گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۳۳

بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شو
بیزار شو بیزار شو وز خویش هم بیزار شو
در مصر ما یک احمقی نک می‌فروشد یوسفی
باور نمی‌داری مرا اینک سوی بازار شو
بی‌چون تو را بی‌چون کند روی تو را گلگون کند
خار از کفت بیرون کند وآنگه سوی گلزار شو
مشنو تو هر مکر و فسون خون را چرا شویی به خون
همچون قدح شو سرنگون و آن گاه دردی خوار شو
در گردش چوگان او چون گوی شو چون گوی شو
وز بهر نقل کرکسش مردار شو مردار شو
آمد ندای آسمان آمد طبیب عاشقان
خواهی که آید پیش تو بیمار شو بیمار شو
این سینه را چون غار دان خلوتگه آن یار دان
گر یار غاری هین بیا در غار شو در غار شو
تو مرد نیک ساده‌ای زر را به دزدان داده‌ای
خواهی بدانی دزد را طرار شو طرار شو
خاموش وصف بحر و دُرّ، کم گوی در دریای او
خواهی که غواصی کنی دم دار شو دم دار شو

اطلاعات

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شو
بیزار شو بیزار شو وز خویش هم بیزار شو
هوش مصنوعی: از خواب بیدار شو، اکنون که شب به پایان رسیده است. از خودت و دلبستگی‌هایت دل‌زده و رها شو.
در مصر ما یک احمقی نک می‌فروشد یوسفی
باور نمی‌داری مرا اینک سوی بازار شو
هوش مصنوعی: در مصر، فردی ساده‌لوح به فروش میوه‌ای مانند انبه مشغول است و تو ممکن است به او اعتماد نداشته باشی؛ اما حالا می‌گویم به بازار برو تا خودت ببینی.
بی‌چون تو را بی‌چون کند روی تو را گلگون کند
خار از کفت بیرون کند وآنگه سوی گلزار شو
هوش مصنوعی: تو با زیبایی‌ات هر بی‌دلی را دلدار می‌کنی، چهره‌ات همچون گل سرخ است و خاری که در دلت بوده از بین می‌رود. سپس به سوی بستان و گلزار برو.
مشنو تو هر مکر و فسون خون را چرا شویی به خون
همچون قدح شو سرنگون و آن گاه دردی خوار شو
هوش مصنوعی: به هر فریبی که می‌رسید، دلت را نزن و از خون نترس. چرا خود را مانند قدح، به زمین می‌زنی و سپس دردی را تحمل نمی‌کنی؟
در گردش چوگان او چون گوی شو چون گوی شو
وز بهر نقل کرکسش مردار شو مردار شو
هوش مصنوعی: در بازی چوگان، وقتی که نوبت به تو می‌رسد، باید شجاع و بی‌پروا باشی. اگر کسی در این میدان از تو انتقاد کند یا احساسی منفی داشته باشد، نباید به آن توجه کنی و باید با دل‌سوزی به پیش بروی.
آمد ندای آسمان آمد طبیب عاشقان
خواهی که آید پیش تو بیمار شو بیمار شو
هوش مصنوعی: ندای آسمان به گوش می‌رسد و طبیب عاشقان در حال آمدن است. اگر می‌خواهی او نزد تو بیاید، باید عاشق شوی و درد عشق را احساس کنی.
این سینه را چون غار دان خلوتگه آن یار دان
گر یار غاری هین بیا در غار شو در غار شو
هوش مصنوعی: این سینه را مانند غاری بدان که محل خلوت و آرامش یار است. اگر یار تو، غار است، پس بیا و در این مکان مخفی بر خودت و احساساتت تمرکز کن.
تو مرد نیک ساده‌ای زر را به دزدان داده‌ای
خواهی بدانی دزد را طرار شو طرار شو
هوش مصنوعی: تو انسان نیکوکاری هستی که به دزدان طلا داده‌ای. اگر می‌خواهی دریابی که دزد چه کسی است، باید خودت نیز به دزدی روی آوری و در آن زمینه تجربه کسب کنی.
خاموش وصف بحر و دُرّ، کم گوی در دریای او
خواهی که غواصی کنی دم دار شو دم دار شو
هوش مصنوعی: در مورد زیبایی دریا و گوهرهای درون آن کمتر صحبت کن، اگر می‌خواهی در عمق این دریا کاوش کنی، باید آمادگی آن را داشته باشی و به همراهی با جریان‌های آن بپردازی.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۲۱۳۳ به خوانش علی اسلامی مذهب
غزل شمارهٔ ۲۱۳۳ به خوانش عندلیب
غزل شمارهٔ ۲۱۳۳ به خوانش فتانه صانعی

