رباعی شمارهٔ ۱۹
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
رباعی شمارهٔ ۱۹ به خوانش بهناز شکوهی
حاشیه ها
5227
از هشیاری و بیداری میگوید که خواجه ما را خواب نخواهی دید و همیشه چون روشنی و نور و چون سپیده سحر هستم
ای خواجه به خواب درنبینی ما را
خواب، نمادِ غفلت است؛ سالک میگوید مرا در خوابِ بیخبری نتوان دید، من از جنسِ بیداریام.
تا سال دگر دگر نبینی ما را
هر سالک، هر دم نو میشود؛ کسی که در راهِ حقیقت است، تکرار نمیشود.
ای شب هردم که جانب ما نگری
شب، تمثیلِ حیرت و تاریکیِ سلوک است؛ هر که به سوی ما آید، قدم در وادیِ امتحان نهاده است.
بیروشنی سحر نبینی ما را
سحر، نمادِ اشراق و گشایش است؛
بینورِ آگاهی، حقیقتِ سالک دیده نمیشود
،،،،،،،،
بسیار خوب، بیاییم این ابیات را مصرع به مصرع بررسی کنیم:
---
۱. «ای خواجه به خواب درنبینی ما را»
- معنی: ای خواجه (ای بزرگوار/ای محبوب)، حتی در خواب نیز ما را نخواهی دید.
- صنایع ادبی:
- خطاب مستقیم: شاعر با «ای خواجه» مخاطب را مورد خطاب قرار میدهد.
- کنایه: «به خواب دیدن» کنایه از آرزو یا وصال خیالی است.
---
۲. «تا سال دگر دگر نبینی ما را»
- معنی: تا سال آینده، دیگر ما را نخواهی دید. یعنی دیدار تا مدتها ممکن نیست.
- صنایع ادبی:
- تکرار واژهی «دگر» برای تأکید و ایجاد موسیقی.
- اغراق: طولانی بودن فراق تا سال دیگر.
---
۳. «ای شب هردم که جانب ما نگری»
- معنی: ای شب، هر بار که به سوی ما نگاه کنی...
- صنایع ادبی:
- تشخیص: شب را مانند موجودی زنده و ناظر در نظر گرفته است.
- خطاب مستقیم: شب را مورد خطاب قرار داده.
---
۴. «بیروشنی سحر نبینی ما را»
- معنی: بدون روشنایی سحر، ما را نخواهی دید. یعنی دیدار ما تنها با طلوع و روشنایی ممکن است؛ در تاریکی شب، دیدار میسر نیست.
- صنایع ادبی:
- تضاد: «شب» و «سحر» در تقابلاند.
- کنایه: «روشنی سحر» کنایه از امید، وصال یا گشایش است.
---
جمعبندی
این ابیات تصویری از فراق و دوری را نشان میدهند:
- مخاطب (خواجه/محبوب) حتی در خواب و خیال هم عاشق را نمیبیند.
- دیدار تا سال دیگر ممکن نیست.
- شب، نماد تاریکی و جدایی است؛ تنها با آمدن سحر (نماد امید و وصال) امکان دیدار وجود دارد.
صنایع برجسته: تشخیص، کنایه، تضاد، اغراق، تکرار، خطاب مستقیم.
---

مولانا