گنجور

بخش ۲

آورده‌اند که در زمین هند شگالی بود روی از دنیا بگردانیده و در میان امثال خویش می‌بود. اما از خوردن گوشت و ریختن خون و ایذای جانوران تحرز نمودی. یاران بروی مخاصمت بر دست گرفتند و گفتند: «بدین سیرت تو راضی نیستیم و ترا درین مخطی می‌دانیم، چون از صحبت یکدیگر نمی‌نماییم در عادت و سیرت هم موافقت توقع کنی، و نیز عمر در زحیر گذاشتن را فایده‌ای صورت نمی‌توان کرد. چنانکه آید روزی به پایان می‌باید رسانید و نصیب خود از لذت دنیا می‌برداشت. و لاتنس نصیبک من الدنیا. و به حقیقت بباید شناخت که دی را باز نتوان آورد و ثقت به دریافتن فردا مستحکم نیست.»

در نسیه آن جهان کجا بندد دل
آن را که بنقد اینجهانش تویی؟

شگال جواب داد که: «ای دوستان و برادران، از این ترهات درگذرید، و چون می‌دانید که دی گذشت و فردا در نمی‌توان یافت؛ از امروز چیزی ذخیره کنید که توشه راه را شاید، که این دنیای فریبنده سراسر عیب است. هنر همین دارد که مزرعت آخرت است، در وی تخمی می‌توان افگند که ریع آن در عقبی مهناتر می‌باشد. نهمت به احراز مثوبات و امضای خیرات مصروف دارید، و بر مساعدت عالم غدار تکیه مکنید، و دل در بقای ابد بندید، و از ثمره تندرستی و زندگانی و جوانی خویش بی نصیب مباشید. که لذات دنیا چون روشنایی برق و تاریکی ابر بی‌ثبات و دوام است. در جمله، دل بر کلیه عنا وقف‌کردن و تن در سرای فنا سبیل داشتن از علو همت و کمال حصافت دور افتد. و عاقل از نعیم این جهانی جز نام نیکو و ذکر باقی نطلبد. زیرا که خوشی و راحت و کامرانی و نعمت آن روی به زوال و انتقال دارد.

اگر سعادت دو جهانی می‌خواهید این سخن در گوش گذارید و از برای طعمه‌ی خویش که حلاوت آن تا حلق است ابطال جانوری روا مدارید و بدانچه بی‌ایذا بدست آید قانع باشید، چه آن قدر که بقای جثه و قوام نفس بدان متعلق است هرگز فرو‌نماند. این مواعظ را به سمع خرد استماع نمایید و از من در آنچه مردود عقل است موافقت مطلبید، که صحبت من با شما سبب وبال نیست، اما موافقت در اعمال ناستوده موجب عذاب گردد، چه دل و دست آلت گناه است، یکی مرکز فکرت ناشایست و دیگر منبع کردار ناپسندیده، و اگر موضعی را در نیکی و بدی این اثر تواند بود هرکه در مسجد کسی را بکشتی بزه‌کار نبودی، و آنکه در مصاف، یک تن را زنده گذارد بزه‌کار شدی. و من نیز در صحبت شما ام و بدل از شما گریزان.»

یاران، او را معذور داشتند و قدم او بر بساط ورع و صلاح هرچه ثابت‌تر شد و ذکر آن در آفاق سایر گشت و به مدت و مجاهدت در تقوی و دیانت، منزلتی یافت که مطمح هیچ همت بدان نتواند رسید.

