گنجور

بخش ۸

کلیله گفت: انگار که به ملک نزدیک شدی؛ به چه وسیلت منظور گردی و به کدام دالت منزلت رسی؟

گفت: اگر قربتی یابم و اخلاق او را بشناسم خدمت او را به اخلاص عقیدت پیش گیرم و همت بر متابعت رای و هوای او مقصور گردانم و از تقبیح احوال و افعال وی بپرهیزم، و چون کاری آغاز کند که به صواب نزدیک و به صلاح ملک مقرون باشد آن را در چشم و دل وی آراسته گردانم و در تقریر فواید و منافع آن مبالغت نمایم تا شادی او به متانت رای و رزانت عقل خویش بیفزاید، و اگر در کاری خوض کند که عاقبت وخیم و خاتمت مکروه دارد و شر و مضرت و فساد و معرت آن به ملک او بازگردد پس از تأمل و تدبّر به رفق هرچه تمامتر و عبارت هرچه نرم‌تر و تواضعی در ادای آن هرچه شامل‌تر غور و غایله آن با او بگویم و از وخامت عاقبت آن او را بیاگاهانم، چنانکه از دیگر خدمتگاران، امثال آن نبیند. چه مرد خردمند چرب‌زبان اگر خواهد حقی را در لباس باطل بیرون آرد و باطلی را در معرض حق فرا نماید.

باطلی گر حق کنم عالم مرا گردد مقر
ور حقی باطل کنم منکر نگردد کس مرا

و نقاش چابک‌قلم صورتها پردازد که در نظر انگیخته نماید و مسطح باشد، و مسطح نماید و انگیخته باشد.

نقاش چیره‌دست است آن ناخدای ترس
عنقا ندیده صورت عنقا کندهمی

و هرگاه که مَلِک هنرهای من بدید بر نواخت من حریص‌تر ازان گردد که من بر خدمت او. کلیله گفت: اگر رای تو بر این کار مقرر است و عزیمت در امضای ان مصمم؛ باری نیک برحذر باید بود که بزرگ خطری است. و حکما گویند بر سه کار اقدام ننماید مگر نادان: صحبت سلطان، و چشیدن زهر به گمان و، سر گفتن با زنان. و علما پادشاه را به کوه بلند تشبیه کنند که درو انواع ثمار و اصناف معادن باشد لکن مسکن شیر و مار و دیگر موذیات که بر رفتن در وی دشوار است و مقام کردن میان آن طایفه مخوف. دمنه گفت: راست چنین است، لکن هرکه از خطر بپرهیزد خطیر نگردد

از خطر خیزد خطر، زیرا که سود ده چهل
برنبندد گر بترسد از خطر بازارگان

و در سه کار خوض نتوان کرد مگر به رفعت همّت و قوّت طبع: عمل سلطان و، بازارگانی دریا و، مغالبت دشمن. و علما گویند مقام صاحب‌مرّوت به دو موضع ستوده است: در خدمت پادشاه کامران مکرم، یا در میان زهاد قانع محترم.

