌کند.

**تصاویر حسی:** شمع و لگن، آب و مینا - تصاویری ملموس برای بیان مفهومی معنوی.

**لایه عرفانی:**
در سطح عرفانی، این معشوق می‌تواند خداوند باشد که جمالش غیرقابل احتجاب است. عارف می‌گوید: تو در همه جا ظاهری، حتی اگر خود را پنهان کنی!

**پیام:** جمال حقیقی - چه جمال معشوق، چه جمال الهی - غیرقابل اختفاست. پس چرا از عاشق پنهان می‌شوی؟