گنجور

بخش ۱ - باب شیر و شغال

رای گفت: «شنودم مثل دشمن آزرده که دل بر استمالت او نیارامد، اگر چه در ملاطفت مبالغت نماید و در تودد تنوق واجب دارد. اکنون بازگوید داستان ملوک در آنچه میان ایشان و نزدیکان حادث گردد، پس از تقدیم جفا و عقوبت و ظهور جرم و خیانت مراجعت صورت بندد و تازه‌گردانیدن اعتماد به حزم نزدیک باشد.»

برهمن جواب داد که «اگر پادشاهان، در عفو و اغماض بسته گردانند، و از هرکه اندک خیانتی بینند یا در باب وی به کراهیت مثال دهند بیش بر وی اعتماد نفرمایند؛ کارها مهمل شود و ایشان از لذت عفو و منت بینصیب مانند.» و مامون می‌گوید: رضی الله عنه اهل الجرایم لذتی فی العفو لارتکبوها.

و جمال حال و کمال کار مرد را نه هیچ پیرایه از عفو زیباتر است و نه هیچ دلیل از اغماض و تجاوز روشن‌تر.

و پسندیده‌تر سیرتی ملوک را آنست که حکم خویش در حوادث عقل کل را سازند، و در هیچ وقت اخلاق خود را از لطفی بی‌ضعف و عنفی خالی نگذارند، تا کارها میان خوف و رجا روان باشد. نه مخلصان نومید شوند و نه عاصیان دلیر گردند. یکی از مشایخ طریقت را پرسیدند که: و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس را معنی بگوی. پیر رحمة الله علیه جواب داد که «واضح آیت در شریعت مستوفی بیاورده‌اند و بران مزید نیست، اما پیران طریقت رضوان الله علیهم چنین گفته‌اند که: «خشم فرو خوردن آنستکه در عقوبت مبالغت نرود.» و بباید دانست که ایزد تعالی بندگان خویش را مکارم اخلاق آموخته است و بر عادات ستوده تحریض کرده، و هرکرا سعادت اصلی و عنایت ازلی یار و معین بوَد قبله‌ی دل و کعبه‌ی جان وی احکام قرآن عظیم باشد.

و هرگاه که در این مقامات تأملی بسزا رفت و فضایل عفو و احسان مقرر گشت؛ همت بر ملازمت آن سیرت مقصور شود و وجه صلاح و طریق صواب دران مشتبه نگردد و پوشیده نیست که آدمی از سهو و غفلت و جرم و زلت کم معصوم تواند بود، و اگر درمقابله این معانی و تدارک این ابواب غلو جایز شمرده شود مضرت آن مهمات سرایت کند.

در جمله باید که اندازه اخلاص و مناصحت و هنر و کفایت آن کس که در معرض تهمتی افتاد نیکو بشناسد، اگر در مصالح بدو استعانتی تواند کرد و از رای و امانت او دفع مهمی تواند کرد و در تازه گردانیدن اعتماد بر وی مبادرت نماید و آن را از ریب و عیب خالی پندارد. و قوت دل او از وجه استمالت و تالف بقرار معهود باز رساند و این حدیث را امام سازد که اقیلوا ذوی الهیئات عثراتهم. چه ضبط ممالک بی وزرا و معینان در امکان نیاید و انتفاع از بندگان آنگاه میسر گردد که ذات ایشان به خِرَد و عفاف و هنر و صلاح آراسته باشد و ضمیر به حق گزاری و نصیحت و هواخواهی و مودت پیراسته.

و نیز مهمات ملک را نهایت نیست و حاجت ملوک به کافیان ناصح که استحقاق محرمیت اسرار و استقلال تمشیت اعمال دارند همه مقرر است، و کسانی که بسداد و امانت و تقوی و دیانت متحزم‌اند اندک اندک و طریق راست در این معنی معرفت محاسن و مقابح اتباع است و وقوف بر آنچه از هر یک چه کار آید و کدام مهم را شاید، و چون پادشاه به اتقان و بصیرت معلوم رای خویش گردانید باید که هریک را فراخور هنر و اهیلت براندازه رای و شجاعت و به مقدار عقل و کفایت کاری می‌فرماید، و اگر در مقابله هنرهای کسی عیبی یافته شود ازان هم غافل نباشد، که هیچ مخلوقی بی‌عیب نتواند بود.

