رباعی شمارهٔ ۲۲۰
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
رباعی شمارهٔ ۲۲۰ به خوانش بهناز شکوهی
حاشیه ها
4721
ای همچو خر و گاو که و جو طلبت
تا چند کند سایس گردون ادبت
لب چند دراز میکنی سوی لبش
هر گنده دهان چشیده از طعم لبت
ای انسانی که هنوزهشیار نشده وچون حیوان هنوز خود را نشناخته،است،تا کی سرکشی میکنی و خلاف نظام خلقت میپیمایی و هرچه چرخش گردون و نظم عظیم قوانین حق تو را اصلاح مینماید،تو به راه خود ادامه میدهی وبه هر راهی میروی و خدا را نیز می جویی! (گنده دهان ...انسانی که به تکلیف و راهی مقید نیست) هرکار و راه اشتباهی میرود و راه و چاه نمیشناسد.
ای انسانی که هنوزهشیار نشده وچون حیوان هنوز خود را نشناخته،است،تا کی سرکشی میکنی و خلاف نظام خلقت میپیمایی و هرچه چرخش گردون و نظم عظیم قوانین حق تو را اصلاح مینماید،تو به راه خود ادامه میدهی وبه هر راهی میروی و خدا را نیز می جویی! (گنده دهان ...انسانی که به تکلیف و راهی مقید نیست) هرکار و راه اشتباهی میرود و راه و چاه نمیشناسد
ای همچو خر و گاو که و جو طلبت
تا چند کند سایس گردون ادبت
لب چند دراز میکنی سوی لبش
هر گنده دهان چشیده از طعم لبت
مولوی جان ، کاش تو نیز زبان در دهان می گرفتی و این چنین رباعی نمی گفتی ، یا از الفاظ بهتری استفاده می کردی، این چه ادبیاتی ست؟

مولانا