غزل شمارهٔ ۳۰۱۷
لاله ستانست از عکس تو هر شورهای
عکس لبت شهد ساخت تلخی هر غورهای
مصحف عشق تو را دوش بخواندم به خواب
آه که چه دیوانه شد جان من از سورهای
مشکل هر دو جهان آه چه حلوا شود
گر شکر تو شود مغز شکربورهای
چهره چون آفتاب بر تن چون غوره تاب
تا بشود پرشکر در تن هر رودهای
وا شدن از خویشتن هست ز ماسوره سهل
چونک سر رشته یافت خصم ز ماسورهای
جسم که چون خربزهست تا نبری چون خورند
بشکن و پیدا شود قیمت لاهورهای
آه که ندیدی هنوز بر سر میدان عشق
رقص کنان کلهها هر طرفی کورهای
پیش طبیب دو کون رفتم بیمار عشق
نبض دلم میجهید در کف قارورهای
گفتمش ای شمس دین مفخر تبریز آه
جز ز تو یابد شفا علت ناسورهای
اطلاعات
وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
لاله ستانست از عکس تو هر شورهای
عکس لبت شهد ساخت تلخی هر غورهای
هوش مصنوعی: هر سرزمین بیابی، با تصویر تو، شاداب و زنده میشود و تلخی هر میوه نارس، به خاطر یاد لبهای تو شیرین میگردد.
مصحف عشق تو را دوش بخواندم به خواب
آه که چه دیوانه شد جان من از سورهای
هوش مصنوعی: دیشب در خواب کتاب عشق تو را مطالعه کردم و ای کاش میدانستی که جان من چقدر از یک آیهاش مجنون و آشفته شد.
مشکل هر دو جهان آه چه حلوا شود
گر شکر تو شود مغز شکربورهای
هوش مصنوعی: اگر مشکلهای زندگی و دنیا حل شود، چقدر شیرین و لذتبخش خواهد بود، اگر تو وجود داشته باشی که مانند مغز شیرین شکلات، همه چیز را خوشمزه و دلچسب کنی.
چهره چون آفتاب بر تن چون غوره تاب
تا بشود پرشکر در تن هر رودهای
هوش مصنوعی: چهرهاش مانند آفتاب درخشان است و جسمش همچون میوهای خوشطعم و شیرین است که همهی اعضای بدن را سرشار از لذت و شکر میکند.
وا شدن از خویشتن هست ز ماسوره سهل
چونک سر رشته یافت خصم ز ماسورهای
هوش مصنوعی: آزاد شدن از خود آسان است، زیرا مانند دستیابی به نخ از ماجرای پیچیدهای که دشمن از آن سرچشمه میگیرد، و به راحتی میتوان به ریشهها و علل موضوع دست یافت.
جسم که چون خربزهست تا نبری چون خورند
بشکن و پیدا شود قیمت لاهورهای
هوش مصنوعی: بدن انسان شبیه به خربزه است؛ تا زمانی که آن را نبری و نخبری، ارزش واقعیاش آشکار نمیشود.
آه که ندیدی هنوز بر سر میدان عشق
رقص کنان کلهها هر طرفی کورهای
هوش مصنوعی: وای بر تو که هنوز به تماشای میدان عشق نیامدهای، جایی که مردم با سرهایشان در حال رقصیدن هستند و هر طرفی شور و هیجان به چشم میخورد.
پیش طبیب دو کون رفتم بیمار عشق
نبض دلم میجهید در کف قارورهای
هوش مصنوعی: به پزشک مراجعه کردم و از درد عشق شکایت کردم، در دستم نبضی میزد که مانند یک مایع در بطری به نظر میرسید.
گفتمش ای شمس دین مفخر تبریز آه
جز ز تو یابد شفا علت ناسورهای
هوش مصنوعی: به او گفتم، ای شمس دین، که تو افتخار تبریز هستی، آهی که از تو میآید، تنها چیزی است که میتواند درمان دردهای بیپایان باشد.
حاشیه ها
1394/04/20 16:07
فرشاد عربی
در بیت دوم، مصرع دوم:
باید آه را به صورت أه (کوتاه ، بر وزن وه) خواند:
أه که چه دیوانه شد جان من از سوره ای.
1394/05/26 09:07
فرشاد عربی
نظیر تلفظ فوق را در این بیت از دیوان کبیر هم می بینیم که برای مولانا امری مسبوق به سابقه است که
در مصرع اول آه و در مصرع دوم بایستی أه خوانده شود:
آه دردت را ندارم محرمی
چون علی اه میکنم در قعر چاه
غزل شمارهٔ 2380
1401/02/25 14:04
مجتبی
وزن شعر (مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن) می باشد .
1401/09/23 00:11
هنگامه حیدری
چهره چون آفتاب بر تن چون غوره تاب
تا بشود پرشکر در تن هر رودهای
به جای روده ای "روره ای" درست است استاد فروزانفر نوشته اند ظاهرا تلفظی از لوله است به معنی ماسوره و آن جزوی از نی که میان دو بند واقع است و همین بیت را شاهد مثال آورده اند

مولانا