بخش ۵ - اندرز کردن صوفی خادم را در تیمار داشت بهیمه و لا حول خادم
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
بخش ۵ - اندرز کردن صوفی خادم را در تیمار داشت بهیمه و لا حول خادم به خوانش بامشاد لطف آبادی
حاشیه ها
زاد دانشمند آثار قلم
زاد صوفی چیست آثار قدم
لطفا اینو تفسیر کنید
سلام به یاران عزیز
کسانی که به دنبال علوم ظاهری هستند از طریق کتاب و آموزش هایی که در این زمینه میبینند به مقصد خود میرسند مثل نجوم ریاضی فیزیک و...
سالکانی که برای رسیدن به علوم باطنی تلاش میکنند از طریق دنبال روی و با توجه به قلب مرادشان قدم برمیدارند.
ابیات پایانی بسیار عجیب هستند آیا کسی هست که بتواند تفسیر کند ؟
درود بر شما
تفسیر که نمیشه گفت ولی توضیحاتی اجمالی از کل این بخش به قدر فهمم خدمتت ارایه میدم واگر کافی نبود باز در خدمتم
همانطور که جناب مرادی فرمودند توشه صوفی در سیر وسلوک عرفانی مبتنی بر آثار قدم است نه همچون عالمان بر اثر نوشته ها وعلوم نظری، آثار قدم را میتوان به علوم ومعارفی که از سوی خداوند بر دل سالک الهام میشود معنی کرد .واوضاع سالک مثل حال شکارچی است که ابتدا با دنبال کردن رد سم آهو به دنبال آهو میرود وپس از آن بوی نافه آهو ،او را به دنبال خود میکشاند وسالکان ابتدا از طریق تعبد وتقلید و ریاضات در مسیر حقیقت گام برداشته ولی پس از مدتی جذبه الهی اورا به دنبال خود میکشاند بقول سعدی " ای بی بصر من میروم ،او میکشد قلاب را " ومسیری که باجذبه الهی طی شود با مسیری که با تعبد وتکلیف طی شود قابل قیاس نیست برای درک بهتر شما را به داستان دو برادر کوسه وامرد وبیتوته کردن ایشان در خانقاه در دفتر ششم با مطلع ذیل ارجاع میدهم
امردی و کوسهای در انجمن
آمدند و مجمعی بد در وطن
سپس به تفاوت عارفان با عالمان وسایر مردمان میپردازد و با اشاره به آیه ۷۳ از سوره زمر( وَ سیقَ الَّذینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الْجَنَّةِ زُمَراً حَتَّی إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدینَ) میفرماید آن دلی که به انوار تابان الهی روشن شده ( باید توجه داشت که در شب تاریک فقط نور مهتاب راهگشاست)برای عارف دروازه ای برای ورود به بهشت است و برای سایرین دیوار وبرای عارف در است بسوی حق، برای تو همچون سنگ است وبرای عارفان چون گوهر است وآنچه که تو به دلیل حوزه شناختی محدود خود که بر اساس علوم نظری حاصل شده، در آیینه میبینی عارف ،پیر ،قطب ویا بهتر است بگوییم انسان کامل آن را در خشت خام میبیند که ظاهرا متناظر با ضرب المثل "آنچه در آیینه جوان بیند/// پیر در خشت خام میبیند " است.
سپس چنین میگوید :انسان کامل آن است که قبل از پیدایش جهان مادی ،روح وجان او در دریای رحمت الهی غوطهور بوده وپیش از اینکه در عالم ماده به منصه ظهور برسد در آستان الهی عمرها گذرانده وقبل از اینکه بکارد درو کرده است و پیش از پیدایش در نقش تن خاکی در حضور خداوند (عالم ذر)دارای روح بوده اند وقبل از پیدایش دریا ایشان مرواریدهای معرفت ومعنی را سوراخ کرده وبه گردن آویختهاند
در توضیح دوبیت آخر باید گفت طبق باور صوفیه ارواح آدمیان در ازل در عالم معنا موجود بوده ودر محضر الهی کسب فیض نموده اند وطبق نظر ابن عربی اعیان ثابته نامیده شده اند وابن عربی از انسان کامل با نام حادث ازلی نام برده یعنی روح انسان کامل که از قبل در عالم معنا موجود بوده به روح ازلی واز جسم انسان کامل با نام حادث یاد کرده بعبارتی انسان کامل جسما حادث وروحا ازلی است بقول ابن عربی :"فهو الانسان الحادث الازلی " امیدوارم در تفهیم موضوع موثر افتد .
شاد باشید
ایکاش مدیران محترم سایت دست از تفسیرهای بی سرو ته ،بی معنا وگمراه کننده هوش مصنوعی برداشته وعطایش را به لقایش میبخشیدند .