آهنگ ها

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

"بیدار شو"
با صدای همایون شجریان (آلبوم بیدار شو)

حاشیه ها

1401/05/13 08:08
مرتضی شمسی زاده

وای خدای من ! این غزل رو چند روز پیش همایون خان شجریان در آهنگی به اسم بیدار شو خوندن. محشر بود آقا محشر. حتما توصیه می کنم گوشش کنید. 

1402/03/14 19:06
علی شیرمحمدی

واقعا محشره ، هم شعر هم اجرای همایون عزیز.

1401/05/17 08:08
کاظم (مُحِبّ)

همچون قدح شو سرنگون و آن گاه دُردی خوار شو

 

تصویر سازی بسیار زیبا از حالت قدح (کاسه) : بخش زیرین قدح که مانند سر انسان است همیشه روی زمین است. خاکسار است. ساجد است. در تواضع و خشوع است. گویی همیشه خود را فانی و معدوم می بیند. ضمن اینکه آن سمتی از قدح که همیشه به سمت بالاست ، محل ریزشِ دُرد (شراب) و آب گواراست .

می فرماید: مانند این قدح، معدوم و فانی باش، تا لایق آن شوی که شراب معرفت و می حقیقت در ظرف تو ریخته شود. اگر قدح بالعکس قرار می گرفت ، قابلیت دریافت شراب حقیقت را پیدا نمی کرد.

به همین نَسَق ، انسان نیز به میزانی که از نفس خویشتن منقطع شود، لایق شراب معرفت الهی می گردد.

 

 

1401/05/19 13:08
محمدحسین

چقد زیبا تفسیر کردین

اگه ممکنه همه ابیات این غرل رو تفسیر کنین که استفاده کنیم ممنون

1401/06/04 11:09
کاظم (مُحِبّ)

زنده باشید . ان شاء الله ، اگر فهم و درک و همتی بود .

1401/07/17 11:10
پوریا

تعبیر نغزی بود

1402/07/07 16:10
کاظم (مُحِبّ)

یا نور

1401/10/10 17:01
میلاد

چندتا سوال دارم ازتون اول اینکه دُرد به معنای ته‌نشین و رسوب مایعات، خصوصا شراب هست، و در اشعار به عنوان یک چیز خوب ازش یاد می‌شه، چرا اینجا می‌گن دُردی خوار شو!؟ یا باید دُرد شد یا خوار؟ به احتمال زیاد من دچار اشتباه شدم برای همین سوال پرسیدم، می‌شه گفت خوبی بد شو؟! و در یک بیت دیگه می‌گن خواهی بدانی دزد را طرار شو، طرار هم اگر اشتباه نکنم به معنای جیب‌بر و همان دزد و سارق هست، تا قبل از این تشویق به خوبی و نیکی می‌کردن، حالا یهو می‌گن خواهی بدانی دزد را طرار شو!!! مرد نیک و ساده رو دارن از راه‌به‌در می‌کنن که.

