برگردان به زبان ساده
باز گوید بط را کز آب خیز
تا ببینی دشتها را قندریز
هوش مصنوعی: پرندهای میگوید تا از آب بلند شوی و دشتهای شیرین و پربرکت را ببینی.
بط عاقل گویدش ای باز دور
آب ما را حصن و امنست و سرور
هوش مصنوعی: قوچ باهوش به او میگوید: ای پرنده، دور از آب ما امنیت و آرامش داریم و احساس خوشحالی میکنیم.
دیو چون باز آمد ای بطان شتاب
هین به بیرون کم روید از حصن آب
هوش مصنوعی: زمانی که دیو دوباره بازگشت، ای پرندگان، سریعاً بیرون بیایید و از این قلعه خارج شوید. نترسید.
باز را گویند رو رو باز گرد
از سر ما دست دار ای پایمرد
هوش مصنوعی: مردی به پرنده میگوید که به سوی ما نیا، خواهش میکنم از ما دور شو و دیگر نزد ما نیا.
ما بری از دعوتت دعوت تو را
ما ننوشیم این دم تو کافرا
هوش مصنوعی: ما از دعوت تو دور هستیم و اینجا هیچ پیامی از تو را نمیپذیریم.
حصن ما را قند و قندستان تو را
من نخواهم هدیهات، بِستان تو را
هوش مصنوعی: من نمیخواهم به تو هدیهای بدهم؛ باغ و باغستان تو به من قند و شیرینی نمیدهد و ما هم قند و شیرینی لازم نداریم.
چونک جان باشد نیاید لوت کم
چونک لشکر هست کم ناید علم
هوش مصنوعی: زمانی که جان وجود داشته باشد، هیچ چیز نمیتواند کوچک و کم اهمیت جلوه کند. همانطور که اگر لشکری وجود داشته باشد، هیچگاه پرچم آن کسری نخواهد داشت.
خواجهٔ حازم بسی عذر آورید
بس بهانه کرد با دیو مرید
هوش مصنوعی: آقای حازم به شدت از دیو مرید عذرخواهی کرد و با او بهانهجویی زیادی داشت.
گفت این دم کارها دارم مهم
گر بیایم آن نگردد منتظم
هوش مصنوعی: او گفت در این لحظه کارهای مهمی دارم و اگر بیایم، امور سامان نخواهد یافت.
شاه کار نازکم فرموده است
ز انتظارم شاه شب نغنوده است
هوش مصنوعی: عزیز دل من، به من لطفی کرده است و به انتظار من پاسخ داده است. شب، چنان دلنشین و آرام است که گویی در خواب است.
من نیارم ترک امر شاه کرد
من نتانم شد برِ شه رویزرد
هوش مصنوعی: من نمیتوانم دستوری که شاه داده را نادیده بگیرم و نتوانستم به مقام شاه نشان بدهم.
هر صباح و هر مسا سرهنگ خاص
میرسد از من همیجوید مناص
هوش مصنوعی: هر صبح و هر شام، سرهنگ ویژهای میآید و مدام از من درخواست موقعیت و مقام میکند.
تو روا داری که آیم سوی ده؟
تا در ابرو افکنَد سلطان گره؟
هوش مصنوعی: آیا اجازه میدهی که به سوی دهکدهات بیایم؟ تا شاید سلطان با ابروی زیبایش توجهی به من کند؟
بعد از آن درمان خشمش چون کنم؟
زنده خود را زین مگر مدفون کنم
هوش مصنوعی: بعد از آن چطور میتوانم خشم او را درمان کنم؟ آیا باید به خاطر او خودم را دفن کنم؟
زین نمط او صد بهانه باز گفت
حیلهها با حکم حق نفتاد جفت
هوش مصنوعی: از این شیوه، او صد دلیلی ارائه کرد و به دروغ و نیرنگ نپرداخت، زیرا وفق با عدالت الهی، بر سر جای خود قرار نگرفت.
گر شود ذرات عالم حیلهپیچ
با قضای آسمان هیچند هیچ
هوش مصنوعی: اگر اجزای جهان به نقشهها و حیلههای پیچیده بپردازند، با فرمان آسمانی هیچ و پوچ خواهند بود.
چون گریزد این زمین از آسمان؟
چون کند او خویش را از وی نهان؟
هوش مصنوعی: زمانی که زمین از آسمان دور شود، چگونه ممکن است که خودش را از آسمان پنهان کند؟
هرچه آید ز آسمان سوی زمین
نه مفر دارد نه چاره نه کمین
هوش مصنوعی: هر چیزی که از آسمان به سوی زمین بیفتد، هیچ راه فراری، چارهای یا کمینی برای آن وجود ندارد.
آتش ار خورشید میبارد برو
او به پیش آتشش بنهاده رو
هوش مصنوعی: اگر آتش از خورشید میریزد، برو و در برابر آن آتش قرار بگیر.
ور همی طوفان کند باران برو
شهرها را میکند ویران برو
هوش مصنوعی: اگر طوفان و باران شدت بگیرد، شهرها را ویران خواهد کرد.
او شده تسلیم او ایوبوار
که «اسیرم هرچه میخواهی ببار»
هوش مصنوعی: او همچون ایوب تسلیم شده است و میگوید که هرچه میخواهی بر من نازل کن.