اطلاعات

وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آورده‌اند که در زمین هند شگالی بود روی از دنیا بگردانیده و در میان امثال خویش می‌بود. اما از خوردن گوشت و ریختن خون و ایذای جانوران تحرز نمودی. یاران بروی مخاصمت بر دست گرفتند و گفتند: «بدین سیرت تو راضی نیستیم و ترا درین مخطی می‌دانیم، چون از صحبت یکدیگر نمی‌نماییم در عادت و سیرت هم موافقت توقع کنی، و نیز عمر در زحیر گذاشتن را فایده‌ای صورت نمی‌توان کرد. چنانکه آید روزی به پایان می‌باید رسانید و نصیب خود از لذت دنیا می‌برداشت. و لاتنس نصیبک من الدنیا. و به حقیقت بباید شناخت که دی را باز نتوان آورد و ثقت به دریافتن فردا مستحکم نیست.»
هوش مصنوعی: در سرزمین هند، فردی زندگی می‌کرد که تمام ارتباطات خود را با دنیای خارج قطع کرده بود و در میان هم‌نوعان خود تنها به سر می‌برد. او از خوردن گوشت و اذیت کردن حیوانات خودداری می‌کرد. دوستانش به او اعتراض کردند و گفتند: «ما از رفتار تو راضی نیستیم و تو را در این اشتباه می‌دانیم. چون نمی‌توانیم با یکدیگر صحبت کنیم، انتظار داریم که در رفتار و عادات نیز با هم هماهنگ باشیم. زندگی کردن به این صورت سودی ندارد. روزی به پایان می‌رسد و تو باید از لذت‌های دنیا بهره‌مند شوی. فراموش نکن که بهره‌برداری از دنیا را باید به یاد داشته باشی. باید شناخت که دیروز بازنمی‌گردد و نمی‌توان به فردا اطمینان کامل داشت.»
در نسیه آن جهان کجا بندد دل
آن را که بنقد اینجهانش تویی؟
هوش مصنوعی: در آن جهان که به صورت نسیه و آینده است، دل هیچ‌کس به کجا بند می‌شود، وقتی که تو تنها در این جهان نقد و حاضر هستی؟
شگال جواب داد که: «ای دوستان و برادران، از این ترهات درگذرید، و چون می‌دانید که دی گذشت و فردا در نمی‌توان یافت؛ از امروز چیزی ذخیره کنید که توشه راه را شاید، که این دنیای فریبنده سراسر عیب است. هنر همین دارد که مزرعت آخرت است، در وی تخمی می‌توان افگند که ریع آن در عقبی مهناتر می‌باشد. نهمت به احراز مثوبات و امضای خیرات مصروف دارید، و بر مساعدت عالم غدار تکیه مکنید، و دل در بقای ابد بندید، و از ثمره تندرستی و زندگانی و جوانی خویش بی نصیب مباشید. که لذات دنیا چون روشنایی برق و تاریکی ابر بی‌ثبات و دوام است. در جمله، دل بر کلیه عنا وقف‌کردن و تن در سرای فنا سبیل داشتن از علو همت و کمال حصافت دور افتد. و عاقل از نعیم این جهانی جز نام نیکو و ذکر باقی نطلبد. زیرا که خوشی و راحت و کامرانی و نعمت آن روی به زوال و انتقال دارد.
هوش مصنوعی: شگال گفت: «ای دوستان و برادران، لطفاً از این حرف‌های بی‌معنی بگذرید. می‌دانید که دیروز گذشته و فردا هرگز نخواهید داشت؛ بنابراین از امروز چیزی برای آینده‌تان ذخیره کنید، شاید راهی برای شما باشد. این دنیا پر از فریب و عیب است. هنر واقعی در این است که با آن، آینده‌تان را بسازید و بذر خوبی‌ها را در آن بکارید؛ چون پاداش آن در زندگی پس از مرگ بسیار بهتر خواهد بود. سعی کنید بر کسب فضایل و انجام کارهای نیک متمرکز شوید و به دنیا و شرایط نامساعد آن تکیه نکنید. دل‌تان را به ماندگاری واقعی بسپارید و از جوانی و تندرستی‌تان به‌خوبی بهره‌برداری کنید. لذت‌های دنیا مانند نور برق و سایه ابر ناپایدار و زودگذرند. در نهایت، نباید تمام هم و غم‌تان را به دنیا معطوف کنید و زندگی‌تان را فقط به امور دنیوی محدود کنید؛ زیرا انسان عاقل تنها چیزی که از این دنیا می‌خواهد، نام نیک و یاد خوب است. چرا که خوشی‌ها و نعمت‌های این دنیا گذرا و در حال تغییرند.»
اگر سعادت دو جهانی می‌خواهید این سخن در گوش گذارید و از برای طعمه‌ی خویش که حلاوت آن تا حلق است ابطال جانوری روا مدارید و بدانچه بی‌ایذا بدست آید قانع باشید، چه آن قدر که بقای جثه و قوام نفس بدان متعلق است هرگز فرو‌نماند. این مواعظ را به سمع خرد استماع نمایید و از من در آنچه مردود عقل است موافقت مطلبید، که صحبت من با شما سبب وبال نیست، اما موافقت در اعمال ناستوده موجب عذاب گردد، چه دل و دست آلت گناه است، یکی مرکز فکرت ناشایست و دیگر منبع کردار ناپسندیده، و اگر موضعی را در نیکی و بدی این اثر تواند بود هرکه در مسجد کسی را بکشتی بزه‌کار نبودی، و آنکه در مصاف، یک تن را زنده گذارد بزه‌کار شدی. و من نیز در صحبت شما ام و بدل از شما گریزان.»
هوش مصنوعی: اگر به دنبال سعادت در این دنیا و آخرت هستید، به این نکته توجه کنید که برای دسترسی به لذتی که در آن نهایت وجود دارد، نباید جان خود را به خطر بیندازید. به آنچه که بدون آسیب به دست می‌آید، راضی باشید، زیرا بقا و دوام جسم و روح شما به این موارد وابسته است و هیچ گاه از بین نمی‌رود. این نصایح را با خرد خود بشنوید و انتخاب خود را بر اساس عقل قرار دهید، زیرا صحبت من با شما زیان‌آور نیست، اما هم‌دستی در کارهای ناپسند ممکن است شما را به عذاب دچار کند. اندیشه و عمل ناپسند همانند دست و دل می‌توانند موجب گناه شوند. اگر مکانی را برای نیکی و بدی در نظر بگیریم، افرادی که در مسجد خودکشی کنند، مجرم نخواهند بود، اما کسانی که در میدان جنگ، کسی را زنده رها کنند، مجرم به حساب می‌آیند. من نیز در جمع شما هستم و از شما فاصله نمی‌گیرم.
یاران، او را معذور داشتند و قدم او بر بساط ورع و صلاح هرچه ثابت‌تر شد و ذکر آن در آفاق سایر گشت و به مدت و مجاهدت در تقوی و دیانت، منزلتی یافت که مطمح هیچ همت بدان نتواند رسید.
هوش مصنوعی: دوستانش او را بخشیدند و او در مسیر تقوا و صلاح محکم‌تر قدم برداشت. نام و یاد او در گوشه و کنار جهان پخش شد و با تمرین و تلاش در راه تقوا و دیانت، به جایگاهی رسید که هیچ‌کس نمی‌توانست به آن دست یابد.