رباعی شمارهٔ ۲۱۲
این فصل بهار نیست فصلی دگر است
مخموری هر چشم ز وصلی دگر است
هرچند که جمله شاخها رقصانند
جنبیدن هر شاخ ز اصلی دگر است
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری: رباعی
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
این فصل بهار نیست فصلی دگر است
مخموری هر چشم ز وصلی دگر است
هوش مصنوعی: این زمان بهار نیست، بلکه فصل دیگری است. حالتی از سرخوشی و مستی در هر نگاهی وجود دارد که ناشی از ارتباطی متفاوت و جدید است.
هرچند که جمله شاخها رقصانند
جنبیدن هر شاخ ز اصلی دگر است
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تمام شاخهها در حال رقصیدن هستند، اما هر یک از این حرکات به شاخهای دیگر مربوط میشود.
خوانش ها
رباعی شمارهٔ ۲۱۲ به خوانش بهناز شکوهی
حاشیه ها
1397/04/26 17:06
کمال داودوند
7905
1401/01/02 12:04
محسن جهان
مولانا در این اشعار به زیبایی ضمن توصیف فصل بهار از وجود نیرویی پنهان در این تحول طبیعت سخن میگوید.
میفرماید، این فصل بهار و تغییر طبیعت نوید دهنده تحولی دیگر میباشد، به همان صورت که خماری و مستی درونی هر باشنده ای حاکی از نوعی اتصال به منبع انرژی سرمدی الهی است.
و هر چند که درختان و بوستانها در حال شکوفایی در این فصل هستند، ولی جنبش حتی هر یک از اجزا این طبیعت شاهد بر وجود اراده و عزم ماورایی میباشد.

مولانا