گنجور

شمارهٔ ۵۵

اشکم بود آن گل که گلابش همه خونست
چشمم بود آن چشمه که آبش همه خونست
آن چشمه بود عشق که آبش همه خونست
جامیست محبت که شرابش همه خونست
با غیر تو ساغر کشی و من کشم از رشک
آن جام لبالب که شرابش همه خونست
روید چه گل از گلشن عشق تو که این باغ
باغیست که باران سحابش همه خونست
رنگین ز حنا نیست که آن پنجه خونریز
چون پنجه قصاب خضابش همه خونست
رحم است به مهجور تو کز دیده خونبار
شب ریخته در بستر خوابش همه خونست
راند فرس آهسته که از خون شهیدان
هرجا که رود تا به رکابش همه خونست
خون گشته دل ما که ز شوق تو زند جوش
بحریست که در جام حبابش همه خونست
از چرخ مجو کام که در ساغر مینا
شهدش همه زهر است و شرابش همه خونست
یارب چه بود حاصل گلچین محبت
از چیدن آن گل که گلابش همه خونست
من چشمه حیوان طلب و تشنه لبم عشق
افکنده در آن دشت که آبش همه خونست
دانی ز غمت کیست درین میکده مشتاق
مستی که به ساغر می نابش همه خونست

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

اشکم بود آن گل که گلابش همه خونست
چشمم بود آن چشمه که آبش همه خونست
هوش مصنوعی: انگار اشک من مانند گلی است که عطر و صفایش همه در خون غوطه‌ور شده است، و چشمان من مانند چشمه‌ای هستند که آبش به جای زلالی، پر از خون است.
آن چشمه بود عشق که آبش همه خونست
جامیست محبت که شرابش همه خونست
هوش مصنوعی: چشمه‌ای وجود دارد که آبش خون است و این نشان از عمق و شدت عشق دارد. همچنین، جامی از محبت است که محتوای آن نیز خونین است. این تصویر نشان‌دهنده احساسی عمیق و خالص است که در عشق و محبت نهفته است.
با غیر تو ساغر کشی و من کشم از رشک
آن جام لبالب که شرابش همه خونست
هوش مصنوعی: من با دیگران باده‌نوشی می‌کنم، اما حسودیم به آن جام پر از شراب است که محتوایش فقط خون است.
روید چه گل از گلشن عشق تو که این باغ
باغیست که باران سحابش همه خونست
هوش مصنوعی: چه گل‌هایی از باغ عشق تو می‌روید که این باغ، محلی است که باران آن تنها از خون می‌بارد.
رنگین ز حنا نیست که آن پنجه خونریز
چون پنجه قصاب خضابش همه خونست
هوش مصنوعی: این پنجه، مانند پنجه قصاب، به دلیل خونریزی‌اش رنگین نیست که از حنا باشد. بلکه رنگش به خاطر خون است.
رحم است به مهجور تو کز دیده خونبار
شب ریخته در بستر خوابش همه خونست
هوش مصنوعی: رحمتی است بر تو که از دوری و جدایی، چشمانش در تاریکی شب مملو از اشک و غم است و در بستر خوابش، فقط غم و اندوهی عمیق دیده می‌شود.
راند فرس آهسته که از خون شهیدان
هرجا که رود تا به رکابش همه خونست
هوش مصنوعی: آهسته بران اسب را، زیرا که هر جا که برود، از خون شهیدان پر است و هر گوشه‌ای با یاد آن‌ها آکنده شده است.
خون گشته دل ما که ز شوق تو زند جوش
بحریست که در جام حبابش همه خونست
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر عشق تو مانند دریا جوشیده و سرشار از احساسات است، اما همین دل شکسته و پرغصه در یک جام حبابی محبوس شده که فقط نشان‌دهنده آن درد و حسرت است.
از چرخ مجو کام که در ساغر مینا
شهدش همه زهر است و شرابش همه خونست
هوش مصنوعی: از چرخ و روزگار چیزی نخواه که آنچه در دل این شیشه‌ی مینا هست، تنها زهر و خون است.
یارب چه بود حاصل گلچین محبت
از چیدن آن گل که گلابش همه خونست
هوش مصنوعی: ای خدا، نتیجه‌ی انتخاب و گردآوری محبت چیست، وقتی که از چیدن آن گل، گلابی حاصل می‌شود که تماماً از خون است؟
من چشمه حیوان طلب و تشنه لبم عشق
افکنده در آن دشت که آبش همه خونست
هوش مصنوعی: من جویای عشق و محبت هستم و در جایی که در آن آب وجود ندارد، تنها می‌توانم درد و رنج را ببینم. عشق در دل این دشتی که در آن هستم، همچون آبی است که به خون تبدیل شده است.
دانی ز غمت کیست درین میکده مشتاق
مستی که به ساغر می نابش همه خونست
هوش مصنوعی: آیا می‌دانی در این میخانه چه کسی به خاطر غم تو مشتاق نوشیدن شراب است؟ زیرا هر کسی که از این ظرف می ناب بنوشد، همه‌اش با درد و اندوه سر و کار دارد.