گنجور

رباعی شمارهٔ ۲۲۰

ای همچو خر و گاو که و جو طلبت
تا چند کند سایس گردون ادبت
لب چند دراز می‌کنی سوی لبش
هر گنده دهان چشیده از طعم لبت

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری: رباعی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای همچو خر و گاو که و جو طلبت
تا چند کند سایس گردون ادبت
هوش مصنوعی: ای انسان که همچون حیوانات (خر و گاو) در پی کسب روزی و لذت دنیوی هستی، تا چه زمانی می‌خواهی تحت فرمان و کنترل شرایط و روزگار باشی؟
لب چند دراز می‌کنی سوی لبش
هر گنده دهان چشیده از طعم لبت
هوش مصنوعی: چرا با زبانت به سمت لب او دراز می‌کنی، در حالی که او هم طعم لب‌های تو را چشیده است؟

خوانش ها

رباعی شمارهٔ ۲۲۰ به خوانش بهناز شکوهی

حاشیه ها

1397/04/04 01:07
کمال داودوند

4721

1398/02/18 19:05
مهدی قناعت پیشه

ای همچو خر و گاو که و جو طلبت
تا چند کند سایس گردون ادبت
لب چند دراز میکنی سوی لبش
هر گنده دهان چشیده از طعم لبت

1398/02/18 20:05
مهدی قناعت پیشه

ای انسانی که هنوزهشیار نشده وچون حیوان هنوز خود را نشناخته،است،تا کی سرکشی میکنی و خلاف نظام خلقت میپیمایی و هرچه چرخش گردون و نظم عظیم قوانین حق تو را اصلاح مینماید،تو به راه خود ادامه میدهی وبه هر راهی میروی و خدا را نیز می جویی! (گنده دهان ...انسانی که به تکلیف و راهی مقید نیست) هرکار و راه اشتباهی میرود و راه و چاه نمیشناسد.

1398/02/18 20:05
مهدی قناعت پیشه

ای انسانی که هنوزهشیار نشده وچون حیوان هنوز خود را نشناخته،است،تا کی سرکشی میکنی و خلاف نظام خلقت میپیمایی و هرچه چرخش گردون و نظم عظیم قوانین حق تو را اصلاح مینماید،تو به راه خود ادامه میدهی وبه هر راهی میروی و خدا را نیز می جویی! (گنده دهان ...انسانی که به تکلیف و راهی مقید نیست) هرکار و راه اشتباهی میرود و راه و چاه نمیشناسد

1398/02/19 00:05
محسن ، ۲

ای همچو خر و گاو که و جو طلبت
تا چند کند سایس گردون ادبت
لب چند دراز میکنی سوی لبش
هر گنده دهان چشیده از طعم لبت
مولوی جان ، کاش تو نیز زبان در دهان می گرفتی و این چنین رباعی نمی گفتی ، یا از الفاظ بهتری استفاده می کردی، این چه ادبیاتی ست؟