گنجور

بخش ۲ - ترسیدن شیر از بانگ شنزبه

و در امثال آمده است که اذا اعشبت فانزل. چون یکچندی آنجا ببود و قوت گرفت و فربه گشت بطر آسایش و مسی نعمت بدو راه یافت. و به نشاط هرچه تمامتر بانگی بکرد بلند. و در حوالی آن مرغزار شیری بود و با او وحوش و سباع بسیار، همه در متابعت و فرمان او، و او جوان و رعنا و مستبد به رای خویش. هرگز گاو ندیده بود و آواز او ناشنوده. چندانکه بانگ شنزبه به گوش او رسید هراسی بدو راه یافت، و نخواست که سباع بدانند که او می‌بهراسد برجای ساکن می‌بود، و به هیچ جانب حرکت نمی‌کرد.

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

و در امثال آمده است که اذا اعشبت فانزل. چون یکچندی آنجا ببود و قوت گرفت و فربه گشت بطر آسایش و مسی نعمت بدو راه یافت. و به نشاط هرچه تمامتر بانگی بکرد بلند. و در حوالی آن مرغزار شیری بود و با او وحوش و سباع بسیار، همه در متابعت و فرمان او، و او جوان و رعنا و مستبد به رای خویش. هرگز گاو ندیده بود و آواز او ناشنوده. چندانکه بانگ شنزبه به گوش او رسید هراسی بدو راه یافت، و نخواست که سباع بدانند که او می‌بهراسد برجای ساکن می‌بود، و به هیچ جانب حرکت نمی‌کرد.
هوش مصنوعی: چندین بار در حکایات آمده است که وقتی علف‌ها سبز می‌شوند، وقت آن می‌رسد که باران ببارد. پس از مدتی که در آنجا بود و قوت گرفت و چاق شد، به دلیل آسایش و نعمت، شادی زیادی در دلش پیدا شد و با صدای بلندی ندا سر داد. در اطراف آن مرتع، شیری وجود داشت که با گروهی از جانوران وحشی و درنده که همه تحت فرمان او بودند، زندگی می‌کرد. این شیر جوان و زیبا بود و به فکر خود اعتماد داشت. او هرگز گاو ندیده بود و صدای آن را نشنیده بود. وقتی صدای بلندی از آنجا شنید، ترس بر او حاکم شد و نخواست که درندگان بفهمند او از آن صدا می‌ترسد؛ بنابراین در جایش ساکت ماند و هیچ حرکتی نکرد.

حاشیه ها

1397/05/10 18:08
محمدامین

اعشب یعنی رسیدن به گیاه تر.
اذا اعشبت فانزل یعنی هنگامی که به گیاه تر رسیدی پس فرود بیا و مجاز این است، هنگامی که به حاجت خود رسیدی، قانع باش.