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کلیله گفت: انگار که به ملک نزدیک شدی؛ به چه وسیلت منظور گردی و به کدام دالت منزلت رسی؟
هوش مصنوعی: کلیله گفت: به نظر می‌رسد که به مقام والایی نزدیک شده‌ای؛ چگونه به این هدف رسیده‌ای و با چه راهی به این جایگاه رسیده‌ای؟
گفت: اگر قربتی یابم و اخلاق او را بشناسم خدمت او را به اخلاص عقیدت پیش گیرم و همت بر متابعت رای و هوای او مقصور گردانم و از تقبیح احوال و افعال وی بپرهیزم، و چون کاری آغاز کند که به صواب نزدیک و به صلاح ملک مقرون باشد آن را در چشم و دل وی آراسته گردانم و در تقریر فواید و منافع آن مبالغت نمایم تا شادی او به متانت رای و رزانت عقل خویش بیفزاید، و اگر در کاری خوض کند که عاقبت وخیم و خاتمت مکروه دارد و شر و مضرت و فساد و معرت آن به ملک او بازگردد پس از تأمل و تدبّر به رفق هرچه تمامتر و عبارت هرچه نرم‌تر و تواضعی در ادای آن هرچه شامل‌تر غور و غایله آن با او بگویم و از وخامت عاقبت آن او را بیاگاهانم، چنانکه از دیگر خدمتگاران، امثال آن نبیند. چه مرد خردمند چرب‌زبان اگر خواهد حقی را در لباس باطل بیرون آرد و باطلی را در معرض حق فرا نماید.
هوش مصنوعی: او گفت: اگر فرصتی پیدا کنم و اخلاق او را بشناسم، با تمام وجودم به او خدمت خواهم کرد و تلاش می‌کنم تا پیرو نظر و خواسته‌های او باشم و از مذمت رفتار و کردار او دوری کنم. وقتی که او کاری را آغاز کند که به نفع و صلاح کشور باشد، آن را برای او به بهترین نحو جلوه‌گر می‌کنم و در بیان فواید و مزایای آن غلو می‌کنم تا شادی او افزایش یابد. اما اگر در کاری وارد شود که عاقبتش ناپسند و به ضرر و فساد مملکت او بینجامد، با تأمل و دقت، با لحنی نرم و با تواضع موضوع را با او در میان می‌گذارم و او را از خطر عاقبت آن آگاه می‌سازم، به گونه‌ای که او از دیگر خدمتگزاران مشابه چنین کمکی را نبیند. زیرا مرد خردمند می‌تواند حق را در پوشش باطل و باطل را در زمره حق عرضه کند.
باطلی گر حق کنم عالم مرا گردد مقر
ور حقی باطل کنم منکر نگردد کس مرا
هوش مصنوعی: اگر باطل را حق قرار دهم، تمام جهان مرا تصدیق خواهد کرد. اما اگر حق را باطل بپندارم، هیچ‌کس نمی‌تواند من را انکار کند.
و نقاش چابک‌قلم صورتها پردازد که در نظر انگیخته نماید و مسطح باشد، و مسطح نماید و انگیخته باشد.
هوش مصنوعی: نقاش ماهر باید بتواند چهره‌ها را به گونه‌ای طراحی کند که هم جذاب و هم دو بعدی به نظر برسند و در عین حال توانایی ایجاد جذابیت و عمق را داشته باشد.
نقاش چیره‌دست است آن ناخدای ترس
عنقا ندیده صورت عنقا کندهمی
هوش مصنوعی: ناخدای ماهر و باتجربه، که هیچ‌گاه پرندهٔ افسانه‌ای را نیده، می‌تواند به راحتی تصویر آن پرنده را ترسیم کند.
و هرگاه که مَلِک هنرهای من بدید بر نواخت من حریص‌تر ازان گردد که من بر خدمت او. کلیله گفت: اگر رای تو بر این کار مقرر است و عزیمت در امضای ان مصمم؛ باری نیک برحذر باید بود که بزرگ خطری است. و حکما گویند بر سه کار اقدام ننماید مگر نادان: صحبت سلطان، و چشیدن زهر به گمان و، سر گفتن با زنان. و علما پادشاه را به کوه بلند تشبیه کنند که درو انواع ثمار و اصناف معادن باشد لکن مسکن شیر و مار و دیگر موذیات که بر رفتن در وی دشوار است و مقام کردن میان آن طایفه مخوف. دمنه گفت: راست چنین است، لکن هرکه از خطر بپرهیزد خطیر نگردد
هوش مصنوعی: هرگاه که پادشاه به هنرهای من توجه کند، او بیشتر از من به خدمت من راغب می‌شود. کلیله گفت: اگر تصمیم تو بر این است و مصمم هستی، باید بسیار محتاط باشی، زیرا این کار خطر بزرگی دارد. حکما می‌گویند که نادان‌ها تنها به سه کار اقدام می‌کنند: صحبت با سلطان، چشیدن زهر به گمان، و صحبت کردن با زنان. علما نیز پادشاه را به کوهی بلند تشبیه می‌کنند که در آن انواع میوه‌ها و معادن وجود دارد، اما در عین حال محل زندگی شیر و مار و دیگر موجودات خطرناک است که رفتن به آنجا دشوار و نشستن در میان آن‌ها خطرناک است. دمنه گفت: این درست است، اما هرکسی که از خطر دوری کند، خطرناک نخواهد شد.
از خطر خیزد خطر، زیرا که سود ده چهل
برنبندد گر بترسد از خطر بازارگان
هوش مصنوعی: خطر به وجود می‌آید و اگرچه ممکن است ترس از خطر باعث شود که انسان به سمت احتیاط برود، اما در این راه ممکن است فرصت‌های سودآور را از دست بدهد. بنابراین، باید با احتیاط و شجاعت به برخورد با چالش‌ها پرداخت.
و در سه کار خوض نتوان کرد مگر به رفعت همّت و قوّت طبع: عمل سلطان و، بازارگانی دریا و، مغالبت دشمن. و علما گویند مقام صاحب‌مرّوت به دو موضع ستوده است: در خدمت پادشاه کامران مکرم، یا در میان زهاد قانع محترم.
هوش مصنوعی: انجام سه کار بزرگ نیازمند اراده قوی و روحیه بلند است: یکی حکومت و سلطنت، دیگری تجارت در دریا، و سوم مواجهه با دشمن. همچنین، دانشمندان می‌گویند مقام کسی که دارای فضایل اخلاقی است، در دو جایگاه مورد ستایش قرار گرفته است: یکی در خدمت پادشاهی بزرگوار و دیگر در میان زاهدان قانع و محترم.

حاشیه ها

« سوده » را اصلاح بفرمایید :
از خطر خیزد خطر، زیرا که سود ده چهل

1393/11/09 21:02
سمیرا

بر نواخت من «حریص‌تر» ازان گردد که من بر خدمت او

1394/07/19 11:10
ماهور

و عزیمت در امضای ان مصمم باری نیک برحذر باید بود که بزرگ خطری است

1398/01/09 12:04
محمد حسین حسنی شلمانی

خطر اول به معنی دشواری و خطر دوم به معنی بزرگی است
حدیث عمر ، در وادی القُری : حدیث شریف از پیامبر که کان لعثمان فیه خَطَرٌ ، ولعبد الرحمن خَطَرٌ !
خطر اولی شان و دومی دشواری است!
جلیل الخطر / ذو خطر : عظیم الشأن

1398/06/24 15:08
محمد ضیا احمدی

سود ده ، چهل یعنی متاع یا
کالائی را چهار برابر قیمت خرید، فروختن/ سود فراوان بردن

1398/06/08 23:09
Somaye zamani

خطر اول به معنی ریسک کردن و خطر دوم به معنی سود بردن و به بزرگی رسیدن است.یعنی شخص تا خطر ریسک کردن را نپذیرد نه سودی میبرد و نه به جایی میرسد.سعدی گوید: که بی بهره مانند فارغ زیان.
فارغ زیان یعنی آسایش طلب ها

1398/06/09 22:09
محمد ضیا احمدی

شعر کامل سعدی اینست:
طمع دار سود و بترس از زبان
که بی بهره مانند فارغ زیان
سمیلان چو می بر ندارد قدم
وجودی ست بی منفعت چون عدم
سمیلان= لجن کف حوض و استخر