رباعی شمارهٔ ۱۲
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
رباعی شمارهٔ ۱۲ به خوانش بهناز شکوهی
حاشیه ها
6024
انجیر فروشی برای انچیرفروش مثال ما انسانها را گوید که در مستی و سادگی عمر را طی کرده و به مقام انسانی خود هم نمی رسیم.
سرمست زئیم :: سرمست زی ایم ::: سرمست زندگی میکنیم
انجیر فروش (انسان) چه بهتر است که از شیرینیهای انجیر و این دنیای فانی دل بکند و شیرینی سرمستی فی الله را تجربه کند تا در آن دنیا هم سرخوش باشد
معنی موجز هر مصراع:
انجیرفروش را چه بهتر جانا
برای هر کس، بهترین کار همان است که با آن یکی شده و در آن حضور دارد.
ز انجیرفروشی ای برادر جانا
ارزش در خودِ نقش و شغل نیست، در صدقِ بودنِ انسان در آن است.
سرمست زئیم و مست میریم ای جان
زندگی و مرگِ عاشقانه، در حالِ بیخودی و شور.
هم مست دوان دوان به محشر جانا
حتی رستاخیز نیز برای عاشق، ادامهٔ همان شور و حرکت است.
جمعبندی کوتاه:
مولانا نشان میدهد که معنا در عنوان و ظاهر نیست، بلکه در مستیِ وجودی و حضورِ عاشقانه است؛ زندگی، مرگ و حتی محشر، برای اهلِ عشق یک جریانِ واحد و سرشار از شور است.
مصرعبهمصرع معنا و صنایع ادبی را روشن میکنم:
---
۱. «انجیرفروش را چه بهتر جانا»
معنی: ای جان، برای انجیرفروش چه چیزی بهتر از انجیر فروختن؟ یعنی هر کس باید کار و شأن خود را بشناسد و همان را انجام دهد.
صنایع ادبی:
- تمثیل: انجیرفروش نماد کسی است که باید در حد و اندازهی خود رفتار کند.
- کنایه: «چه بهتر» یعنی مناسبترین کار همان است که با طبع و شأن او سازگار است.
---
۲. «ز انجیرفروشی ای برادر جانا»
معنی: ای برادر جان، کار انجیرفروشی برای او بهترین و طبیعیترین کار است.
صنایع ادبی:
- تکرار هنری: انجیرفروشی ↔ انجیرفروش.
- خطاب مستقیم: «ای برادر جانا» برای صمیمیت و تأکید.
---
۳. «سرمست زئیم و مست میریم ای جان»
معنی: ما سرمست آمدهایم و مست میرویم، ای جان؛ یعنی آغاز و پایان ما در شور و بیخودی عشق است.
صنایع ادبی:
- تکرار: سرمست ↔ مست (برای شدت حالت).
- کنایه: مست بودن کنایه از بیخودی، شور و جذبهی عرفانی.
- مراعات نظیر: آمدن ↔ رفتن.
---
۴. «هم مست دوان دوان به محشر جانا»
معنی: و حتی مست و دواندوان به سوی محشر میرویم، ای جان؛ یعنی در قیامت نیز با همان شور و بیخودی عشق حاضر میشویم.
صنایع ادبی:
- اغراق: دواندوان و مست به محشر رفتن.
- استعاره: محشر نماد حضور در پیشگاه حقیقت.
- کنایه: مست به محشر رفتن یعنی بیخودی عاشقانه حتی در لحظهی حساب.
---
این چهار بیت با زبانی تمثیلی و طنز لطیف، مرز میان اهل کار دنیا و اهل شور عشق را نشان میدهد:
انجیرفروش باید انجیر بفروشد، اما عاشق از آغاز تا پایان، مست و دواندوان در مسیر حقیقت است.

مولانا