و در میان اتباع او دو شگال بودن یکی را کلیله نام بود و دیگر را دمنه، و هر دو دهای تمام داشتند. و دمنه حریصتر و بزرگمنشتر بود، کلیله را گفت: چه میبینی در کار ملک که بر جای قرار کردهست و حرکت نشاط فروگذاشته؟ کلیله گفت: این سخن چه بابت توست و ترا با این سؤال چه کار؟ و ما بر درگاه این ملک آسایشی داریم و طعمهای مییابیم و از آن طبقه نیستیم که به مفاوضت ملوک مشرف توانند شد تا سخن ایشان به نزدیک پادشاهان محل استماع تواند یافت. ازین حدیث درگذر، که هرکه به تکلف کاری جوید که سزاوار آن نباشد بدو آن رسد که به بوزنه رسید. دمنه گفت: چگونه؟ گفت:
بوزنهای درودگری را دید که بر چوبی نشسته بود و آن را میبرید و دو میخ پیش او، هرگاه که یکی را بکوفتی دیگری که پیشتر کوفته بودی برآوردی. در این میان درودگر به حاجتی برخاست، بوزنه بر چوب نشست از آن جانب که بریده بود، انثیین او در شکاف چوب آویخته شد و آن میخ که در کار بود پیش ازانکه دیگری بکوفتی برآورد. هر دو شق چوب بهم پیوست، انثیین او محکم در میان بماند، از هوش بشد. درودگر باز رسید وی را دستبردی سره بنمود تا دران هلاک شد. و ازینجا گفتهاند «درودگری کار بوزنه نیست»
اطلاعات
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
و در میان اتباع او دو شگال بودن یکی را کلیله نام بود و دیگر را دمنه، و هر دو دهای تمام داشتند. و دمنه حریصتر و بزرگمنشتر بود، کلیله را گفت: چه میبینی در کار ملک که بر جای قرار کردهست و حرکت نشاط فروگذاشته؟ کلیله گفت: این سخن چه بابت توست و ترا با این سؤال چه کار؟ و ما بر درگاه این ملک آسایشی داریم و طعمهای مییابیم و از آن طبقه نیستیم که به مفاوضت ملوک مشرف توانند شد تا سخن ایشان به نزدیک پادشاهان محل استماع تواند یافت. ازین حدیث درگذر، که هرکه به تکلف کاری جوید که سزاوار آن نباشد بدو آن رسد که به بوزنه رسید. دمنه گفت: چگونه؟ گفت:
هوش مصنوعی: در میان پیروان ملک، دو شغال به نامهای کلیله و دمنه وجود داشت که هر دو از نظر عقل و تدبیر بسیار برجسته بودند. دمنه به لحاظ طمع و بزرگواری بیشتر شناخته میشد. او از کلیله پرسید که چه چیزی درباره اوضاع ملک میبیند که در آرامش به سر میبرد و نشاط و حرکت را نادیده گرفته است. کلیله به او پاسخ داد که این سوال برای تو چه اهمیتی دارد و ما در درگاه این ملک آرامش و غذا داریم و از آن دسته نیستیم که بتوانیم با پادشاهان مذاکره کنیم تا سخن آنها مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، از این مبحث عبور کن، زیرا هر کس بخواهد کارهایی را انجام دهد که لایق آن نیست، در نهایت به نتیجهای ناگوار میرسد. دمنه در پاسخ پرسید: چگونه؟ کلیله جواب داد:
بوزنهای درودگری را دید که بر چوبی نشسته بود و آن را میبرید و دو میخ پیش او، هرگاه که یکی را بکوفتی دیگری که پیشتر کوفته بودی برآوردی. در این میان درودگر به حاجتی برخاست، بوزنه بر چوب نشست از آن جانب که بریده بود، انثیین او در شکاف چوب آویخته شد و آن میخ که در کار بود پیش ازانکه دیگری بکوفتی برآورد. هر دو شق چوب بهم پیوست، انثیین او محکم در میان بماند، از هوش بشد. درودگر باز رسید وی را دستبردی سره بنمود تا دران هلاک شد. و ازینجا گفتهاند «درودگری کار بوزنه نیست»
هوش مصنوعی: یک نجار را دید که بر روی تخته نشسته و کاری میکند، هر بار که میخی را به تخته میکوبید، میخ دیگری که قبلاً کوبیده بود، به بیرون میآمد. در این حین، نجار برای انجام کار دیگری بلند شد و بوزنه بر روی تخته نشسته و در شکاف چوب گیر کرد. به محض اینکه نجار دوباره مشغول کارش شد، میخی که در حال کار بر روی آن بود، به بیرون آمد و دو قسمت چوب به هم پیوستند و بوزنه در میان آنها گرفتار شد و بیهوش شد. هنگامی که نجار دوباره برگشت و او را دید، نتوانست کمک کند و بوزنه جانش را از دست داد. از این ماجرا درسآموختهاند که «کار بوزنه به نجاری نمیخورد».
حاشیه ها
1389/11/23 14:01
محمد از بهبهان
سلام
به جای کلیله دو بار کلیه درج شده لطفا اصلاح شود
ا- بخش 2
2- بخش 3
در خط اول دیکی به جای یکی
خط 1: "یکی" به جای "دیکی" - کلمه ی " دهای" در دخدا موجود نیست. غلط تایپی است.
1392/03/05 17:06
امین کیخا
دهی یعنی هوش