گنجور

بخش ۶۷ - عنف کردن معاویه با ابلیس

گفت امیر ای راه‌زن حجت مگو
مر تو را ره نیست در من ره مجو
ره‌زنی و من غریب و تاجرم
هر لباساتی که آری کی خرم
گرد رخت من مگرد از کافری
تو نه‌ای رخت کسی را مشتری
مشتری نبود کسی را راه‌زن
ور نماید مشتری مکرست و فن
تا چه دارد این حسود اندر کدو
ای خدا فریاد ما را زین عدو
گر یکی فصلی دگر در من دمد
در رباید از من این ره‌زن نمد

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گفت امیر ای راه‌زن حجت مگو
مر تو را ره نیست در من ره مجو
هوش مصنوعی: امیر به راهزن گفت: سخن از حجت نزن، زیرا برای تو در این مسیر راهی نیست، پس در من نیز به دنبال راه نگرد.
ره‌زنی و من غریب و تاجرم
هر لباساتی که آری کی خرم
هوش مصنوعی: من در دنیای ناشناخته‌ای هستم و در حالی که با سختی‌ها و رنج‌ها دست و پنجه نرم می‌کنم، به دنبال خوشی و زندگی شاداب هستم. هرچه بر تن دارم نمایانگر وضعیت من است، اما در درون خود احساس خوشحالی نداشته و غمگینم.
گرد رخت من مگرد از کافری
تو نه‌ای رخت کسی را مشتری
هوش مصنوعی: به گرد من نگرد و از کافر نترس؛ تو خود کسی نیستی که کسی بتواند به تو وابسته شود.
مشتری نبود کسی را راه‌زن
ور نماید مشتری مکرست و فن
هوش مصنوعی: اگر کسی در این دنیا مشتری نباشد، دزدی نمی‌تواند به کسی آسیب بزند و بداند که مشتریان، برایش نقشه‌ها و ترفندهایی دارند.
تا چه دارد این حسود اندر کدو
ای خدا فریاد ما را زین عدو
هوش مصنوعی: خدایا، این حسود چه چیزهایی در دل دارد که ما را آزار می‌دهد و به ما حسادت می‌کند. فریاد ما را از دست این دشمن بشنو.
گر یکی فصلی دگر در من دمد
در رباید از من این ره‌زن نمد
هوش مصنوعی: اگر کسی فصل جدیدی از زندگی یا افکارش را در من وارد کند، این دزد درونم دیگر نمی‌تواند مرا از مسیر خودم دور کند.

حاشیه ها

1399/07/07 12:10
میثم عبدمناف

"تا چه دارد این حسود اندر کدو" به چه معنا است؟