1402/07/07 16:10
کاظم (مُحِبّ)

درود بر شما

در اشعار عرفا ، بخصوص در اشعار حافظ ، که گاه ملامتیه خوانده میشوند ، در بسیاری از مواقع، الفاظی که معنای واقعی آن منفی است، با معنایی مثبت استفاده می شود. همانطور که اگر این ابیات را عرفانی تلفی کنیم، قطعا شراب چیز بدی است و اینجا دعوت به نوشیدن آن شده است. حتما میدانید که در ادبیات عرفانی، شراب یعنی حق طلبی و بکار انداختن قوه روحانی انسان با بهره گیری از نیروی عقل و جذبات قلب. پس هرآنچه که به این مفهوم عالی برگردد ، چه دُرد باشد چه جام چه ساغر و چه شراب، همگی به آن مفاهیم راجع است. همچنین در کلمه مرکب دُردی خوار ، خوار به معنای خوردن است نه خواری و ذلت. به همین ترتیب دزد و طرار هم مفهومی غیر از مفهوم لغوی خود دارد. و شاید اشاره به کسانی دارد که در نیمه های شب و زمانی که همه در خواب غفلت اند ، به دنبال حقیقت و کسب ثروت های ابدی الهیه هستند.

همه اینها، مطالبی بود که به ذهن این حقیر رسید. قطعا مفاهیم و تعابیر دقیقتر و بهتری موجود است که توسط سایر عزیزان و دانشمندان قابل بررسی و بیان خواهد بود.

1401/06/01 09:09
فاضل قبادزاده

این شعر عالی است بخصوص به صدای همایون

1401/07/19 15:10
امیر علیمرادی

عالی تفسیر کردید لطفا ادامه دهید تا بهره مند شویم 

 

1401/08/17 01:11
سعید نوروزی

سلام ودورد به عزیزان

بسیار زیبا بود. تفسیر بنده ازاین بیت به استناد از مصرع قبل اینه که: 

همچون قدح هرچی تا الان تو خودت داشتی وجمع کردی رو دور بریز تا از این به بعد دُردی خوار شوی(معرفت ناب دریافت کنی).

مشنو تو هرمکر وفسون، خون را چرا شویی به خون(هرچیزی ارزش شنیدن نداره،بدی رو از خودت دور کن،جواب بدی با بدی نیست) 

1401/10/30 08:12
شیرو
این تعبیر درسته ولی نه "هرچیزی" چون درد شراب رسوب و ته مانده ی شراب است.
1401/10/30 08:12
شیرو
مولوی افکاری قره قاطی داره؛ تعقل درستی ازش نمی بینی؛ که آنارشیسم توصیف داره چون احساسات خودشو در کاربرد بی پروای واژه و دلالت آن بیان میکنه؛ در برخوردهای اجتماعات ممکنه شعری از این دست، واکنش بی دلیل یا از روی حسد به یکی از رقبایش بوده باشه برای مثال اگر طرف با خلاقیت خودش نام مستعاری چون "شیر" گذاشته باشه این تحرکی برای تخالف گویی کرکس شده باشه که اونو پس بزنه که منم!!!
1402/06/22 11:09
بزرگمهر

همچون قدح شو سرنگون...

اگر قدح بخواهد محتویاتش را خالی کند باید سرنگون شود وسرش(و لبش) را بگذارد زمین و حالت سجده و تسلیم داشته باشد، وتوهم همچون قدح....

دُرد هم بخش نا خالصی از شراب است که اگر در ابتدای کار سالک به دستش رسد امید بخش است.

در مورد : خواهی بدانی دزد را  طرار شو... ، 

یکی از اصول عرفان مولانا هم جنس شدن است با آنچه که بخواهی بشناسییش ،  از جمله خدا شناسی، زمینه ورود خرد الهی را  (با خالی کردن ذهن از الگوهایی که کهنه هستند) به وجودت  فراهم  

کن، و پرد‌های بین خود و خدا  را بِدر و  از شر این پرده‌های ذهنی خلاص کن تا از جنس خدا (هشیاری) شوی.  

مردان خدا  پرده پندار  دریدند.    یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند

1403/01/02 21:04
سفید

 

بی‌چون تو را بی‌چون کند...

 

 

1403/01/02 22:04
سفید

 

این سینه را چون غار دان خلوتگه آن یار دان...

 

1403/02/09 18:05
دوست شعر

چقدر زیبا مولی به امام زمان اشاره میکنه:

آمد ندای آسمان آمد طبیب عاشقان

خواهی که آید پیش تو بیمار شو بیمار شو

 

نکته: یکی از نشانه های حتمی ظهور امام زمان شنیده شدن ندایی از آسمان است که دعوت به امام زمان میکنه که به طور بسیار گسترده این مطلب در روایات آمده و با جستجوی ساده در اینترنت قابل مشاهده است.

