رباعی شمارهٔ ۱۶
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
رباعی شمارهٔ ۱۶ به خوانش بهناز شکوهی
حاشیه ها
5443
ای باد سحر خبر بده مر ما را
در ره دیدی آن دل آتشپا را
دیدی دل پرآتش و پرسودا را
کز آتش بسوخت صد خارا را
مولانا خطاب به اشک روی گونهاش میگوید که به یار من که باعث شادی قلبم است، آن کسی که با بودنش گویی من در بهشت و در فصل بهار هستم و به تماشای او میپردازم. اگر شبی به یاد من افتادی، یاد خوبیهای من بیفت نه بدیها و بیادبیهای من
ای اشک روان بگو دلافزای مرا
اشک، زبان دلِ سوخته است؛ پیامرسانِ عشقی که از گفتن ناتوان است.
آن باغ و بهار و آن تماشای مرا
باغ و بهار، تمثیلِ لحظههای مکاشفهاند؛ جایی که جان، جمالِ حقیقت را میبیند.
چون یاد کنی شبی تو شبهای مرا
شبها، زمان خلوتِ عاشق با معشوقاند؛ لحظههای بیپردهی حضور.
اندیشه مکن بیادبیهای مرا
در عشق، ادبِ ظاهری فرو میریزد؛ آنچه میماند صداقتِ عریانِ دل است
،،،،،،
بسیار خوب، بیاییم هر مصرع را جداگانه بررسی کنیم: هم از نظر معنی و هم از نظر صنایع ادبی ✨
---
۱. «ای اشک روان بگو دلافزای مرا»
- معنی: ای اشک جاری، تو سخن بگو و حالِ دل مرا که مایهی شادی و آرامش من است، بیان کن. شاعر اشک را بهعنوان زبان دل معرفی میکند.
- صنایع ادبی:
- تشخیص (Personification): اشک را مانند موجودی زنده و سخنگو در نظر گرفته است.
- اضافهی استعاری: «دلافزای مرا» یعنی آنچه دل را میافزاید، استعاره از محبوب یا یاد اوست.
---
۲. «آن باغ و بهار و آن تماشای مرا»
- معنی: ای اشک، از آن باغ و بهار و آن دیدار و تماشایی که مایهی شادی من بود، سخن بگو.
- صنایع ادبی:
- تشبیه ضمنی: باغ و بهار استعاره از زیبایی و طراوت محبوب یا دوران خوش گذشته است.
- مراعات نظیر: «باغ» و «بهار» و «تماشا» همگی در حوزهی طبیعت و زیباییاند.
---
۳. «چون یاد کنی شبی تو شبهای مرا»
- معنی: هرگاه شبی یاد کنی، از شبهای من و آنچه بر من گذشته است نیز یاد کن. شاعر از اشک میخواهد که خاطرات شبهای اندوه یا عشق او را بازگو کند.
- صنایع ادبی:
- تکرار واژهی «شب» برای تأکید و موسیقی درونی.
- کنایه: «شبهای مرا» کنایه از روزگار غم و اندوه یا خلوتهای عاشقانه است.
---
۴. «اندیشه مکن بیادبیهای مرا»
- معنی: از بیادبیهای من (مثلاً جسارت در سخن گفتن یا شکایت کردن) دلگیر مشو و آن را به حساب نادانی یا شدت عشق بگذار.
- صنایع ادبی:
- تلمیح به ادب و بیادبی در فرهنگ عاشقانه: عاشق در برابر معشوق همیشه باید مؤدب باشد، اما شاعر از اشک میخواهد خطاهایش را ببخشد.
- تضاد: «ادب» و «بیادبی» در تقابلاند.
---
جمعبندی
این چهار مصرع در قالب یک غزلگونه، گفتوگویی عاشقانه با «اشک» است. شاعر اشک را زبان دل کرده و از آن میخواهد که:
- زیباییهای گذشته (باغ و بهار) را یاد کند،
- شبهای اندوه یا عشق را بازگو کند،
- و خطاهای عاشق را نادیده بگیرد.
صنایع برجسته: تشخیص، استعاره، مراعات نظیر، کنایه، تضاد، تکرار.

مولانا