گنجور

بخش ۵

کلیله گفت: شنودم آنچه بیان کردی، لکن به عقل خود رجوع کن و بدان که هر طایفه‌ای را منزلتی است، و ما از آن طبقه نیستیم که این درجات را مرشح توانیم بود و در طلب آن قدم توانیم گزارد.

تو سایه‌ای، نشوی هرگز آسمان‌افروز
تو که گلی، نشوی هرگز افتاب اندای

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کلیله گفت: شنودم آنچه بیان کردی، لکن به عقل خود رجوع کن و بدان که هر طایفه‌ای را منزلتی است، و ما از آن طبقه نیستیم که این درجات را مرشح توانیم بود و در طلب آن قدم توانیم گزارد.
هوش مصنوعی: کلیله گفت: من آنچه را که گفتی شنیدم، اما به عقل خود رجوع کن و به خاطر بسپار که هر گروهی جایگاهی دارد و ما از آن گروه نیستیم که بتوانیم به آن درجات برسیم و بتوانیم در جست‌وجوی آن قدم بگذاریم.
تو سایه‌ای، نشوی هرگز آسمان‌افروز
تو که گلی، نشوی هرگز افتاب اندای
هوش مصنوعی: تو مانند سایه‌ای هستی که هرگز نمی‌توانی به آسمان درخشان تبدیل شوی و همان‌طور که گلی هستی، هرگز نمی‌توانی به نور خورشید برسندی.

حاشیه ها

1392/03/05 17:06
امین کیخا

شعر فراهنجار و فوق العاده زیباست میگوید توکه از جنس سایه ای هرگز روشنی اسمان نمی شوی و تو که نهاد گلی داری به اندودن خورشید نمی رسی ، در لت اول ان سایه اصلن در کار روشنی نیست ولی در لت دوم هر چند گل برای گل اندود به کار می رود باز برای اندودن خورشید در بام اسمان نیست