1403/07/04 18:10
محمد علی کبیری

حضرت حافظ می فرماید:

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک

چو درد در تو نیبند کرا دوا بکند

1403/12/07 08:03
شهرام لقایی

بیت1:اشاره مولانا به زمانی که شب (زمان عدم حضور ظهور الهی در این جهان) پایان می پذیرد و ظهور الهی اتفاق میفتد و توصیه به نوع بشر که بیدار شوند (اشاره به ایمان به ظهور الهی) و بیزاری و دوری از خود (ترک هوای نفسانی)

2- در زمان ظهور افراد احمق هستند که یوسف الهی را میفروشند (هوای نفسانی را به ایمان ترجیح میدهند) اگر باور نمیکنی نگاهی به عالم و تاریخ نوع بشر در زمان ظهور مظاهر الهی بیانداز

3- ظهور الهی که علت اولیه است (بی چون) تاثیرات زیادی روی مومنین میگذارد. او را بینظیر میکند (بی چون) بر ظاهر و باطن انسان تاثیر مثبت میکذارد و باعث راهنمایی تو به ملکوت میشود

4- دوران افکار قدیم مثل قصاص گذشته است. مثل قدحی که واژگون میشود خود را از افکار و عقاید قدیم پاک کن تا به درک مفاهیم جدید نائل شوی

5- طبق اراده ظهور الهی عمل کن مثل گوی در چوگان او و مثل مردار در نزد کرکس باش (کالمیت بین یدی الغسال)

6- اشاره به بشارت انجیل و قرآن در مورد آمدن ندا از آسمان در زمان ظهور. و اشاره به اینکه ظهور الهی مانند آب حیات طبیب هر درد است اما باید عطش  و تشنگی در ما باشد تا تاثیر بگیریم.

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک - چو درد در تو نیبند کرا دوا بکند. حافظ

(آوازی از آسمان شنیدند که بدیشان میگوید باینجا صعود نمائید ... و فرشته هفتم بنواخت که ناگاه صداهای بلند در  آسمان واقع شده که میگفتند سلطنت جهان از آن خداوند ما و مسیح او شد و تا ابد الآباد حکمرانی خواهد کرد. باب یازدهم آیه اوّل از مکاشفات یوحنّا

آوازی بلند از آسمان شنیدم میگفت اینک خیمه خدا با آدمیانست و با ایشان ساکن خواهد بود که ایشان قومهای او خواهند بود و خود خدا با ایشان خدای ایشان خواهد بود. باب بیست و یکم از مکاشفات یوحنّا

وَ استَمع یَوم یُناد المُناد مَن مَکان قَریب یَوم یَسمعون الصیحة بِالحق ذلک یَوم الخُرُوج – ایه 41 سوره اعناق)

7- اشاره به اینکه قلب مومن عرش رحمن است و برای موفق شدن به ایمان به ظهور الهی باید به قلب خود توجه کنیم و آنرا صاف کنیم

8- ظهور الهی گرانبهاترین شی است و اگر آن را از دست بدهیم مثل فرد ساده لوحی هستیم که خود طلا را به دزدان سپرده ایم. ما هم اگر اختیار ایمان خود را به دیگران بسپاریم مانند آن فرد ساده لوح هستیم. و برای اینکه اختیار ایمان خود را به دست دیگران نسپریم باید زیرک باشیم.

9- اشاره به اینکه برای درک حقایق معنوی باید آثار و آیات الهی را مطالعه نمود و این کار با مطالعه آثار دیگران حاصل نمیشود و برای درک حقایق از آثار الهی باید آمادگی آنرا که بصیرت روحانی است کسب نمود همانند غواص که برای پیدا کردن مروارید در کف دریا احتیاج به نفس زیاد دارد.

دریاست مجلس او دریاب وقت و دٌریاب – هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد. حافظ