گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۵

ای آنکه نیافت ماه شب گرد ترا
از ماه تو تحفه‌ها است شبگرد ترا
هر چند که سرخ روست اطراف شفق
شهمات همی شوند رخ زرد ترا

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری: رباعی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای آنکه نیافت ماه شب گرد ترا
از ماه تو تحفه‌ها است شبگرد ترا
هوش مصنوعی: ای تو که ماه شب‌گرد را هم نتوانسته‌ای بیابی، هر چیزی که از ماه به تو می‌رسد، هدیه‌ای از ماه شب‌گرد است.
هر چند که سرخ روست اطراف شفق
شهمات همی شوند رخ زرد ترا
هوش مصنوعی: هرچند که در دور و اطراف، رنگ سرخی از افق دیده می‌شود، اما چهره تو همچنان زرد و کمرنگ است.

خوانش ها

رباعی شمارهٔ ۱۵ به خوانش بهناز شکوهی

حاشیه ها

1396/09/11 03:12

9461

1397/06/20 20:09
مارشال

شیخ جوان ما به زیبای تمام ماهرخ خود را توصیف میکند و میگه با اینکه شبها آفتابی نمیشی اما هر از گاهی بوسه ای نسیب ما میکنی و با وجود جوانی و شادابی و سرخرویی من همچون شاه مات افسونگریت میشوم و خجالت زده رنگ و رخسار زرد میکنم . ستودنی است هم شیخ و هم زبان زیبای فارسی که دست شیخ را برای وصف نگارش باز میگذارد و شیخ هم با دوربین نداشته صحنه های زیبا را برای آیندگان ثبت میکند . همنشین زیبا رویش در عالم باقی مانا باشد ،آمین.

1402/07/26 19:09
وحید یزدی

ای کسی که ماه در آسمان هم تو را نیافت. رخ زرد تو که نشان از عشق حقیقی تو می‌باشد، ارزشمندتر سرخی شفق است. معمولا چهره سرخ برای مردم جذاب‌تر است، اما رخ زرد عاشق خدا، بر همه چهره‌‌ها برتری پیدا می‌کند 

1404/10/30 16:12
جاوید مدرس اول رافض

معنی موجز هر مصراع:

ای آنکه نیافت ماه شب‌گرد ترا
خطاب به کسی که حتی جستجوگران شب‌گرد، جمال او را نیافته‌اند.

از ماه تو تحفه‌ها است شب‌گرد ترا
تمامی آنچه شب‌گردان از ماه جمع می‌کنند، بخشیدهٔ اوست.

هر چند که سرخ‌روست اطراف شفق
با وجود زیبایی‌های دیگر (مانند سرخی شفق)،

شهمات همی‌شوند رخ زرد ترا
در برابر جمال و عظمت او، همه چیز کم‌نور و کمرنگ جلوه می‌کند.

جمع‌بندی کوتاه:
مولانا در این رباعی، برتری و بی‌همتایی جمال و عظمت معشوق را نشان می‌دهد: حتی زیباترین جلوه‌های جهان در مقابل او رنگ می‌بازند و همهٔ زیبایی‌ها از او سرچشمه می‌گیرند

حالامصرع‌به‌مصرع معنا و صنایع ادبی را روشن می‌کنم:

---

۱. «ای آنکه نیافت ماه شب گرد ترا»
معنی: ای کسی که ماهِ شب‌گرد نیز نتوانست تو را بیابد؛ یعنی حتی ماهِ آسمان که شب‌ها می‌گردد، به جمال و حضور تو دسترسی ندارد.  
صنایع ادبی:  
- تشبیه: معشوق برتر از ماه دانسته شده.  
- اغراق: ماهِ شب‌گرد هم قادر به یافتن او نیست.  
- کنایه: دست‌نیافتنی بودن معشوق.

---

۲. «از ماه تو تحفه‌ها است شبگرد ترا»
معنی: شب‌گرد (ماه) از ماهِ تو تحفه‌ها دارد؛ یعنی ماهِ آسمان از نور و جمال تو بهره‌مند است.  
صنایع ادبی:  
- استعاره: ماهِ تو یعنی جمال تو.  
- مراعات نظیر: ماه، شب‌گرد، تحفه.  
- اغراق: ماه از معشوق هدیه می‌گیرد.

---

۳. «هر چند که سرخ روست اطراف شفق»
معنی: گرچه اطراف شفق (سرخی افق هنگام غروب) سرخ‌رو و درخشان است.  
صنایع ادبی:  
- تشبیه ضمنی: شفق به چهرهٔ سرخ‌رو تشبیه شده.  
- مراعات نظیر: شفق، سرخی، افق.  
- کنایه: سرخ‌رو بودن یعنی درخشندگی و زیبایی.

---

۴. «شهمات همی شوند رخ زرد ترا»
معنی: اما در برابر چهرهٔ زرد تو (زردی عاشقانه)، همهٔ آن سرخی‌ها شَه‌مات می‌شوند؛ یعنی مات و مغلوب می‌گردند.  
صنایع ادبی:  
- استعاره: رخ زرد یعنی چهرهٔ رنج‌دیدهٔ عاشق.  
- ایهام: «شهمات» هم به معنای «مات شدن» است و هم یادآور «شاه‌مات» در شطرنج.  
- تضاد: سرخی شفق ↔ زردی رخ عاشق.  
- اغراق: سرخی شفق در برابر زردی عاشق مات می‌شود.

---

جمع‌بندی معنایی
این چهار بیت تصویری بسیار زیبا می‌سازند:

- معشوق چنان بلندمرتبه است که ماهِ شب‌گرد نیز به او نمی‌رسد.  
- ماهِ آسمان از ماهِ جمال او هدیه می‌گیرد.  
- شفق با همهٔ سرخی و شکوهش، در برابر چهرهٔ زرد عاشق مات می‌شود.  

این تقابل میان سرخی شفق و زردی عاشق، یکی از لطیف‌ترین بازی‌های تصویری در شعر عرفانی است.

.