و پس از تفهیم این معانی و شناخت این دقایق بر پادشاه فرض است که تفحص عمال و تتبع احوال و اشغال که به کفایت ایشان تفویض فرموده باشد، بجای می‌آرد. و از نقیر و قطمیر احوال هیچ چیز بر وی پوشیده نگردد، تا اگر مخلصان را توفیق مساعدت کند و خدمتی کنند، و یا خائنان را فرصتی افتد و اهمال نمایند، هر دو می‌داند و ثمرت کردار مخلصان هرچه مهناتر ارزانی می‌دارد، و جانیان را به قدر گناه تنبیه واجب می‌بیند؛ چه اگر یکی از این دو طرف بی‌رعایت گردد مصلحان کاهل و آسان‌گیر و مفسدان دلیر و بی‌باک شوند، و کارها پیچیده و اعمال و اشغال مختل و مهمل ماند، و تلافی آن دشوار دست. و داستان شیر و شگال لایق این تشبیب است.» رای (گفت:) «چگونه است آن؟»

گفت:

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

رای گفت: «شنودم مثل دشمن آزرده که دل بر استمالت او نیارامد، اگر چه در ملاطفت مبالغت نماید و در تودد تنوق واجب دارد. اکنون بازگوید داستان ملوک در آنچه میان ایشان و نزدیکان حادث گردد، پس از تقدیم جفا و عقوبت و ظهور جرم و خیانت مراجعت صورت بندد و تازه‌گردانیدن اعتماد به حزم نزدیک باشد.»
هوش مصنوعی: رای گفت: «شنیدم که مانند دشمنی آزرده، دل به جلب رضایت نمی‌دهد، حتی اگر در محبت زیاده‌روی کند و در لطف و ناز و نوازش بکوشد. حالا بگو داستان پادشاهان را در آنچه میان آن‌ها و نزدیکانشان اتفاق می‌افتد، که پس از ظلم و مجازات و ظهور جرم و خیانت، بازگشت به وضع قبلی ممکن می‌شود و احیای اعتماد به تدبیر نزدیک‌تر است.»
برهمن جواب داد که «اگر پادشاهان، در عفو و اغماض بسته گردانند، و از هرکه اندک خیانتی بینند یا در باب وی به کراهیت مثال دهند بیش بر وی اعتماد نفرمایند؛ کارها مهمل شود و ایشان از لذت عفو و منت بینصیب مانند.» و مامون می‌گوید: رضی الله عنه اهل الجرایم لذتی فی العفو لارتکبوها.
هوش مصنوعی: برهمن گفت که اگر پادشاهان در بخشش و گذشت سخت‌گیر شوند و به محض مشاهده هر گونه خیانت یا بدی در کسی، به او اعتماد نکنند، امور جامعه مختل خواهد شد و مردم از لذت بخشش و احسان محروم می‌مانند. همچنین مامون بیان کرد که افراد مجرم در صورت وجود فرصتی برای عفو، از ارتکاب جرم خودداری نخواهند کرد.
و جمال حال و کمال کار مرد را نه هیچ پیرایه از عفو زیباتر است و نه هیچ دلیل از اغماض و تجاوز روشن‌تر.
هوش مصنوعی: زیبایی وضعیت و کمال عملکرد یک مرد نه با هیچ نوع زینت و زیور از عفو بهتر است و نه هیچ دلیلی از اغماض و عبور از خطا روشن‌تر است.
و پسندیده‌تر سیرتی ملوک را آنست که حکم خویش در حوادث عقل کل را سازند، و در هیچ وقت اخلاق خود را از لطفی بی‌ضعف و عنفی خالی نگذارند، تا کارها میان خوف و رجا روان باشد. نه مخلصان نومید شوند و نه عاصیان دلیر گردند. یکی از مشایخ طریقت را پرسیدند که: و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس را معنی بگوی. پیر رحمة الله علیه جواب داد که «واضح آیت در شریعت مستوفی بیاورده‌اند و بران مزید نیست، اما پیران طریقت رضوان الله علیهم چنین گفته‌اند که: «خشم فرو خوردن آنستکه در عقوبت مبالغت نرود.» و بباید دانست که ایزد تعالی بندگان خویش را مکارم اخلاق آموخته است و بر عادات ستوده تحریض کرده، و هرکرا سعادت اصلی و عنایت ازلی یار و معین بوَد قبله‌ی دل و کعبه‌ی جان وی احکام قرآن عظیم باشد.