ای که جزو این زمینی سر مکش
چونک بینی حکم یزدان در مکش
هوش مصنوعی: ای کسی که جزو این زمینی، سر خود را بلند نکن، چون میبینی که فرمان خداوند را در این زمین به طرز دیگری است.
چون خلقناکم شنودی من تراب
خاک باشی جست از تو رو متاب
هوش مصنوعی: وقتی که ما شما را خلق کردیم، شنیدی که من از خاک هستید. پس از خودت فاصله نگیرید.
بین که اندر خاک تخمی کاشتم
کرد خاکی و منش افراشتم
هوش مصنوعی: ببین که من در زمین دانهای کاشتم و اکنون خاکی که دانه در آن بود، به ثمر نشسته و من را به اوج رسانده است.
حملهٔ دیگر تو خاکی پیشه گیر
تا کنم بر جمله میرانت امیر
هوش مصنوعی: در حملهٔ بعدی خود، با خاکی و فروتنانه برخورد کن تا بتوانم بر تمامی فرمانروایانت غلبه کنم.
آب از بالا به پستی در رود
آنگه از پستی به بالا بر رود
هوش مصنوعی: آب ابتدا از بالا به سمت پایین جریان مییابد و سپس از پایین به سمت بالا حرکت میکند.
گندم از بالا به زیر خاک شد
بعد از آن او خوشه و چالاک شد
هوش مصنوعی: گندم ابتدا از بالا به زیر زمین میرود، سپس پس از آن، خوشه و محصولی پرنشاط و سرزنده میشود.
دانهٔ هر میوه آمد در زمین
بعد از آن سرها بر آورد از دفین
هوش مصنوعی: هر دانهٔ میوهای پس از افتادن به زمین، به تدریج جوانه میزند و سر از خاک بیرون میآورد.
اصل نعمتها ز گردون تا به خاک
زیر آمد شد غذای جان پاک
هوش مصنوعی: خاستگاه واقعی نعمتها از آسمانهاست که به زمین منتقل شده و به nourishment روح پاک تبدیل میشود.
از تواضع چون ز گردون شد به زیر
گشت جزو آدمی حی دلیر
هوش مصنوعی: به خاطر تواضع، وقتی انسان از مقام بلند خود پایین میآید، به کسی تبدیل میشود که دلش شجاع و قوی است.
پس صفات آدمی شد آن جماد
بر فراز عرش پران گشت شاد
هوش مصنوعی: آدمی با ویژگیهای خود، به موجودی باارزش تبدیل میشود و مانند یک چیز بیجان که بر عرش (بلندای آسمان) قرار دارد، به شادمانی و سرور دست مییابد.
کز جهان زنده ز اول آمدیم
باز از پستی سوی بالا شدیم
هوش مصنوعی: ما از ابتدا در این جهان زنده به وجود آمدیم و از پایینترین مقامها به سمت بالا و کمال حرکت کردیم.
جمله اجزا در تحرک در سکون
ناطقان که انا الیه راجعون
هوش مصنوعی: تمام اجزا در حال حرکت هستند، اما ناطقان در سکونند و به سوی او برمیگردند.
ذکر و تسبیحات اجزای نهان
غلغلی افکند اندر آسمان
هوش مصنوعی: نام و یاد خدا به آرامی و به طرز مرموزی در آسمان طنینانداز میشود.
چون قضا آهنگ نارنجات کرد
روستایی شهریی را مات کرد
هوش مصنوعی: وقتی سرنوشت سراغ تو آمد، آن روستایی که به شهر منتقل شده بود را شگفتزده و حیرتزده کرد.
با هزاران حزم خواجه مات شد
زان سفر در معرض آفات شد
هوش مصنوعی: با وجود تدبیر و احتیاط بسیار، خواجه از آن سفر دچار مشکل و آسیب شد.
اعتمادش بر ثبات خویش بود
گرچه کُه بُد نیم سیلش در ربود
هوش مصنوعی: او به ثبات و استحکام خود اطمینان داشت، با وجود اینکه کوه هم نمیتواند از مقابل سیل قوی او جلوگیری کند.
چون قضا بیرون کند از چرخ سر
عاقلان گردند جمله کور و کر
هوش مصنوعی: زمانی که سرنوشت انسانها را از دایره وجود خارج کند، همه عاقلان به مانند افرادی ناآگاه و بیخبر میشوند.
ماهیان افتند از دریا برون
دام گیرد مرغ پران را زبون
هوش مصنوعی: ماهیها از دریا بیرون میآیند و پرندهای که میتواند شکار کند، به دام میافتد و این کار او را به شدت محدود میکند.
تا پری و دیو در شیشه شود
بلک هاروتی به بابل در رود
هوش مصنوعی: به خاطر این که موجودات خوب و بد در دنیای خیال و کلام میتوانند در یک قالب قرار بگیرند، باید به زیبایی و جذابیت آنها بیندیشیم. در جایی مشابه بابل که به خاطر زیباییاش معروف است، این مفهوم بیشتر در ذهن تداعی میشود.
جز کسی کاندر قضا اندر گریخت
خون او را هیچ تربیعی نریخت
هوش مصنوعی: جز کسی که سرنوشتش او را نجات داده، هیچ چیز نمیتواند به او آسیب بزند.
غیر آن که در گریزی در قضا
هیچ حیله ندهدت از وی رها
هوش مصنوعی: جز این که از قضا نمیتوانی فرار کنی، هیچ چارهای تو را از آن رها نخواهد کرد.