گنجور

بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه

بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد
شاه را زان شمّه‌ای آگاه کرد
گفت تدبیر آن بوَد کان مرد را
حاضر آریم از پی این درد را
مرد زرگر را بخوان زان شهر دور
با زر و خلعت بده او را غرور

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد
شاه را زان شمّه‌ای آگاه کرد
هوش مصنوعی: پس از آن، برخواست و تصمیم گرفت به شاه بگوید و او را از آن اتفاق کوچک مطلع کرد.
گفت تدبیر آن بوَد کان مرد را
حاضر آریم از پی این درد را
هوش مصنوعی: به این معناست که بهتر است برای حل مشکلات و دردهای خود، راهکار مناسبی پیدا کنیم و با آمادگی این مسائل را بررسی کنیم.
مرد زرگر را بخوان زان شهر دور
با زر و خلعت بده او را غرور
هوش مصنوعی: مرد طلا فروش را از آن شهر دور بخوان و به او طلا و پوشاکی بده تا به او افتخار و غرور بدهی.

خوانش ها

بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه به خوانش علیرضا محرابی
بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه به خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر
بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه به خوانش عندلیب

حاشیه ها

1392/02/03 00:05
علیرضا

خلعت جامه پیشکشی بوده که بزرگی یا امیری به کسی میبخشیده و خلع به معنی بیرون کشیدن نیز به کار میرود مانند خلع لباس و خلع سلاح و شاید بتوان گفت که لباسی که پادشاه از تن خود خارج میکرده

1395/10/08 16:01
با سلام احمد

چرا حکیم الهی به کنیزک توصیه میکند این راز را به هیچ کس نگو حتی به شاه اما خود حکیم انرا به شاه میگوید اصولا چرا باید این سر نهفته میماند

1397/11/06 17:02
کتایون فرهادی

شرح و تفسیر بیت 182
بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد / شاه را ز آن شمه ای آغاز کرد
حکیم الهی پس از آنکه بیماری کنیزک را تشخیص داد از کنار او برخاست و آهنگ شاه کرد و اندکی از رنج کنیزک را برای شاه گفت و او را در جریان گذاشت .
– شمه از عربی گرفته شده است و به معنی یکبار بوئیدن است ولی مجازا در فارسی به معنی اندک و ناچیز است .
شرح و تفسیر بیت 183
گفت : تدبیر آن بود کان مرد را / حاضر آریم از پی این درد را
به شاه گفت : چاره این است که آن مرد زرگر را برای علاج درد کنیزک از سمرقند بدینجا آوریم .
شرح و تفسیر بیت 184
مرد زرگر را بخوان زآن شهر دور / با زر و خلعت بده او را غرور
از آن شهر دور ( سمرقند ) مرد زرگر را بدینجا دعوت کن و با زر و جامه های فاخر فریبش بده تا از شهر خود برون آید .

1401/01/17 11:04
در سکوت

این بخش از مثنوی را "در سکوت" بشنوید:

پیوند به وبگاه بیرونی