هوش مصنوعی: سیرت مناسب برای پادشاهان این است که در تصمیم‌گیری‌ها به حکمت و عقل تکیه کنند و همواره اخلاق خود را با قداست و نیکی حفظ کنند تا کارها در میان امید و ترس بگذرد. به این ترتیب نه مخلصان ناامید خواهند شد و نه گناهکاران جسور. از یکی از مشایخ طریقت پرسیدند که معنی «و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس» چیست. آن پیر بزرگوار پاسخ داد که این آیه اصولی در شریعت دارد و در آن چیزی اضافه نمی‌شود، اما عارفان طریقت گفته‌اند که فروبردن خشم یعنی در تنبیه زیاده‌روی نکردن. باید دانست که خداوند بر بندگانش آداب نیکو آموخته و به کارهای پسندیده ترغیب کرده است و هرکس که سعادت حقیقی و نعمت الهی را یاریگر خود دارد، باید احکام قرآن را قبله و محور زندگی خود قرار دهد.
و هرگاه که در این مقامات تأملی بسزا رفت و فضایل عفو و احسان مقرر گشت؛ همت بر ملازمت آن سیرت مقصور شود و وجه صلاح و طریق صواب دران مشتبه نگردد و پوشیده نیست که آدمی از سهو و غفلت و جرم و زلت کم معصوم تواند بود، و اگر درمقابله این معانی و تدارک این ابواب غلو جایز شمرده شود مضرت آن مهمات سرایت کند.
هوش مصنوعی: در صورتی که به این موضوعات توجه کافی شود و ارزش‌های عفو و بخشش مشخص گردد، باید تلاش کرد که به این ویژگی‌ها پایبند بود و راه درست و مناسب از بین نرود. همچنین واضح است که انسان از اشتباهات، غفلت‌ها و گناهان به دور نیست. اگر بخواهیم در برابر این مسائل افراط کنیم، پیامدهای منفی آن به ما آسیب خواهد زد.
در جمله باید که اندازه اخلاص و مناصحت و هنر و کفایت آن کس که در معرض تهمتی افتاد نیکو بشناسد، اگر در مصالح بدو استعانتی تواند کرد و از رای و امانت او دفع مهمی تواند کرد و در تازه گردانیدن اعتماد بر وی مبادرت نماید و آن را از ریب و عیب خالی پندارد. و قوت دل او از وجه استمالت و تالف بقرار معهود باز رساند و این حدیث را امام سازد که اقیلوا ذوی الهیئات عثراتهم. چه ضبط ممالک بی وزرا و معینان در امکان نیاید و انتفاع از بندگان آنگاه میسر گردد که ذات ایشان به خِرَد و عفاف و هنر و صلاح آراسته باشد و ضمیر به حق گزاری و نصیحت و هواخواهی و مودت پیراسته.
هوش مصنوعی: در جمله باید به خوبی درک شود که میزان صداقت، خیرخواهی، مهارت و کارآمدی فردی که مورد اتهام قرار گرفته است، چگونه است. اگر او می‌تواند در حل مشکلات کمک کند و با مشاوران خود، مسائلی را برطرف سازد و به تدریج اعتماد به او را دوباره به وجود بیاورد، باید او را از هرگونه شک و عیب خالی دانست. همچنین، باید به او قوت قلب بدهیم و ارتباطات را بر اساس اعتماد و دوستی برقرار کنیم. این امر نشان‌دهنده این است که باید به مردم با اعتبار، فرصت‌هایی برای جبران خطاها داد. زیرا مدیریت کشور بدون وزرا و مشاوران مناسب، ممکن نیست و تنها زمانی می‌توان از افراد بهره‌مند شد که آنها با خرد، نزاکت، مهارت و صلاحیت آراسته باشند و نیز درونشان مملو از صداقت، خیرخواهی و محبت باشد.
