رباعی شمارهٔ ۲۱۹
ای هرچه صدف بستهٔ دریای لبت
وی هرچه گهر فتاده در پای لبت
از راهزنان رسیده جانم تا لب
گر ره ندهی وای من و وای لبت
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری: رباعی
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای هرچه صدف بستهٔ دریای لبت
وی هرچه گهر فتاده در پای لبت
هوش مصنوعی: ای آنچه دریاچه لبهای تو را در خود پنهان کرده است و هر آن گوهری که در پای لبهای تو افتاده است.
از راهزنان رسیده جانم تا لب
گر ره ندهی وای من و وای لبت
هوش مصنوعی: جانم در خطر راهزنان قرار گرفته است و اگر تو راهی به من ندهی، وای به حال من و وای به حال لبهایی که به من نزدیکند.

مولانا