و نیز مهمات ملک را نهایت نیست و حاجت ملوک به کافیان ناصح که استحقاق محرمیت اسرار و استقلال تمشیت اعمال دارند همه مقرر است، و کسانی که بسداد و امانت و تقوی و دیانت متحزم‌اند اندک اندک و طریق راست در این معنی معرفت محاسن و مقابح اتباع است و وقوف بر آنچه از هر یک چه کار آید و کدام مهم را شاید، و چون پادشاه به اتقان و بصیرت معلوم رای خویش گردانید باید که هریک را فراخور هنر و اهیلت براندازه رای و شجاعت و به مقدار عقل و کفایت کاری می‌فرماید، و اگر در مقابله هنرهای کسی عیبی یافته شود ازان هم غافل نباشد، که هیچ مخلوقی بی‌عیب نتواند بود.
هوش مصنوعی: اهمیت مدیریت و تدبیر در یک کشور همواره لازم است و نیازهای پادشاهان به مشاوران صالحی که شایستگی نگهداری از اسرار و توانایی در انجام امور را دارند، بسیار زیاد است. کسانی که دارای صداقت، امانت‌داری و تقوا هستند، به تدریج به اهمیت این امر پی می‌برند و در این زمینه باید به خوبی با مزایا و معایب پیروان آشنا شوند و بدانند که هر فرد چه تعهداتی دارد و کدام امور مربوط به آن‌هاست. وقتی که پادشاه نظر خود را با دقت و فهم صحیح شکل داد، باید هر فرد را بر اساس استعداد و قابلیت‌هایش وظیفه‌مند کند و در برابر هنرنمایی دیگران حتی اگر نقصی در آن‌ها ببیند، نباید غافل شود، زیرا هیچ کسی بدون عیب نخواهد بود.
و پس از تفهیم این معانی و شناخت این دقایق بر پادشاه فرض است که تفحص عمال و تتبع احوال و اشغال که به کفایت ایشان تفویض فرموده باشد، بجای می‌آرد. و از نقیر و قطمیر احوال هیچ چیز بر وی پوشیده نگردد، تا اگر مخلصان را توفیق مساعدت کند و خدمتی کنند، و یا خائنان را فرصتی افتد و اهمال نمایند، هر دو می‌داند و ثمرت کردار مخلصان هرچه مهناتر ارزانی می‌دارد، و جانیان را به قدر گناه تنبیه واجب می‌بیند؛ چه اگر یکی از این دو طرف بی‌رعایت گردد مصلحان کاهل و آسان‌گیر و مفسدان دلیر و بی‌باک شوند، و کارها پیچیده و اعمال و اشغال مختل و مهمل ماند، و تلافی آن دشوار دست. و داستان شیر و شگال لایق این تشبیب است.» رای (گفت:) «چگونه است آن؟»
هوش مصنوعی: پس از درک این مفاهیم و آگاهی از جزئیات، بر پادشاه ضروری است که درباره کارگزاران و وضعیت‌هایی که به آن‌ها واگذار کرده، بررسی دقیق انجام دهد. نباید هیچ چیز از وضعیت‌ها برای او پنهان بماند تا در صورتی که افراد صالح کمکی کنند یا خائنان فرصت پیدا کنند و کوتاهی کنند، او از این مسائل آگاه باشد. پادشاه باید ثمره‌ی کار مخلصان را به تناسب ارزش آن‌ها بپذیرد و همچنین مجازات لازم را برای جانیان به میزان گناهشان در نظر بگیرد. اگر یکی از این دو دسته نادیده گرفته شود، اصلاح‌گران می‌شوند سهل‌انگار و مفسدان جسور و بی‌پروا، که این باعث پیچیدگی کارها و بی‌نظمی در امور خواهد شد و بازگشت به حالت قبل دشوار خواهد بود. داستان شیر و شغال همین موضوع را به خوبی مثال می‌زند. رای پرسید: «این داستان چه بود؟»